zoh_reh
19th December 2013, 08:41 PM
خودت را کنترل کن مهم است
http://www.irannaz.com/images/small/2013/12/2/Brace-yourself-now-it-is-important.jpg
آیا تا به حال برای شما هم پیش آمده که در موقعیتی قرار بگیرید که از یک طرف تمایل به انجام کاری داشته باشید و از طرف دیگر چون به دلایلی انجام آن را به صلاح نمیدانید تصمیم بگیرید در برابر تمایل به آن مقاومت کنید؟ به عنوان مثال،
پیش آمده که هم تصمیم به کاهش وزن داشته باشید و هم در حین پیادهروی دلتان برای نان خامهایِ خوشمزهی پشتِ ویترینِ شیرینی فروشیِ سرِ راه ضعف برود؟ یا مثلاً به صرافت خرید یک پاکت سیگار افتاده باشید اما ناگهان یادتان آمده باشد که در حال ترک هستید و اصطلاحاً بین تمایل و تصمیمتان گیر افتاده باشید؟ یا....
شاید تجربه شما متفاوت از این مثالها بوده باشد اما به طور حتم موقعیت یا موقعیتهایی را تجربه کردهاید که در آن سعی کرده باشید "خودتان را کنترل کنید".خودکنترلی مهارتی است یادگرفتنی که ضامن موفقیتهای شخصی و اجتماعی ما است. اگر بخواهیم خودکنترلی را به صورت کلی تعریف کنیم میتوانیم بگوییم خودکنترلی یعنی توانمندی جلوگیری از رفتارها، تمایلات،
هیجانها و عادتهایی که بروز آنها موجب مشکلاتی برای ما میشود. برای مثال، تمایل به مصرف الکل و مواد اعتیاد آور یکی از تمایلات دردسرساز است که با بهرهگیری از برخی مهارتها مانند خودکنترلی میتوان از ابتلای خود، خانواده و دوستان به این بلای خانمانسوز پیشگیری و یا برای درمان مۆثرتر آن اقدام نمود.
در همین ابتدای بحث و به منظور کمک به درک بهتر خودکنترلی، ارائه تعریفی از دو مفهوم مهم آن یعنی " تمایل" و "وسوسه" لازم به نظر میرسد. تمایل، یک انگیزه بسیار قوی برای داشتن یک شیء جالب یا یک فرد جذاب و یا انجام کاری است که احساس لذت و آرامش را به همراه میآورند خیلی خوب است.
همین آگاهی از احساس لذت و آرامشی که پس از دستیابی به آن شیء یا فرد در ما به وجود میآید، به تمایل این قدرت را می دهد تا رفتار ما را تحریک کند. برای مثال، فلان ماده اعتیادآور، این ویژگی را دارد که بعد از مصرف احساس شادی در مصرف کننده ایجاد میکند. همین ویژگی شادیآور بودن، عاملی مهم است که تمایل فرد را به مصرف اولیه و ادامه مصرف برمیانگیزد و او را به سمت مصرف واقعی آن ماده سوق میدهد.
وسوسه نیز همانطور که در مثالهای ابتدای این مقاله مطرح شد، به معنای یک وضعیت تعارض روانی است. به عبارت سادهتر، وسوسه موقعیتی است که در آن فرد از یک طرف تمایل دارد چیز لذتبخشی را داشته باشد یا کاری آرامشبخش را انجام دهد و از طرف دیگر در همان زمان دلایلی دارد مبنی بر اینکه نباید به آن شیئ دست یابد و یا آن کار را انجام دهد. در یک عبارت مختصر و مفید میتوان گفت در خودکنترلی، اراده در کشمکش با تمایل و وسوسه قرار میگیرد.
http://www.irannaz.com/news_detail_32996.html
http://www.irannaz.com/images/small/2013/12/2/Brace-yourself-now-it-is-important.jpg
آیا تا به حال برای شما هم پیش آمده که در موقعیتی قرار بگیرید که از یک طرف تمایل به انجام کاری داشته باشید و از طرف دیگر چون به دلایلی انجام آن را به صلاح نمیدانید تصمیم بگیرید در برابر تمایل به آن مقاومت کنید؟ به عنوان مثال،
پیش آمده که هم تصمیم به کاهش وزن داشته باشید و هم در حین پیادهروی دلتان برای نان خامهایِ خوشمزهی پشتِ ویترینِ شیرینی فروشیِ سرِ راه ضعف برود؟ یا مثلاً به صرافت خرید یک پاکت سیگار افتاده باشید اما ناگهان یادتان آمده باشد که در حال ترک هستید و اصطلاحاً بین تمایل و تصمیمتان گیر افتاده باشید؟ یا....
شاید تجربه شما متفاوت از این مثالها بوده باشد اما به طور حتم موقعیت یا موقعیتهایی را تجربه کردهاید که در آن سعی کرده باشید "خودتان را کنترل کنید".خودکنترلی مهارتی است یادگرفتنی که ضامن موفقیتهای شخصی و اجتماعی ما است. اگر بخواهیم خودکنترلی را به صورت کلی تعریف کنیم میتوانیم بگوییم خودکنترلی یعنی توانمندی جلوگیری از رفتارها، تمایلات،
هیجانها و عادتهایی که بروز آنها موجب مشکلاتی برای ما میشود. برای مثال، تمایل به مصرف الکل و مواد اعتیاد آور یکی از تمایلات دردسرساز است که با بهرهگیری از برخی مهارتها مانند خودکنترلی میتوان از ابتلای خود، خانواده و دوستان به این بلای خانمانسوز پیشگیری و یا برای درمان مۆثرتر آن اقدام نمود.
در همین ابتدای بحث و به منظور کمک به درک بهتر خودکنترلی، ارائه تعریفی از دو مفهوم مهم آن یعنی " تمایل" و "وسوسه" لازم به نظر میرسد. تمایل، یک انگیزه بسیار قوی برای داشتن یک شیء جالب یا یک فرد جذاب و یا انجام کاری است که احساس لذت و آرامش را به همراه میآورند خیلی خوب است.
همین آگاهی از احساس لذت و آرامشی که پس از دستیابی به آن شیء یا فرد در ما به وجود میآید، به تمایل این قدرت را می دهد تا رفتار ما را تحریک کند. برای مثال، فلان ماده اعتیادآور، این ویژگی را دارد که بعد از مصرف احساس شادی در مصرف کننده ایجاد میکند. همین ویژگی شادیآور بودن، عاملی مهم است که تمایل فرد را به مصرف اولیه و ادامه مصرف برمیانگیزد و او را به سمت مصرف واقعی آن ماده سوق میدهد.
وسوسه نیز همانطور که در مثالهای ابتدای این مقاله مطرح شد، به معنای یک وضعیت تعارض روانی است. به عبارت سادهتر، وسوسه موقعیتی است که در آن فرد از یک طرف تمایل دارد چیز لذتبخشی را داشته باشد یا کاری آرامشبخش را انجام دهد و از طرف دیگر در همان زمان دلایلی دارد مبنی بر اینکه نباید به آن شیئ دست یابد و یا آن کار را انجام دهد. در یک عبارت مختصر و مفید میتوان گفت در خودکنترلی، اراده در کشمکش با تمایل و وسوسه قرار میگیرد.
http://www.irannaz.com/news_detail_32996.html