ریپورتر
27th June 2009, 10:12 AM
http://roshd.ir/Portals/0/0and1/NewSci/pictu-010-01.jpg
هوش مصنوعي - 1
فرض كنيد روز هفتم فروردين است و ديد و بازديدهاي مهم و البته بهصرفه (به لحاظ عيدي !!) انجام شدهاند واكنون شما هستيد ويك هفته تعطيلي واحتمالا يك رايانهي متصل به شبكه وصورت آدمك زردرنگي كه به شما چشمك ميزند...
.... مشغول چت كردن هستيد. خيلي هم از اين كار لذت ميبريد .....
اما لحظهاي تامل كنيد. به راستي شما چه چيزي از مخاطب خود كه به طور اتفاقي و صرفا در دنياي مجازي با او آشنا شدهايد،ميدانيد؟؟!
به فرض كه ASLاش(سن، جنس،مكان) را هم از او سئوال كرديد، چهقدر ميتوانيد به پاسخ او اعتماد كنيد ؟!
....حالا بياييد شك خود را از اين هم فراتر ببريم ...
آيا به راستي شما در حال چتكردن با يك انسان هستيد؟؟!
البته پاسخ اين سئوال در حال حاضر حتما مثبت است، اما دانشمندان رايانه اميدوارند والبته تلاش ميكنند روزي رايانهها در دنياي مجازي مارا به اين ترديد نيز دچار كنند.
در سال 1950آلن ام.تورينگ (http://roshd.ir/Default.aspx?tabid=299&EntryID=958)(Alan M.Turing) كه يك رياضيدان انگليسي بود درمقالهاي با عنوان "محاسبات ماشيني و هوشمندي" به طرح اين موضوع پرداخت كه: " آيا ماشينها ميتوانند فكر كنند؟ "
او در اين مقاله آزموني براي سنجش هوشمندي رايانهها مطرح كرد كه از آن پس به تست تورينگ مشهور شد.
بر اساس اين آزمون ، معيار سنجش هوشمندي يك ماشين اين است كه آن ماشين بتواند انساني را توسط يك پايانه (از طريق تله تايپ- چيزي شبيه همان كاري كه شما درچت انجام ميدهيد.- ) چنان بفريبد كه او تصور كند با يك انسان روبهرو است.
به چند نكته توجه كنيد:
1.منظور از ماشين يك برنامهي رايانهاي است كه مثلا يك روبوت از طريق آن فكر ميكند.
2. پيشفرض اساسي آزمون تورينگ اين است كه انسان نمونهي كامل يك موجود هوشمند است.
3. بر اساس اين آزمون مهمترين واصليترين معيار هوشمندي ماشين، درك كردن مفاهيم زبان است.
از زماني كه تورينگ اين آزمون را مطرح كرد جايزهاي براي سازندگان چنين ماشيني تعيين شد ولي تاكنون هيچ ماشيني نتوانسته است از اين آزمون بهطور كامل سرفراز خارج شود .
رؤياي دانشمندان رايانه، ساختن رايانهاي به هوشمندي انسان و يا حتا هوشمندتر از اوست. چنين رايانههايي بايد قادر به شناسايي تصاوير،يادگيري از تجربيات ونيز استدلال باشند.
تلاشهاي پيگير دانشمندان در اين عرصه به توليد روبوتهايي با كاربريهاي متفاوت از پزشكي گرفته تا نظافت انجاميده است.البته توجه كنيد طراحي و شبيهسازي كارهايي كه ما آنها رادر زندگيي روزمره ساده تلقي ميكنيم بسي پيچيدهتر از شبيهسازي كارهايي است كه از نظر ما پيچيده و سخت هستند. به عنوان مثال طراحي وشبيهسازي روبوت نظافتچي از روبوت پزشك پيچيدهتر است.اگرچه خبرگي در دانش پزشكي به دليل حجم بسيار زياد اطلاعات براي انسانها بسيار دشوار است،براي رايانهها به نسبت ساير كارها سادهتر است.در عوض در نظافت خانه تشخيص اينكه كدام شيء بايد دور انداخته شود نيازمند آن است كه روبوتها اشياء را از يكديگر و از تصاوير پس زمينه تشخيص دهند و سپس با استفاده از نوعي قضاوت منطقي تصميم بگيرند كه با آنها چه كنند؟اين مهارتهاي ظاهرا ساده، هنوز بسيار دور از دسترس روبوتها هستند.
اگر بخواهيم به تواناييهاي رايانههاي امروزي بر مبناي استانداردهاي هوش انساني نمره بدهيم، به اين نتيجه ميرسيم كه در بعضي موارد رايانهها بسيار جلوتر از انسانها ودر بعضي موارد بسيار عقبتراز آنهاهستند.
رايانهها بهتر محاسبه ميكنند، ظرفيت حافظههايشان بيشتر است،حتا انسانها را در بازي شطرنج شكست ميدهند،در نگارهسازي(گرافيك) پرقدرت عمل ميكنندو....ولي كلام را به خوبي درك نميكنند،صوتها را تشخيص نميدهندواستدلالهاي روزمرهي آنها در سطح يك كودك 5 ساله است....
هوش مصنوعي - 1
فرض كنيد روز هفتم فروردين است و ديد و بازديدهاي مهم و البته بهصرفه (به لحاظ عيدي !!) انجام شدهاند واكنون شما هستيد ويك هفته تعطيلي واحتمالا يك رايانهي متصل به شبكه وصورت آدمك زردرنگي كه به شما چشمك ميزند...
.... مشغول چت كردن هستيد. خيلي هم از اين كار لذت ميبريد .....
اما لحظهاي تامل كنيد. به راستي شما چه چيزي از مخاطب خود كه به طور اتفاقي و صرفا در دنياي مجازي با او آشنا شدهايد،ميدانيد؟؟!
به فرض كه ASLاش(سن، جنس،مكان) را هم از او سئوال كرديد، چهقدر ميتوانيد به پاسخ او اعتماد كنيد ؟!
....حالا بياييد شك خود را از اين هم فراتر ببريم ...
آيا به راستي شما در حال چتكردن با يك انسان هستيد؟؟!
البته پاسخ اين سئوال در حال حاضر حتما مثبت است، اما دانشمندان رايانه اميدوارند والبته تلاش ميكنند روزي رايانهها در دنياي مجازي مارا به اين ترديد نيز دچار كنند.
در سال 1950آلن ام.تورينگ (http://roshd.ir/Default.aspx?tabid=299&EntryID=958)(Alan M.Turing) كه يك رياضيدان انگليسي بود درمقالهاي با عنوان "محاسبات ماشيني و هوشمندي" به طرح اين موضوع پرداخت كه: " آيا ماشينها ميتوانند فكر كنند؟ "
او در اين مقاله آزموني براي سنجش هوشمندي رايانهها مطرح كرد كه از آن پس به تست تورينگ مشهور شد.
بر اساس اين آزمون ، معيار سنجش هوشمندي يك ماشين اين است كه آن ماشين بتواند انساني را توسط يك پايانه (از طريق تله تايپ- چيزي شبيه همان كاري كه شما درچت انجام ميدهيد.- ) چنان بفريبد كه او تصور كند با يك انسان روبهرو است.
به چند نكته توجه كنيد:
1.منظور از ماشين يك برنامهي رايانهاي است كه مثلا يك روبوت از طريق آن فكر ميكند.
2. پيشفرض اساسي آزمون تورينگ اين است كه انسان نمونهي كامل يك موجود هوشمند است.
3. بر اساس اين آزمون مهمترين واصليترين معيار هوشمندي ماشين، درك كردن مفاهيم زبان است.
از زماني كه تورينگ اين آزمون را مطرح كرد جايزهاي براي سازندگان چنين ماشيني تعيين شد ولي تاكنون هيچ ماشيني نتوانسته است از اين آزمون بهطور كامل سرفراز خارج شود .
رؤياي دانشمندان رايانه، ساختن رايانهاي به هوشمندي انسان و يا حتا هوشمندتر از اوست. چنين رايانههايي بايد قادر به شناسايي تصاوير،يادگيري از تجربيات ونيز استدلال باشند.
تلاشهاي پيگير دانشمندان در اين عرصه به توليد روبوتهايي با كاربريهاي متفاوت از پزشكي گرفته تا نظافت انجاميده است.البته توجه كنيد طراحي و شبيهسازي كارهايي كه ما آنها رادر زندگيي روزمره ساده تلقي ميكنيم بسي پيچيدهتر از شبيهسازي كارهايي است كه از نظر ما پيچيده و سخت هستند. به عنوان مثال طراحي وشبيهسازي روبوت نظافتچي از روبوت پزشك پيچيدهتر است.اگرچه خبرگي در دانش پزشكي به دليل حجم بسيار زياد اطلاعات براي انسانها بسيار دشوار است،براي رايانهها به نسبت ساير كارها سادهتر است.در عوض در نظافت خانه تشخيص اينكه كدام شيء بايد دور انداخته شود نيازمند آن است كه روبوتها اشياء را از يكديگر و از تصاوير پس زمينه تشخيص دهند و سپس با استفاده از نوعي قضاوت منطقي تصميم بگيرند كه با آنها چه كنند؟اين مهارتهاي ظاهرا ساده، هنوز بسيار دور از دسترس روبوتها هستند.
اگر بخواهيم به تواناييهاي رايانههاي امروزي بر مبناي استانداردهاي هوش انساني نمره بدهيم، به اين نتيجه ميرسيم كه در بعضي موارد رايانهها بسيار جلوتر از انسانها ودر بعضي موارد بسيار عقبتراز آنهاهستند.
رايانهها بهتر محاسبه ميكنند، ظرفيت حافظههايشان بيشتر است،حتا انسانها را در بازي شطرنج شكست ميدهند،در نگارهسازي(گرافيك) پرقدرت عمل ميكنندو....ولي كلام را به خوبي درك نميكنند،صوتها را تشخيص نميدهندواستدلالهاي روزمرهي آنها در سطح يك كودك 5 ساله است....