دوست عزیز، به سایت علمی نخبگان جوان خوش آمدید

مشاهده این پیام به این معنی است که شما در سایت عضو نیستید، لطفا در صورت تمایل جهت عضویت در سایت علمی نخبگان جوان اینجا کلیک کنید.

توجه داشته باشید، در صورتی که عضو سایت نباشید نمی توانید از تمامی امکانات و خدمات سایت استفاده کنید.

مکالمه بین hadi elec و ساناز فرهیدوش

190 پیغام بازدید کنندگان

  1. دفتر شعر اختصاصی hadi elec
  2. به به
  3. در راستای دور هم بودن
  4. سلام خوبین ؟ مودمم سوخته بود !! الان مسنجر هم ندارم !! نذار بگم گوشیم هم سوختنه کلن دو هفته بود تو غار بودیم !!
    چه خبرا ؟ برا پ خ کن
  5. سلاملیکم
    احوال همه بی معرفتااااااا
    چطوری شما؟
    خوبی ایشاللااااا؟
  6. من نگویم که مرا از قفس ازاد کنید
    من نگویم که دل غمزده را شاد کنید
    حرفم اینست که....

    دفتر شعر اختصاصی hadi elec

  7. شاد باش تا زندگی ات شادمانه شود
    خود را باور کن
    اما مغرور مشو
    راضی باش
    ولی پیشرفت را فراموش مکن
    عشق را مهربانانه در آغوش بگیر
    و همواره آن را ببخشای
    به هنگام پیروزی متواضع
    و لحظه شکست دلیر باش
    مایه امیدواری و آسایش دیگران شو
    تا همان به تو ارزانی شود
    شاد باش
    تا شگفتی ات تجلی یابد
  8. سلام شکر هستیم در خدمت شهروندان !

    شما چه می کنی ؟ ما مشغول آموزش دیدن و اموزش دادن !
  9. یعنی ببینمت من قاتل میشم تو مقتول
  10. سلام خیلی ممنونم
  11. سلاملیکم
    چطوری؟
    بزن زنگو به سلامتیه همه بی معرفتااااااااااااا
  12. سلاملیکم
    چطوری؟
    خوبی؟کجایی چه میکنی؟
  13. شب آرامی بود
    می روم در ایوان، تا بپرسم از خود
    زندگی یعنی چه؟
    ... مادرم سینی چایی در دست
    گل لبخندی چید ،هدیه اش داد به من
    خواهرم تکه نانی آورد ، آمد آنجا
    لب پاشویه نشست
    پدرم دفتر شعری آورد، تکيه بر پشتی داد
    شعر زیبایی خواند ، و مرا برد، به آرامش زیبای یقین
    :با خودم می گفتم
    زندگی، راز بزرگی است که در ما جاریست
    زندگی فاصله آمدن و رفتن ماست
    رود دنیا جاریست
    زندگی ، آبتنی کردن در این رود است
    وقت رفتن به همان عریانی؛ که به هنگام ورود آمده ایم
    دست ما در کف این رود به دنبال چه می گردد؟
    هیچ!!!
    زندگی ، وزن نگاهی است که در خاطره ها می ماند
    شاید این حسرت بیهوده که بر دل داری
    شعله گرمی امید تو را، خواهد کشت
    زندگی درک همین اکنون است
    زندگی شوق رسیدن به همان
    فردایی است، که نخواهد آمد
    تو نه در دیروزی، و نه در فردایی
    ظرف امروز، پر از بودن توست
    شاید این خنده که امروز، دریغش کردی
    آخرین فرصت همراهی با، امید است
    زندگی یاد غریبی است که در سینه خاک
    به جا می ماند
    زندگی ، سبزترین آیه ، در اندیشه برگ
    زندگی، خاطر دریایی یک قطره، در آرامش رود
    زندگی، حس شکوفایی یک مزرعه، در باور بذر
    زندگی، باور دریاست در اندیشه ماهی، در تنگ
    زندگی، ترجمه روشن خاک است، در آیینه عشق
    زندگی، فهم نفهمیدن هاست
    زندگی، پنجره ای باز، به دنیای وجود
    تا که این پنجره باز است، جهانی با ماست
    آسمان، نور، خدا، عشق، سعادت با ماست
    فرصت بازی این پنجره را دریابیم
    در نبندیم به نور، در نبندیم به آرامش پر مهر نسیم
    پرده از ساحت دل برگیریم
    رو به این پنجره، با شوق، سلامی بکنیم
    زندگی، رسم پذیرایی از تقدیر است
    وزن خوشبختی من، وزن رضایتمندی ست
    زندگی، شاید شعر پدرم بود که خواند
    چای مادر، که مرا گرم نمود
    نان خواهر، که به ماهی ها داد
    زندگی شاید آن لبخندی ست، که دریغش کردیم
    زندگی زمزمه پاک حیات ست، میان دو سکوت
    زندگی ، خاطره آمدن و رفتن ماست
    لحظه آمدن و رفتن ما، تنهایی ست
    من دلم می خواهد
    قدر این خاطره را دریابیم.



    سهراب سپهری
  14. سلاملیکم
    هم تولد مبارک (با تاخیر البته)
    هم عیدت مبارک
    هم همه چی مبارک کلا
    شرمنده دیگه یه کم هم دیر شد واسه تولد
    حالا کیک و شیرنی کو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
  15. سلام
    یه سری به اینجا بزن
    http://www.njavan.com/forum/showthre...AF%D8%A7%D9%86
  16. سلامی به گرمای دستگاه جوش
    درودی به سردی تو کاپشن بپوش
  17. باز آمدم از چشمه ی خواب ، کوزه ی تر در دستم
    مرغانی می خواندند ، نیلوفر وا می شد .کوزه ی تر بشکستم ،
    در بستم
    و در ایوان به تماشای تو بنشستم
  18. هیییییییییییییییییییییییی یییییییییییییییی روزگار
    امان امان................
نمایش پیغامهای بازدید کننده 21 از 40 تا 190