-
پاسخ : دفتر خاطرات روزانه بچه هاي سايت نخبگان(حالا)
امروز تولد داداشمـــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــه[shaadi]:x
اما هنوز نیومده!!!!! با دوستاش بیرون مهمونی گرفتن!
اینجا هم دختر خالم رسیده بقیه 11 به بعد میان !
آخه ما اصولاً مهمونی هامون 11 شب به بعد شروع میشه [nishkhand][khabalood]
رفتم براش گل گرفتم (آخه کادو هر چی هم که باشه ولی گل یه زیبایی دیگه ای داره) اما اصلا خوب درستش نکردن! البته مامانم اینا میگن خوبه ولی من چون همیشه خودم دسته گلا رو تزئین میکنم این برام یجوریه! قشنگه ولی خیلی قشنگتر از اینم میشد
داشتم میومدم هم دوستش منو دید الانم حتما رنگ گل ها نوعشون همه چیو به داداشم گفته![nishkhand] هیچی توو دلشون نمیمونه که! دلشون قد دل یه بچه گنجیشکه[cheshmak]
میگه مثلا میخوای سورپرایز کنی عمراً اگه بذارم[nishkhand]
و منم تحدیدش کردم که نگیا[delkhoori]
ولی کادو رو بهش نگفتم چی گرفتم[nishkhand] چون اونم تا حالا لو میرفت![nishkhand]
تولدش مبارک[golrooz][golrooz][golrooz]
همه ی دنیامه...................................... .................................................. .................................................. ......................
-
پاسخ : دفتر خاطرات روزانه بچه هاي سايت نخبگان(حالا)
الان مشهد هستم .....دلمم خیلی گرفته ...خیلییی......از همه جا .....برای همه دعا میکنم.....ایشالا قسمتتون بشه....[golrooz][golrooz][golrooz]
-
پاسخ : دفتر خاطرات روزانه بچه هاي سايت نخبگان(حالا)
چرا بی حوصلگی رو جز دردای لاعلاج دنیا جساب نمیکنن؟ یهو یه جوری ادم تمام روحیشو از دست میده و خالی میشه که انگار زیر فشار یه ابشار وایساده من دلیلشو هیچوقت نفهمیدم چرا همیشه هرچیزی که میخوای نمیشه؟ هرکیو که میخوای نیست؟ هرچی دوس داری پیدا نمیشه؟ چرا بعضی وقتا جواب همه سوالا نه میشه؟ چرا بعضی وقتا ثانیه ها درداور میشن؟ یعنی ادم چش میشه؟ حس خنده که نیست کاش اقلا حس گریه بود.....
-
پاسخ : دفتر خاطرات روزانه بچه هاي سايت نخبگان(حالا)
الان حتی از تهی هم خالی ترم.............حال و حوصله هم که ندارم...............هم خوابم میاد هم نمیاد........یه سوال: آخرش کیه؟؟؟ من تا کی باید صبر کنم؟؟؟ اصلا نتیجه ای هم داره؟
می گویند قسمت نیست حکمت است...؟
خدایا من معنی قسمت و حکمت را نمی دانم
اما تو معنی طاقت را می دانی!!!
مگـــــــــــه نـــــــــــــــــــه؟؟؟؟
http://www.en.kolobok.us/smiles/he_a...girl_cray3.gif
-
پاسخ : دفتر خاطرات روزانه بچه هاي سايت نخبگان(حالا)
اما از بی تفاوتی خوشم نمیاد که هیچ، نمیتونم هم بیخیال و بی تفاوت باشم نسبت به خیلی چیزا...
یه ذره هم اگه بیخیال بودم، با حرفای یه آشنای قدیمی دوباره بیشتر شد!
آدم اگه بتونه تشخیص بده چی درسته خیلی اوضاع فرق داره!
ولی حتی این آشنای قدیمی در مورد خودش نمیدونه چی درسته. این باعث میشه منم بیشتر مطمئن شم که عمرا اگه بتونم بفهمم چی درسته.
خدایا خودت کمک کن کار درست رو انجام بدم.در هر لحظه ای که میاد! فقط خودت میتونی کمک کنی!
رها نکن هیچ وقت منو به حال خودم...
-
پاسخ : دفتر خاطرات روزانه بچه هاي سايت نخبگان(حالا)
الان حال من خیلی عجیبه و توی یک سردرگمی بزرگی فرو رفتم نمیدونم برم مانتومو بشورم،گزارش کارمو بنویسم یا بازم تو سایت باشم![tafakor][nishkhand][soal]
-
پاسخ : دفتر خاطرات روزانه بچه هاي سايت نخبگان(حالا)
الان عصبی هستم اخلاقم شده عین سگ[nishkhand] این خنده الان ار روی عصبانیته کمی برم مشت بزنم اروم بشم.خدایی ملتم دوست دارن ما هم مثلا دوست داریم شلغم پیش اینا نفعش بیشتره[nishkhand]
-
پاسخ : دفتر خاطرات روزانه بچه هاي سايت نخبگان(حالا)
امروز بعد یه روز ســـــــــــــــــــــخــ ـــــــــــــــــت از نامه های اداری دانشگاه اومدم شهرمون اینجا هم کلاس داشتم! رفتم سر کلاس ولی کلا خواب بودم....
برگشتنی موقع رد شدن از کنار سوپر مارکت کوچمون ، صدای همسایمونو شنیدم که خرید کرده بودن و داشتن میومدن بیرون
منو دیدن
گفتم: سلام!
ایشون یدفعه فریاد زدن : O!!!!!!!!!!!!!!!! خوب شد دیدمت!!!!!!!!!!!!!!!
من: [taajob] لال شدم درحال سکته کردن بودم که چی شد!!!!!!!!![negaran]
همسایمون : دیدمت یاد الکل افتادم!!!!! [soal]
نخریدم! خوب شد دیدمت! و اِلا باز باید بر میگشتم!
و سریع برگشتن توی سوپر مارکت
من توو دلم:[delkhoori] حالا خوب شد یبار اومدین آزمایشگاه!
جواب سلام هم که هیچی 70 تاش مال خودم......[cheshmak][nishkhand]
اینم از وضع ما[nadanestan]
[golrooz]
-
پاسخ : دفتر خاطرات روزانه بچه هاي سايت نخبگان(حالا)
از چمن گذشته.....
دیگه داره کم کم نهال زیر پام سبز میشه......[entezar2]
-
پاسخ : دفتر خاطرات روزانه بچه هاي سايت نخبگان(حالا)
امروز یه تصمیم بزرگ گرفتم.
اگه نتیجه گرفتم خبرتون میکنم[cheshmak]
-
پاسخ : دفتر خاطرات روزانه بچه هاي سايت نخبگان(حالا)
منم تصمیم بزرگی گرفتم.مقدماتش داره اماده میشه نتیجه داد خبرتون میکنم [nishkhand]
-
پاسخ : دفتر خاطرات روزانه بچه هاي سايت نخبگان(حالا)
امروز فهمیدم مردم دو دستن یه عده میدونن سرکارن یه عده نمیدونن سرکارند[taajob]
-
پاسخ : دفتر خاطرات روزانه بچه هاي سايت نخبگان(حالا)
الان دلم میخواد یه چیزی به خدا بگم خدایی که گاهی حس میکنم ندارمش:
خدا من بنده خوبی نیستم درست.....تو که خدای خوبی هستی [afsoorde]
-
پاسخ : دفتر خاطرات روزانه بچه هاي سايت نخبگان(حالا)
تو زندگی هرکس ادمایی پیدا میشن که تاثیر گذارند
بعضیا انرزی مثبت میدن و بعضیاشون اثر منفی دارن
امروز خیلی سر حالترم چون انرژی مثبت از کسی گرفتم
فوقالعادس خیلی حس خوبیه همه چی قشنگ به نظر میرسه
-
پاسخ : دفتر خاطرات روزانه بچه هاي سايت نخبگان(حالا)
خدایا تا الان که هوامو داشتی الان به بعدم بیا هوامو داشته باش الان نمیتونم امتحان پس بدم
-
پاسخ : دفتر خاطرات روزانه بچه هاي سايت نخبگان(حالا)
یه استاد داریما همش ازمن سوال میکنههههههههههههه روعصابمه
همین الان داشتم خودشو امواتشو دعامیکدم..[gerye][negaran]
مامانم هی میگه کووووووووثررررررر بسهههههههههه ازصبه تو اینترنتیییییی بسههههه
منم هی میگم چشم مامان چشم الان میام
ههه ولی...
-
پاسخ : دفتر خاطرات روزانه بچه هاي سايت نخبگان(حالا)
بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند
قاب عکس توست ..اما شیشه ی عمر من است...
امروز جات خیلی خالی بود.....
....خونه جدیدت که میایم مهمون خورشید و ماه ..ابر و آسمون.. باد و بارونیم
امروزم خیس بارون شدیم... خیلی قشنگ بود.....راستی تو اونجا بودی؟!....دیگه به چشامم اعتماد ندارم.... میگفتن که هستی...اما من نمیدیدمت و این حرفا که آرومم نمیکنن...هه چاره ای هم هست!؟! آره تو بودی....مگه میشه اینجوری بارون بیادو تو نیای زیر بارون
.....
مونده بودیم که کی شمع هاتو فوت کنه........ از ترس روشن نمیکردیم.....مگه میشه توو تولد شمع روشن نکرد.... دلو زدیم به دریا روشنش کردیم..... بارون جای تو شمع هاتو فوت کرد و خاموش..... حالا خوردن شیرینی ها .... چاشنیش اشک بودو بارون .... چه طعمی داشت......جدیدا طعم هر چیرو با قلبم حس میکنم.... راستی جدیدا یکی خیلی بهم میگه بی احساس...
خوب بود.... مث همه تولدا.... 2 تا فرق داشت
یکی اینکه تو نبودی....
دوم اینکه بازم نبودی تا کیکتو توو صورت یکی له کنی.... بعد اون بشه سوژه و عصبانی دادش بره هوا...... بعد توو اوج عصبانیت یه خنده ی مهربون تو آروومش کنه.... چرا همه ی دلیلا به تو ختم میشه!
بیا بکوب کیکتو توو صورت هرکدوممون که خواستی.... هیچ کدوم ناراحت نمیشیم.....
امشب کلی منتظر موندیم که سرنوشت کیکت چی میشه..... بازم له شد.... ولی به دست باروون...
دقت کردی! امشب همه ی مسئولیتات رو دوش بارون بود...... نکنه تو بارون شدی...... پس راست میگفتن... بودی.....
تولدت مبارک مهربانم.......
بعـــــــدت ای یارم دگر یاور ندارم
دست حسرت بر جبین باور ندارم
بی پناهم چونکه یارم خفته در خون
مـــــــــن غریبم وه ببین باور ندارم
سرو سرسبزم تو بودی در بر خود
چــــوب خشکی اینچنین باور ندارم
بر سر قبــــرت نشستم گریه کردم
مـــــــــــاه تابان در زمین باور ندارم
مشت کوبیدم به خاکت با دلی خون
گشـــــــتم اینک دل غمین باور ندارم
حک بود نامی به روی سنگ سردی
خـــــوانده ام نامت حزین باور ندارم
(دفتر شعر شعرای نخبگان. hadi elec)
-
پاسخ : دفتر خاطرات روزانه بچه هاي سايت نخبگان(حالا)
امروز شنبه مورخ 13/8/1391 مصادف با عید سعید غدیر خم
الان واقعا معنای تنهایی رو میفهمم
وقتی پا شدم و هیچکس نبود که .........
-
پاسخ : دفتر خاطرات روزانه بچه هاي سايت نخبگان(حالا)
امشب دلم میخواد تنها باشم برخلاف شب های دیگه که ناخواسته تنها بودم
اندفعه خودم میخوام تنها باشم خود خود خود خود خودم
-
پاسخ : دفتر خاطرات روزانه بچه هاي سايت نخبگان(حالا)
1 ساعتی هست از اتش نشانی امدم .
هوا فوق العاده سرد بود . اتوبوس نبود ، گففتن چون روز تعطیل بوده اتوبوس نیست [tafakor]
ماشین هم به سختی پیدا شد . فک کنم اینم به خاطر این بود که روز تعطیل بود .
کلاً یه روز که تعطیل باشه کل جهان تعطیله !
بابا خب ، یه ذره هم مراعات کنید .
یه دختر ساعت 9 شب تو خیابون ، یه تاکسی نیست ببردش خونه ! 45 دقیقه منتظر ایستادم ! یخ کردم .
-
پاسخ : دفتر خاطرات روزانه بچه هاي سايت نخبگان(حالا)
تولده...، آرش دوستم
به همه پیامک زده عید غدیر و میلاد با سعادت آرش مبارک
با بچه ها تصمیم گرفتیم امسال هیچی براش نگیریم.... له له شد داغونش کردیم[khande] دم خودم گرم عجب نقشه ای کشیدم همممممممممممم
-
پاسخ : دفتر خاطرات روزانه بچه هاي سايت نخبگان(حالا)
امروز هم گذشت .... فقط نمی دونم چرا اینقدر دلم یهو گرفته ....[golrooz]
خدایا خودت که می دونی ... حواست باشه خوب ...فدای تو مهربون خدا بشم .....[cheshmak]
-
پاسخ : دفتر خاطرات روزانه بچه هاي سايت نخبگان(حالا)
من امروز یکی از بهترین روزای زندگیمو گذروندم....
وقتی بهش فکر میکنم میبینم تفاوت چندانی با روزای دیگم نداشت اما بینهایت عالی بود چون من لحظه لحظۀ امروزو زندگی کردم....
چی میشه همۀ روزا مثل امروز باشه....
خدایا شکرت بخاطر این حال خیلی خوبی که الان دارم....
-
پاسخ : دفتر خاطرات روزانه بچه هاي سايت نخبگان(حالا)
امروز دوباره بیخودی و بی جهت دلم گرفت دوباره یه جور که انگار یه غم بزرگ رو سینمه
نمیدونم چیه ولی هرچی هست زود باید تموم بشه[narahatish]
-
پاسخ : دفتر خاطرات روزانه بچه هاي سايت نخبگان(حالا)
من دیگه بسه برام تحمل اینهمه غم
بسه جنگ بی ثمر برای هر زیاد و کم
من دیگه خسته شدم واقعا!
یکی میگه دانشجویی همینه، کلی میخوری، میخوابی حالشو میبری، بعد دو سه شب مونده به امتحان باید خودتو بکشی... البته برای عموم نه اونایی که خوب میخونن... میخوام بگم من درس نخوندم ولی هیچ حالی نبردم، نخوابیدم، اصلا من هیچ کاری نکردم... من فقط مبهوت بودم... فقط گیج خودم بودم که چرا به اینجاها رسیدم؟!!! چرا اینقد غرق چیزایی شدم که متعلق به وجود من نیست؟! چرا اینقد درگیر زندگی شدم که زندگی من نیست... چرا خدا داره اینجوری با من تا میکنه؟! من فقط درگیر این بودم که چطور یه آدمی مثل من میتونه به این وضع برسه؟! چطور یه آدمی مثل من هیچ کاری نمیکنه برای هیچ چیزی! ولی هیچ کاری نکردم برای تغییر یا بهتر یا بدتر شدن... من مبهوت بودم... مبهوت این من جدید... مبهوت این منی که معلوم نیست به کجا میره؟!!!
همه دنیا بخواد و تو بگی نه
نخواد و تو بگی آره تمومه
همه چی همینه... شاید نمیخوای... یعنی من که تا اراده میکردم همه چی میشد... حالا الان یا دیگه اراده نمیکنم یا همینه که تو نمیخوای. شایدم چیزی که عالم و آدم ازش ترس دارن برای من پیش اومده... شاید تو منو به حال خودم رها کردی...! که حتی فکرشم آدمو به معنی واقعی کلمه داغون، داغون میکنه. من از کجا بفهمم ...
منو از خودم رها کن
تا دوباره جون بگیرم
خسته ام از این عقل خسته
من میخوام جنون بگیرم
آخرش اینکه :
آره دنیا... ما نخواستیم! دلو با خودت نبین...
وایسا دنیا... من میخوام پیاده شم
-
پاسخ : دفتر خاطرات روزانه بچه هاي سايت نخبگان(حالا)
روز خوبی بود ولی دلم شکسته هیچکی سنگ صبورم نیست[negaran]
-
پاسخ : دفتر خاطرات روزانه بچه هاي سايت نخبگان(حالا)
یاد این شعر افتادم امروز:
بازم دلم گرفته
گریم اختیاری نیست
گریم اختیاری نیست
اخه جز قصه مرا کاری نیست[narahatish]
-
پاسخ : دفتر خاطرات روزانه بچه هاي سايت نخبگان(حالا)
فکری ندارم تحریم که روی من اثری نداشت
پس چرا فکر کنم
-
پاسخ : دفتر خاطرات روزانه بچه هاي سايت نخبگان(حالا)
مغر من در حال حاضر فیلتر می باشد[afsoorde]
-
پاسخ : دفتر خاطرات روزانه بچه هاي سايت نخبگان(حالا)
امروز که محتاج توام جای تو خالیست ...
فردا که بیایی به سراغم نفسی نیست....
خدایا خودت کمکون کن ....فقط در تورو میزنم ....تق تق تق تق
آ باز شد ..سلام خدا خوبی ؟ منم .....[shaad]
-
پاسخ : دفتر خاطرات روزانه بچه هاي سايت نخبگان(حالا)
امروز یکم استرس دارم آخه امتحان دارم 1شنبه!
خدایا کمکم کن...
اما حالم خوبه...
یعنی نه خیلی خوب ولی نفسم میاد و میره همین جای شکر داره!!!!
خدایا چرا وقتی دلت می خواد زمان زود بگذره...بدتر باهات لج می کنه و هی لفتش می ده؟؟
خدا جونم چرا باید هی بدوییم دنبال آرزوهامون؟؟!!
خدایا چرا هی باید حسرت کم و زیاد دنیا رو بخوریم؟؟!!
آخرشم اسم این حال و روزو بذاریم زندگی!!!!...
خدا راضی نشو به اینکه این مه دوندگی کنیم و آخرش تو راه نفس کم بیاریم یا بخوایم جا بزنیم!!
خدا اگه تو بخوای همه چیز می شه!!...
پس بخواه...چیزای خوب...اتفاقای خوب...زندگی خوب...بخواه برامون خدا جونم!
تو که رفیق مشترک همه آدمای روی زمینی!!...
تو که سنگ صبور وقت تنهایی و غصه هامونی!!...
راضی نشو به اینکه حسرت خورده بمونیم!!
ما امیدمون به تو و مهربونیاته...
امیدمونو ناامید نکن خداجونم!!...
بگیر این دستای نحیف و ناتوان بنده هاتو که رو هوا معلق مونده...
هزاران معجزه
میان زمین و آسمان معطل است
دستی باید تا معجزه ها را فرود آورد
و آن...دست جوانمرد است
عرفان نظر آهاری
-
پاسخ : دفتر خاطرات روزانه بچه هاي سايت نخبگان(حالا)
الان دارم به این فکر می کنم که چه کاردستی برای بچه های مهد برای فردا درست کنم ؟!
آخه دارن اجزای صورت رو یاد می گیرن ! یه بار ماسک چشم درست کردم ایندفعه نمی دونم چی درست کنم ؟!
-
پاسخ : دفتر خاطرات روزانه بچه هاي سايت نخبگان(حالا)
امروز یکی از دوستای دبیرستانمو دیدم
باورم نشد خودش باشه
خیلی عوض شده بود، خیلی...
خیلی سرد برخورد کرد.
انگار که همین 1ساعت پیش همو دیده باشیم ؛ خیلی واسش عادی بود.
راستش اون موقع هم که هر روز همو می دیدیم تا این حد عادی برخورد نمی کرد.
منو اون هم کلاس نبودیم ،هم رشته هم نبودیم، اما دوستای خوبی بودیم.
باورم نمیشه!!!
یعنی دانشگاه دولتی این همه ادمو عوض میکنه؟؟!!!
خدایا اگه واقعا اینجوریه ممنونتم که تقدیرت غیرانتفاعی بود...
-
پاسخ : دفتر خاطرات روزانه بچه هاي سايت نخبگان(حالا)
[negaran][soal][bihosele][dooa]
-
پاسخ : دفتر خاطرات روزانه بچه هاي سايت نخبگان(حالا)
امروز کلی بدو بدو داشتم .......
همشم کلی دیر شد ... آخه سیل اومد اینجا...
شب که خسته بر میگشتم... هیچکس نبود.... همه جا امن!!! بود......من بودمو شب و کوچه و باروون........
و تونستم رااااااااااااااااحححححححح ححححححتتتتتتتتتتتتتتتتتتت تتتت دستای بارونو حس کنم.......
قشنگ آرووم شدم............
آرووووم..............................
............................................
.................................................. .
-
پاسخ : دفتر خاطرات روزانه بچه هاي سايت نخبگان(حالا)
امروز کلی امتحان داشتیم ...
نصفشو کنسل کردیم،،
نصفشو دادیم، خدا خیر بده معلما رو که اینقد به فکر ما هستن!!!
آخ تا یادم نرفته پاشم ورقه زمینم رو بردارم بذارم لای کتابم!! آخه معلمم نمرمو 25 صدم کم داده ، باید اونم فردا به عنوان شاهد باشه!!
امروز روز نسبتا خوبی بود چون من با تست زدن واسه زیست خیلی حال میکنم.. فردا هم که امتحااااان زیست......
-
پاسخ : دفتر خاطرات روزانه بچه هاي سايت نخبگان(حالا)
یعنی تفاوت ایجاد کردن یعنی همین!
ساعت 7.30 بخوابی تا 11. بعدش بیدار باشی! از این کارا زیاد میکردم قبلا. پارسال که سال کنکور باشه. وقتایی که حس درس نبود، یا خسته بودم، زود میخوابیدم و پا میشدم وقتی که واقعا وقت خواب بود.
کلا همه مدل خوابیدن رو تجربه کردم فکر کنم. مثلا حتی مدل نخوابیدن [cheshmak]
میخواستم درس بخونم، ولی کم خوندم. شایدم نمیخواستم درس بخونم که نخوندم! نمیدونم!!! من چرا هیچوقت هیچیو نمیدونم؟!
کتاب بینایی رو با اونهمه شوق و ذوق خریدم، نخوندمش! اینم وضع جدیده مثکه!
این آقای دکتر هم که میگم کلاستون مفیده برای من، عقاید مخالفم زده میشه، جالبه! میگه عقایدتو بگو! آخه از عقیده گفتن چه نتیجه ای دیدم من؟!! ای آقا! زده شدم من از عقیده گفتن مثکه! کلاس اخلاقمون هم تمرین همین موضوعه! عقیده نگفتن! ولی فقط نگفتن! اونم احتمالا موقت!
روا مدار...
روا مدار که بمیرم و ندانم به کدام آیینم...!!!!
حسین پناهی
-
پاسخ : دفتر خاطرات روزانه بچه هاي سايت نخبگان(حالا)
یعنی همه چی یهو پاک شده انگار!
وقتی مغز آدم متمرکز نیست همینه دیگه!
یعنی من این کاتاها رو فکرم نمیکردم یه ذره روشون! اصلا فکر چیه! ملکه ذهن بود... نمیدونم چرا الان اینجوری شده!!
استادم خفه ام کرده امروز [nishkhand]
-
پاسخ : دفتر خاطرات روزانه بچه هاي سايت نخبگان(حالا)
امروز خیلی ناامیدم و دلم میخواد بمیرم.....
-
پاسخ : دفتر خاطرات روزانه بچه هاي سايت نخبگان(حالا)
تو این روزا دلم گرفته نگران فردا هستم زندگیم هر لحظه دگرگون میشه [negaran]