من میگم باید دید چه تیپ شخصیتی و با چه اعتماد به نفسی بجای این اقایون هستن
من میگم باید دید چه تیپ شخصیتی و با چه اعتماد به نفسی بجای این اقایون هستن
من در اصل داستان دچار مشکل شدم...
این مریم خانوم آخه چرا همچین کاری کرده...؟؟!!!
وقتی موند رو دست مامان و باباش و امثال همون آقای b هم دیگه نیومد خواستگاریش بهش میگم.....
- - - به روز رسانی شده - - -
من در اصل داستان دچار مشکل شدم...
این مریم خانوم آخه چرا همچین کاری کرده...؟؟!!!
وقتی موند رو دست مامان و باباش و امثال همون آقای b هم دیگه نیومد خواستگاریش بهش میگم.....![]()
هر صبح پلکهایت فصل جدیدی از زندگی را ورق می زند !
سطر اول همیشه این است : خدا همیشه با ماست . . .
پس بخوانش با لبخند !!!![]()
سلام
دوست عزیز حالتون انشاالله خوبه؟سه نوع رو نمیشه جدا کرد باید کنارهم با مثال قرار داد تا اولا احساساتشون و درثانی عکس العملشون که نتیجه ی احساساتشون است رو بهتر بیان کنه
این مقاله میخواد بگه که سه نوع آدم داریم.نوع اول و دوم با ناراحتی عاطفی با مسائل برخورد میکنن و نوع سوم باعقل و منطق که تعدادشون واقعا خیلی کمه.مفهومش اینه که اگه جزو نوع اول یا دوم هستین سعی کنین به سمت نوع سوم حرکت کنین چون نوع اول و دوم علاوه برخود باعث آزار دیگران نیز می شوند به عنوان مثال نوع اول که میگن هیچ دختری نمیتونه به من نه بگه وقتی هم برخلاف میلش نه میشنوه به جماعت حمله میکنه مثال بارزش که در اجتماع ما مد شده بود اسید به روی دختران می پاشیدند یا نوع دوم که باعث اضطراب خانوادگیشون میشوند و خودشون منزوی میشوند.علاوه بر این این مقاله شیوه برخورد مدیر با کارکنانش رو میگه وبه مدیر میگه نوع کارمندت رو بشناس و از طرف دیگه به افرادجامعه یاکارکنان میگه به سمت نوع سوم حرکت کنین. بدون مثال این مفهوم رو نمیتونی برداشت کنی. دوست عزیز بعضی وقته فقط سی دقیقه میخوابم تا مطلبم براتون مفید باشه.و نظرات شما برامن مفید باشه پس این یه رابطه ی دو طرفه است.
خدا خیرت بده واقعا ممنونم چون وقت میذارین. چیزی نمیتونه اینقد خوشحالم کنه چون نظر میدین.یامولاعلی(ع)
ویرایش توسط عبدالله91 : 28th January 2013 در ساعت 01:37 AM
من اگه بودم مثل اقای a ناراحت میشدم .چون احساس میکردم بهم توهین شده.البته واقعا هم این یه نوع توهینه.
سلام متن بلندیه ولی به خوندنش می ارزه من این طور برداشت کردم که در هر صورت مردا یا خودشونو ویرونه میکنن با دختره و خانوادش .... ولی جالب نبود دختره اقای a سرکار بزاره ولی وقعا از کارت خوشم اومد وگرنه نصف شبی میگرفتم می خوابیدم...![]()
سلام دوستان
ممنونم آقا عبدلله عزیز بازم یه مطلب مفید و قابل بحث رو باز کردین
به نظر من ه مطلبتون خوب بود و آنچنان که دوستان میگن طولانی نبود.. اما خب اونم بستگی به شرایط داره و ایشالا سر فرصت بخونن همگی..ارزششو داره
خوب نظرات و احساسات متفاوته همونجوری که بیان کردین خودتون..
عصبانیت آقای a بی مورد نیست و من حق میدم بهش اما نه به اون جایی برسه که آدم به فحش و ناسزا و اسید پاشیدن!!!! برسه!
خب هر کسی شخصیتی داره و توهین به شخصیت یه انسان ار ناشایستیه و باعث ناراحتی طرف میشه و این زیاد غیر عادی نیست اما بازم میکم ناراحتی و اعصاب خوردیم تا حدی قابل قبوله.
خب من اگر به جای آقای a بودم ناراحت میشدم اما خب نه به حدی که ناسزا بگم و علت رو جویا می شدم و از خانوم"مریم" میپرسیدم علت کارشو.. تا اونجایی که خیالم حداقل از بابت شخصیت درونی خودم راحت باشه"البته اگر فقط یه خاستگاری ساده بوده باشه و بحث علاقه ی شدید مطرح نباشه بعد از جویا شدن علت قضیه رو فیصله میدادم و سعی میکردم از این به بعد بیشتر رو شناخت آدما کار کنم، اما اگر بحث علاقه ی شدید مطرح باشه و مشکل خانواده ی مریم باشن مسئله رو پیگیر میشدم و مشکل رو از سر راه بر میداشتم تا جایی که میشد، اما اگر مشکل طرفم بود و واسه مسائل دیگه من و سر کار گذاشته بود اونوقت فرق میکرد و میشد همون مورد اول"
آقای b یه شخصیت ضعیف و شکنندس و من واقعا نمیدونم خودمو چه جوری به جای اون بذارم؟ اما اگر به جای آقای b بودم حتما اول روی شخصیت خودم کار میکردم و بعد اقدام به کاری می کردم چون شخصیت ضعیف در هر حالتی شکست میخوره جون به خودش اطمینان نداره..
اما در مورد آقای c : خب بنده به شخصه نمی تونم نسبت به هیچ موردی تو زندگی بی تفاوت باشم و ساده ازش بگذرم! اگر موارد اول رو که گفتم و پیگیری می کردم و به نتایجی که گفتم میر سیدم به این درجه ه آقای c هستن میرسیدم و بی خیال موضوع می شدم و میرفتم واسه یه تصمیم جدید..
البته نظرات بسته به شخصیت آدم داره بازم این نکته نباید فراموش بشه
ببخشید دیگه آقا عبدلله عزیز یه خورده طولانی شدبرم تا صدای بچه ها در نیومده از طولانی بودن مطلب
- - - به روز رسانی شده - - -
سلام دوستان
ممنونم آقا عبدلله عزیز بازم یه مطلب مفید و قابل بحث رو باز کردین
به نظر من ه مطلبتون خوب بود و آنچنان که دوستان میگن طولانی نبود.. اما خب اونم بستگی به شرایط داره و ایشالا سر فرصت بخونن همگی..ارزششو داره
خوب نظرات و احساسات متفاوته همونجوری که بیان کردین خودتون..
عصبانیت آقای a بی مورد نیست و من حق میدم بهش اما نه به اون جایی برسه که آدم به فحش و ناسزا و اسید پاشیدن!!!! برسه!
خب هر کسی شخصیتی داره و توهین به شخصیت یه انسان ار ناشایستیه و باعث ناراحتی طرف میشه و این زیاد غیر عادی نیست اما بازم میکم ناراحتی و اعصاب خوردیم تا حدی قابل قبوله.
خب من اگر به جای آقای a بودم ناراحت میشدم اما خب نه به حدی که ناسزا بگم و علت رو جویا می شدم و از خانوم"مریم" میپرسیدم علت کارشو.. تا اونجایی که خیالم حداقل از بابت شخصیت درونی خودم راحت باشه"البته اگر فقط یه خاستگاری ساده بوده باشه و بحث علاقه ی شدید مطرح نباشه بعد از جویا شدن علت قضیه رو فیصله میدادم و سعی میکردم از این به بعد بیشتر رو شناخت آدما کار کنم، اما اگر بحث علاقه ی شدید مطرح باشه و مشکل خانواده ی مریم باشن مسئله رو پیگیر میشدم و مشکل رو از سر راه بر میداشتم تا جایی که میشد، اما اگر مشکل طرفم بود و واسه مسائل دیگه من و سر کار گذاشته بود اونوقت فرق میکرد و میشد همون مورد اول"
آقای b یه شخصیت ضعیف و شکنندس و من واقعا نمیدونم خودمو چه جوری به جای اون بذارم؟ اما اگر به جای آقای b بودم حتما اول روی شخصیت خودم کار میکردم و بعد اقدام به کاری می کردم چون شخصیت ضعیف در هر حالتی شکست میخوره جون به خودش اطمینان نداره..
اما در مورد آقای c : خب بنده به شخصه نمی تونم نسبت به هیچ موردی تو زندگی بی تفاوت باشم و ساده ازش بگذرم! اگر موارد اول رو که گفتم و پیگیری می کردم و به نتایجی که گفتم میر سیدم به این درجه ه آقای c هستن میرسیدم و بی خیال موضوع می شدم و میرفتم واسه یه تصمیم جدید..
البته نظرات بسته به شخصیت آدم داره بازم این نکته نباید فراموش بشه
ببخشید دیگه آقا عبدلله عزیز یه خورده طولانی شدبرم تا صدای بچه ها در نیومده از طولانی بودن مطلب
![]()
دوست عزیز
کمی خلاصه ترلطفا
- - - به روز رسانی شده - - -
دوست عزیز
کمی خلاصه ترلطفا
![]()
از بهشت رانده شدیم تا مبادا روزی خدا بگوید :
افسوس روزگاری اینجا بهشت بود
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)