PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : پدیده شومی به نام ازدواج سفید



طلیعه طلا
14th August 2014, 02:56 PM
هم خانه شدن دو نامحرم بدون خطبه عقد و برقراری ازدواج ، اتفاق منحوسی است تحت عنوان ازدواج سفید که در کشور ما دیده شده و کارشناسان از تهدیدات این نابهنجاری اجتماعی و خطرات گسترش آن می گویند.

در دانشنامه های اینترنتی «ازدواج سفید»، سبکی از زندگی مشترک معرفی می شود که در آن دو نفر بدون ازدواج رسمی که در مدارک تشخیص هویت قید شود، با یکدیگر زندگی مشترک تشکیل می‌دهند و روابطی مانند همسران رسمی و عقدی را در چارچوب یک خانه با هم برقرار می کنند.

پدیده نابهنجاری که اولین نشانه هایش را می توان در سخنان سال 91 سردار مرتضی طلایی رئیس وقت کمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورای شهر تهران یافت که با اشاره به افزایش زندگی مجردی دانشجویی در شهر تهران و به خصوص در محلات شمال شهر اعلام کرده بود :

متاسفانه‌ گزارش‌هایی مبنی بر تشکیل زندگی‌های مجردی در شمال شهر تهران داریم که در آن دختر و پسر دانشجو بدون ازدواج رسمی زیر یک سقف زندگی می‌کنند!


زبانه های آتشی خانمان سور

ماجرای «ازدواج سفید» که چند وقتی بود از طریق شبکه های اجتماعی مانند فیس بوک به تبع از نمونه های منحط غربی تبلیغ می شد، در ماه های اخیر بارها مورد بحث جامعه شناسان و اسیب شناسان قرا گرفت و خبرهایی مربوط به وقوع این نابهنجاری اخلاقی در میان جوانان پا به عرصه رسانه ها گذاشت.

در همین راستا 20 اردیبهشت ماه بود امان الله قرائی مقدم جامعه شناس با اشاره به رواج روابط غیررسمی و عقدی بین دختران و پسران با عنوان «ازدواج سفید» اظهار داشت :

در چنین ازدواج هایی که دختران و پسران بدون انکه عقد کنند زیر یک سقف می روند و من نام آن را ازدواج سیاه می گذرام، زندگی دختر سیاه و تباه می شود.

کمتر از یک هفته از اظهارات قرائی مقدم نگذشته بود که مجید ابهری اسیب شناس در گفتگو با شبستان با اشاره به اینکه روابط فرازناشویی، رویگردانی از ازدواج و گرایش به ازدواج سفید (ازدواج بدون تعهد قانونی و حقوقی)، علاقه به زندگی مجردی از عوارض ناشی از تغییرات در سبک زندگی است گفت:

تغییرات رفتاری زنان، ناشی از تغییر سبک زندگی است. متاسفانه با توجه به تغییرات رفتاری و معیارهای اخلاقی در بعضی از زنان جامعه دستخوش تحولات خانوادگی شده است.


گذاری به قیمت اخلاق


ماجرای ازدواج و تشکیل خانواده که یکی از اصلی ترین مبانی دینی و اعتقادی مردم کشور ما است، در روزگار نه چندان دور با نظارت کامل والدین انجام می شد و در نهایت دخترها و پسرها با زوجی که در غالب موارد از سوی اعضای خانواده شان انتخاب می شد، راه خانه بخت را در پیش می گرفتند.

در دهه های اخیر اما جامعه ما مانند تمام جوامع، تجربه گذار از سنت به مدرنیته را آغاز کرد، به این معنا که اعضای جامعه در تناقضی میان باورهای سنتی و مولفه های مدرن سرگردان ماندند. یکی از مولفه های تغییر سبک زندگی در سالهای اخیر، گرایش افراطی به سمت تحصیل و اشتغال بانوان بود.

در این میان دختران جامعه به هر قیمتی که شده بود می خواستند راه دانشگاه را در پیش گیرند و در این میان بسیاری برای ادامه تحصیل مجبور می شدند که در شهری غیر از شهر محل سکونت خود، تحصیل کنند و از آنجایی که بسیاری از دانشگاه ها، به تعداد دانشجویان خوابگاه نداشتند، ماجرای خانه های دانشجویی و زندگی های مجردی و رفت و آمد های دور از کنترل والدین قدم به زندگی جوانان گذاشت.

سالها از پس هم گذشت و دوره تحصیل در دانشگاه هم به پایان رسید اما دختری که سالهای پیش برای تحصیل راه خانه دانشجویی و زندگی مجردی را در پیش گرفته بود دیگر نمی توانست، باید و نباید های زندگی در کنار اعضای خانواده را تحمل کند و در این میان بسیاری از دخترانی که از شهرستان ها برای تحصیل به تهران آمده بودند سعی می کردند با ادامه تحصیل یا یافتن شغل، زندگی مجردی و بدون محدودیت خود را در کلانشهر تهران ادامه دهند.

در کنار افزایش شمار دانشگاهیان در سالهای اخیر، گرایش افراطی زنان به سمت مشاغل مختلف و در نهایت استقلال مالی آنها باعث شد که برخی از آنها پس از مشکلاتی که با والدین پیدا می کردند، به دلیل توانایی تامین معاش راه زندگی مجردی را برگزینند و در این میان منعی بابت تامین هزینه های زندگی نداشته باشند.

در نهایت این اتفاقات زمانی که در کنار گسترش شبکه های اجتماعی و ماهواره ای قرار گرفت و با چاشنی فردی گرایی که مهم ترین مولفه جامعه مدرن بود، آمیخته شد در برخی موارد به تراژدی ای به نام ازدواج سفید منتهی شد.


افزایش سن ازدواج

یکی دیگر از تغییرات اجتماعی که در یکی دو دهه اخیر به جامعه تزریق شد، افزایش سن ازدواج بود.

به این معنی که دختران و پسرانی که در یکی دو دهه پیش در سنین حوالی بیست سال راه خانه بخت را در پیش می گرفتند، در یک دهه اخیر در این سالها ازدواج را گاه تا سن سی سالگی هم به تاخیر می انداختند.

افزایش سن ازدواج در سالهای اخیر باعث شد جوانان برای اطفای نیازهای جنسی راه های جایگزینی را انتخاب کنند و در این میان افزایش روابط عاطفی میان دختران و پسران به بهانه ازدواج باعث شد که دختران و پسران در سنی که هم نسلان پیشینشان زندگی مشترک را می گذراندند، در میان روابط موقت دوستی وقت بگذارند، روابطی که در بیشتر موارد به ازدواج ختم نمی شد.

افزایش سن ازدواج زمانی که به سالهای دهه سوم زندگی می رسید باعث می شد که دختر و پسرهای مجرد برای ادامه زندگی با والدینشان دچار تعارض و اختلافاتی شوند، اختلافاتی که گاه به جدا شدن از خانواده و تشکیل زندگی های مجردی و جداگانه می انجامید.

در این میان افزایش زندگی های مجردی در سالهای اخیر از دیگر اتفاقاتی بود که باعث شد دختران و پسران جوان بدون نظارت والدین بتواند روابطی را کلید بزنند که در نهایت می توانست آبستن ازدواجی سفید باشد.


افزایش طلاق


افرایش سن ازدواج در سالهای اخیر با اتفاق دیگر هم همراه شد، افزایش طلاق به گونه ای که بر اساس اخرین امارها از هر سه ازدواج در تهران یکی به طلاق منتهی می شود

افزایش طلاق عامل پدیده دیگری به نام زنان مطلقه بود، زنانی که برای ادامه زندگی ترجیح می دادند خانه ای مجردی را برگزینند و در این میان به دلیل ناکامی این زنان در ازدواج مجدد، معمولا طعمه مردانی می شدند که هدفی غیر از ایجاد رابطه ای بدون مسئولیت را نداشتنند.


مسئولان فکری کنند







با توجه به دشوار شدن ازدواج و افزایش تمایل به زندگی مجردی اگر سیاست گذران

و مسئولان کشور چاره ای نیندیشند، ممکن است ماجرای ازدواج های سفید که

این روزها ریشه هایش هر چند کمرنگ اما در کلانشهری مانند تهران دیده

می شود، به یکی از مهم ترین معضلات اجتماعی تبدیل شود که در زوال

اخلاقیات، نفس زندگی اجتماعی را به شماره انداخته است.

برخی پسران و دختران بی‌ مسئولیت که نمی‌توانند متعهد شوند برای همیشه

در کنار همسرشان می‌مانند،‌ ازدواج سفید را انتخاب می‌کنند؛

ازدواجی که برخلاف نامش آن‌ قدر سیاه و ننگین است که دو طرف

فقط زیر یک سقف با هم زندگی می‌کنند ولی حتی در حرف

هم نمی‌توانند به هم بگویند که تا آخر کنارت می‌مانم!









منبع : فارس نیوز

طلیعه طلا
14th August 2014, 02:59 PM
http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Video/1393/05/10/13930510000258.flv

طلیعه طلا
14th August 2014, 09:23 PM
زهرا ملکی دوست روان شناس و مدرس دانشگاه در گفتگو با خبرنگار اجتماعی باشگاه خبرنگاران، گفت: ازدواج پدیده‌ایی است که از دیرباز و از زمان پیدایش انسان بوده و تا به امروز هم ادامه داشته است.

اما پدیده‌هایی که در طی سالهای اخیر در بحث ازدواج به وجود آمده را می‌توان به ازدواج‌های موقت، صوری و از دواج صیغه‌ای اشاره داشت ولی مهمترین پدیده‌ای ازدواج که بسیار افزایش یافته و رسانه‌ها و کارشناسان را درباره ای آسیب اجتماعی مورد بحث قرار داده است وابستگی به ازدواج بدون ثبت (ازدواج سفید) است.

وی این آسیب اجتماعی را به معنای زندگی مشترک بین زن و مرد بدون ازدواج رسمی به گونه‌ای که هیچ خطبه‌ی عقد و صیغه‌ای بین افراد جاری نشود را تعریف کرد و گفت:‌ در ازدواج سفید یا همان همزیستی بدون ثبت در بحث روانشناختی می‌توان به جوامع غربی مانند آمریکا اشاره داشت، گرچه از نظر روابط زن و مرد محافظه کارتر است اما این مسئله به یک پدیده نسبتا عادی بدل شده است.

وی در ادامه اشاره کرد که از دهه 70 میلادی تا کنون تصویر زن در جوامع بشری تغییر فاحشی کرده است و تغییرات عینی، اجتماعی،‌ اقتصادی و سیاسی موقعیت زن را در این جوامع متحول کرده است و به عنوان مثال یکی از تحولات را نیز می‌توان به رشد همزیستی بدون ازدواج رسمی مرد و زن اشاره داشت.

وی افزود: این پدیده، یک پدیده بیگانه است و بدون آنکه خانواده‌ها بدانند در درون محیط خانواده‌ها رخنه کرده است. این عمل برخلاف جوامع غربی کاملا به ضرر دختران ایرانی است و این اغلب دخترها هستند که در جامعه ما ضرر می‌کنند.

وی تصریح کرد: از دیگر مواردی که باعث می‌شود بعضی از خانواده‌ها به راحتی از کنار این آسیب اجتماعی بگذرند و زیاد به آن توجهی نداشته باشد حتی اگر با شرایط آنها هم، هم خوانی نداشته باشد را عدم قدرت، حوصله و وقت بحث با فرزندان خود دانست که باعث می‌شود این موضوع را به عهده خود دختر و پسر واگذار کنند.

وی خاطر نشان کرد: از جمله عواملی که می‌توان تا مدتها جوان‌ها به خصوص پسرها به سمت این نوع ازدواج روی آورند مشکلات اقتصادی است که با وجود هزینه ‌های بالای اجاره یا خرید مسکن و یا حتی دیگر خرج‌های سرسام آورد دیگر کسی حاضر به امضای عقدنامه ازدواج نباشند و ازدواج از نوع سفیدش را ترجیح دهند که این نوع ازدواج‌ها شامل پیامدهای منفی همچون بالا رفتن سن ازدواج- ناباروری و سقط جنین و در مقابل کم تر شدن جمعیت جوان را به دنبال دارد.

ملکی دوست خاطر نشان کرد: تغییرات اجتماعی و روند اجتناب ناپذیر تکنولوژی و همچنین سرعت روند زمان و ایجاد آموزش چه در سطح رسانه‌ها (صدا و سیما فیلم وسریال) و چه در سطح آموزش و پرورش و خانواده‌ها می‌توان این رابطه‌ها یا موضوعات را کنترل کرد و حتی باعث ضمانت‌های اجرایی ازدواج‌های رسمی و موفق همراه با افزایش جمعیت جوان را روبه رو باشیم.

طلیعه طلا
14th August 2014, 09:28 PM
پدیده نو ظهور ازدواج سفید در کشور!

ازدواج پدیده ای است که از دیرباز و از زمان پیدایش انسان بوده و تا امروز نیز ادامه داشته است. حالا بماند که در این دوره زمان از یک طرف دیگر تمایلی برای ازدواج وجود ندارد و سن ازدواج در حال افزایش است و از طرف دیگر انواع و اقسام ازدواج‌ها به وجود آمده مثل «ازدواج موقت»، «ازدواج صوری»،» و... و از طرفی میزان طلاق هم چه به صورت رسمی چه عاطفی افزایش پیدا کرده.

خبرنگار ما در گزارشی به سراغ یکی از پدیده‌های ازدواج به نام «ازدواج سفید» رفته که در سال‌های اخیر به شکل چشمگیری افزایش پیدا کرده است. حتی کار به جایی رسیده که رسانه‌ها و کارشناس‌ها نیز به آن می‌پردازند.

منظور از «ازدواج سفید» زندگی مشترک زن و مرد بدون ازداوج رسمی است. یعنی به گونه ای که زن و مرد بدون اینکه خطبه عقد یا صیغه بینشان جاری شود برای زندگی زیر یک سقف می‌روند. البته معمولا این اتفاق با آگاهی پدر و مادرها و خانواده هر دو طرف صورت می‌گیرد و آن دو مانند یک زن و شوهر با هم زندگی می‌کنند نه همخانه، دوستانه و... به علت اینکه جامعه ایران یک جامعه ایرانی-اسلامی است و چنین پدیده‌هایی در آن به هیچ عنوان تعریف نشده به صورت مخفیانه انجام می‌شود. به همین منظور نیز آماری درخصوص تعداد این نوع ازدواج‌ها در دست نیست.

رعنا و حامد 4 سال می‌شود که به صورت ازدواج سفید با هم در یک خانه زندگی می‌کنند و می‌گویند علاقه ای برای ثبت ازدواجشان ندارد. آنها مانند هر زن و شوهری حلقه به دست دارند و در تمام محافل و جمع‌ها خود را به عنوان زن و شوهر نه همخانه معرفی می‌کنند. مژگان می‌گوید: «حامد را 8 سال است که می‌شناسم بعد از یک سال که از آشناییمان می‌گذشت متوجه شدیم که خیلی از علایق و سلایقمان مانند یکدیگر است برای همین به هم نزدیک تر شدیم و 6 سال پیش حتی خانواده هایمان در جریان آشنایی ما دو نفر بودند.»

او به زمانی اشاره می‌کند که تصمیم می‌گیرند با هم زندگی کنند: «بعد از چند سال دیدیم که می‌توانیم با هم زندگی کنیم و از هرنظر با هم توافق نظر داریم. حتی هر دو اعتقادی به ازدواج نداشتیم به همین خاطر زمانی که با خانواده هایمان مطرح کردیم در ابتدا چندان راضی نبودند اما وقتی دیدند که ما تصمیم جدی گرفته ایم پذیرفتند.» حامد می‌گوید همخانه بودن با نوع زندگی آنها فرق می‌کند: «ما نوع زندگی مان به گونه ای نیست که هرکس وارد آن شود احساس کند همخانه هستیم بلکه تمام رفتارهای یک زن و شوهر معمولی را داریم.

صبح با هم به سر کار می‌رویم و بعد از ظهر به خانه می‌آیم و شام می‌خوریم. نه از رفیق بازی خبری است و نه دوران مجردی. خرج خانه را به صورتی درمی آوریم که مانند همخانه‌ها به اصطلاح به صورت «دنگی» نباشد بلکه هرکس هرآنقدر که در توان داشته باشد می‌گذارد و حتی یک حساب مشترک پس انداز داریم.» او در ادامه صحبت هایش به دعواهایشان هم اشاره می‌کند: «در هر خانه ای دعوا وجود دارد و ما هم مانند بقیه دعوا و بعد از چند ساعت آشتی می‌کنیم. مدل دعواها یمان هم شبیه زن و شوهرهایی است که اسمشان در شناسنامه ثبت شده است.»


«ازدواج سفید» به ضرر دخترهاست

همزیستی بدون ثبت یا همان «ازدواج سفید» اکنون در جوامع غربی به یک پدیده عادی بدل شده است. حتی در آمریکا که از نظر روابط زن و مردم حافظه کارتر است و پیش از 1970 این مساله غیرقانونی بود، اکنون به یک پدیده نسبتا عادی بدل شده است. از دهه 70 میلادی تا کنون تصویر زن در جوامع غربی تغییر فاحشی کرده است. جنبش آزادی زن که به انقلاب جنسی معروف شد، تغییرات عینی اجتماعی، اقتصادی و سیاسی، موقعیت زن را در این جوامع متحول کرد. در متن این تحول مناسبات زن و مرد نیز متحول شد. یکی از این تحولات در رشد همزیستی مرد و زن بدون ازدواج رسمی است که البته در ایران به گفته دکتر مصطفی اقلیما، رئیس انجمن علمی مددکاران اجتماعی ایران این پدیده برخلاف جوامع غربی کاملا به ضرر دختران ایرانی است: «بیشتر از 90 درصد رابطه دختر و پسرها به ازدواج نمی‌رسد؛ چون معمولا خود پسر یا خانواده او حاضر نمی‌شوند چنین دختری که با پسرش در ارتباط است را برای پسر خود بگیرند.

آن درصد باقیمانده نیز اگر به ازدواج ختم شود به این خاطر بوده دختر از نظر سطح خانوادگی و مالی بالاتر از خانواده پسر است و پسر به این دلیل ازدواج می‌کند تا از امکانات دختر و خانواده اش به نفع خود بهره ببرد.» او توضیح می‌دهد: «دخترها در جامعه ما ضرر می‌کنند چون فرهنگ جامعه ما اینچنین است که وقتی دختری با یک پسر در رابطه باشد بعد از پایان یافتن آن رابطه کسی به سراغش نخواهد رفت و این اتفاق ضربه سنگینی خواهدبود که بر دختران جامعه وارد می‌شود.» اقلیما درباره پدیده «ازدواج سفید» می‌گوید: «این نوع ازدواج‌ها همان نامزدی قدیم است که دیگر در جامعه در حال فراموشی است.» او ادامه می‌دهد: «خانواده‌ها به دلیل اینکه گرفتار و درگیر مشکلات هستند دیگر فرصت سر و کله زدن با فرزندان خود را ندارند و وقتی ببینند تصمیمی گرفته که شاید با شرایط آنها همخوانی نداشته باشد اما چون قدرت، حوصله و وقت چانه زنی با فرزند خود را ندارند می‌گذارند هرکار که دلش می‌خواهد انجام بدهند.»


«ازدواج سفید» راهی برای فرار از مسئولیت

این مددکار اجتماعی یکی از بزرگترین علت‌هایی که خانواده‌ها به «ازدواج سفید» تن در می‌دهند به این خاطر است که از بار مسئولیت خود کم کنند: «در «ازدواج سفید» به خاطر اینکه هیچ کجا سندی مبنی بر زن و شوهری ثبت نشده است به همین خاطر خیلی راحت این دختر و پسر می‌توانند رابطه خود را پایان بدهند بدون اینکه اتفاقی افتاده و کسی از کسی انتظار و توقعی داشته باشد به همین خاطر در این دوره و زمانه چه چیزی بهتر از این اتفاق؟» او این پدیده را یک پدیده غربی می‌داند که در خانواده‌های امروز ی بدون اینکه بدانند چنین فرهنگی در جامعه وجود ندارد رخنه کرده است: «در فرانسه این نوع ازدواج‌ها صورت می‌گیرد تنها به خاطر منفعتشان و بعد از اینکه نیازشان برطرف شد از هم جدا می‌شوند اما در ایران جایی برای چنین رفتارهایی نیست.

در این نوع کشورها این نوع ازدواج نوعی قدرت به زن داده می‌شود اما در ایران اینطور نیست؛ چون فرهنگ‌ها با هم فرق می‌کند.» اقلیما با بیان این نکته که چنین اتفاقی موجب فرو ریختگی فرهنگی خواهدشد بیان می‌کند: «محققان و جامعه شناسان وجود چنین پدیده‌هایی را مخرب می‌دانند و ازدواج سفید و انتخاب تجرد به جای ازدواج را مجموعه ای از عوارض این فروریختگی می‌نامند که یکی از مهمترین آنها به خاطر مشکلات اقتصادی است چون در این زمانه مردهای 34-35 ساله هم نمی‌توانند از پس یک زندگی بربیایند به همین خاطر یا ترجیح می‌دهند ازدواج نکنند یا روابط پنهانی داشته باشد.»


«ازدواج سفید» در کشورهای دیگر

آمارها نشان می‌دهد امروزه، زندگی بدون ازدواج یکی از شیوه‌های رایج زندگی در غرب است. بیش از دوسوم زوج‌های آمریکایی پیش از ازدواج رسمی، مدتی را بدون ازدواج با یکدیگر زیر یک سقف می‌گذرانند. در سال 1994، حدود 3/7 میلیون زوج آمریکایی بدون ازدواج با یکدیگر زندگی می‌کردند و نزدیک به اواخر دهه 1990، حداقل 50 تا 60 درصد زوج‌ها حداقل پیش از ازدواج رسمی، مدتی را بدون ازدواج با یکدیگر می‌گذراندند. این در حالی است که تا پیش از 1970، زندگی بدون ازدواج در ایالات متحده غیرقانونی بود. طبق آمار آمریکا، تعداد زوج‌های ازدواج‌نکرده‌ای که با یکدیگر زندگی کرده‌اند، از 1960 تا 2000 ده برابر شده و اکنون، زندگی بدون ازدواج، به مرحله‌ای عادی در روند آشنایی دو فرد تبدیل شده‌است.


دیگر کسی حاضر به امضای عقدنامه نیست؟

اینطور که به نظر می‌رسد از جمله عواملی که می‌تواند جوان‌ها را به سمت این دست از ازدواج‌ها بکشاند مشکلات مالی، محک زدن رابطه، آشنایی بیشتر و نداشتن اعتقاد به ازدواج می‌توانند دلایل زندگی مشترک بدون ازدواج باشند. همچنین هزینه بالای اجاره یا خرید مسکن و نبود تناسب دخل و خرج که در این دوره و زمانه بسیار برجسته‌است، می‌تواند دلایل دیگری باشد که موجب می‌شود کسی حاضر به امضای عقدنامه نباشد و زندگی بدون ازدواج یا ازدواج از نوع سفیدش را ترجیح بدهند.

استفاده از تمامی مطالب سایت تنها با ذکر منبع آن به نام سایت علمی نخبگان جوان و ذکر آدرس سایت مجاز است

استفاده از نام و برند نخبگان جوان به هر نحو توسط سایر سایت ها ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد