توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : آیا در اسلام ازدواج با زنان چشم آبی نکوهش شده است ؟
ماری مریم
21st April 2013, 01:08 PM
(http://www.yjc.ir/fa/news/4348250/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%AC-%D8%A8%D8%A7-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%DA%86%D8%B4%D9%85-%D8%A2%D8%A8%DB%8C-%D9%86%DA%A9%D9%88%D9%87%D8%B4-%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-)
در بین برخی مردم این شایع است که دختران چشم آبی ازدواج نکنید . آیا این از نظر روایات اسلامی درست است ؟
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران (http://yjc.ir/fa/services/10) ، در بین برخی مردم این شایع است که با دختران چشم آبی ازدواج نکنید . آیا این از نظر روایات اسلامی درست است ؟
پاسخ این است که اتفاقادر کتب معتبر شیعه مثل وسایل شیعه و کافی خلاف این را داریم . امام صادق (ع) از قول پیامبر فرمودند: با دختران چشم آبی ازدواج کنید زیرا در این ها برکت است .
البته ما روایت داریم که امام صادق فرمودند : با دختر "شهیره " ازدواج نکنید . " شهیره" یعنی با زن بد دهان چشم آبی ، و ازدواج با آن منع شده است .
در واقع این نوعی توصیه اخلاقی است که می خواهد بگوید به خاطر چیزی که ممکن است از نظر شما در ظاهر زیبا باشد ، معایبی بزرگ چون بد دهانی را در ازدواج نادیده نگیرید. این با روایت قبلی فرق می کند و در مورد بددهانی است و نه چشم آبی بودن...
به همان روایتی توجه کنید که در آن برکت و یوم هست .
vahid5835
21st April 2013, 05:20 PM
[QUOTE=ماری مریم;454351]
در بین برخی مردم این شایع است که دختران چشم آبی ازدواج نکنید . آیا این از نظر روایات اسلامی درست است ؟
پست تکان دهنده ای بود و اما برای کامل کردن ادامه متن شما :
http://islamquest.net/media/k2/items/cache/e67ec824afbc9f855ad850f1b49c5b05_L.jpg (http://islamquest.net/media/k2/items/cache/e67ec824afbc9f855ad850f1b49c5b05_XL.jpg)
خداوند پوشاننده عیبهای بندگانتعالیم و آموزههای دینی به ما میگوید که خداوند «ستار العیوب» است؛ یعنی عیبهای بندگان را میپوشاند و مخفی نگه میدارد. منظور از عیبها در اینجا گناهان و خطاهایی است که از بندگان سرمیزند. نکتۀ جالب و قابل دقت این است که این صفت خداوند به صیغه «مبالغه» بیان شده است؛ یعنی بسیار پوشاننده؛ یعنی فراتر از آنچه را که برای ما قابل تصور است. این صفت از ویژگیهای خداوندی است که نسبت به بندگانش بسیار مهربان و بخشنده میباشد؛ رحمتش بر همه چیز و همه کس گسترده است؛ لذا اگر گناهی را بخشید نه تنها آنرا میپوشاند و منتشر نمیکند، بلکه حتی آنرا به روی خود بنده نیز نمیآورد تا وی در مقابل عظمت و بزرگیاش شرمنده شود.
در روایتی از رسول خدا(ص) نقل شده است: «از خدا خواستم كه حساب امت مرا به من واگذارد تا پيش امتهاى ديگر رسوا نشود، پس خداى عز و جل به من وحى كرد، اى محمد نه، بلكه من حسابشان را میرسم و اگر گناهى از آنها سر زده از تو پوشيده مىدارم كه پيش تو نيز رسوا نشود».[1] (http://islamquest.net/fa/blog/item/238-%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D9%88%D9%86%D8%AF-%D9%BE%D9%88%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86#_edn1) از اینرو است که اگر انسان بارها گناه کند و توبهاش را بشکند، او تواب است و دوباره توبهاش را میپذیرد و نقض پیمانهایش را نادیده میگیرد.
گفتنی است که نسپردن حساب امت به پیامبر و پوشیده نگهداشتن اعمالشان بر آنحضرت، به معنای عدم اطلاع آنها از اعمال بندگان نیست؛ چرا که ما معتقدیم پیامبر اسلام(ص) و ائمه(ع) در همین دنیا هم بر اعمال ما ناظرند. اما اینکه خدا میفرماید من خود اعمال آنها را بررسی میکنم تا پيش تو نيز رسوا نشوند، منظور گشودن پرونده امت در قیامت در حضور خود آنان است، تا موجب شرمساری بندگان گناهکار پیش رسول خدا نشود.
با توجه به این ویژگی است که در دعاها و مناجاتهای وارده از سوی پیشوایان دین، فراوان به این موضوع اشاره شده است. ما در این فرصت به اختصار به چند نمونۀ از آنها اشاره خواهیم کرد.
1.«إِلَهِي قَدْ سَتَرْتَ عَلَيَ ذُنُوباً فِي الدُّنْيَا وَ أَنَا أَحْوَجُ إِلَى سَتْرِهَا عَلَيَّ مِنْكَ فِي الْأُخْرَى»؛[2] (http://islamquest.net/fa/blog/item/238-%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D9%88%D9%86%D8%AF-%D9%BE%D9%88%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86#_edn2) ای خدایی که در دنیا گناهان مرا پوشاندی، من به پوشاندن آنها در آخرت محتاجترم.
2. «وَ اغْفِرْ لِي مَا خَفِيَ عَلَى الْآدَمِيِّينَ مِنْ عَمَلِي وَ أَدِمْ لِي مَا بِهِ سَتَرْتَنِي»؛[3] (http://islamquest.net/fa/blog/item/238-%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D9%88%D9%86%D8%AF-%D9%BE%D9%88%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86#_edn3) خدایا گناهان مرا که بر بندگانت مخفی است، ببخش و آنچه را پوشاندی همچنان از دیگران مخفی نگهدار.
در این دعا منظور از ادامۀ پوشاندن و مخفی نگهداشتن، به یقین مخفی نگهداشتن آنها در آخرت است.
3. «أَنَّ النَّبِيَّ (ص) قَالَ: مَنْ أَرَادَ أَنْ لَا يَقِفَهُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَلَى قَبِيحِ أَعْمَالِهِ وَ لَا يُنْشَرَ لَهُ دِيوَانٌ فَلْيَقْرَأْ هَذَا الدُّعَاءَ فِي دُبُرِ كُلِّ صَلَاةٍ وَ هُوَ اللَّهُمَّ إِنَّ مَغْفِرَتَكَ أَرْجَى مِنْ عَمَلِي وَ إِنَّ رَحْمَتَكَ أَوْسَعُ مِنْ ذَنْبِي اللَّهُمَّ إِنْ كَانَ ذَنْبِي عِنْدَكَ عَظِيماً فَعَفْوُكَ أَعْظَمُ مِنْ ذَنْبِي اللَّهُمَّ إِنْ لَمْ أَكُنْ أَهْلًا أَنْ أَبْلُغَ رَحْمَتَكَ فَرَحْمَتُكَ أَهْلٌ أَنْ تَبْلُغَنِي وَ تَسَعَنِي لِأَنَّهَا وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِين»؛[4] (http://islamquest.net/fa/blog/item/238-%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D9%88%D9%86%D8%AF-%D9%BE%D9%88%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86#_edn4)
هر کس دوست دارد که خداوند اعمال زشت او را در روز قیامت برملا نسازد و نامۀ عملش (بدیهایش) در نزد مردم گشوده نشود، بعد از هر نماز این دعا را بخواند: بار خدایا گذشت تو امیدوارتر از عمل من است و رحمت تو وسیعتر از گناهم. خدایا اگر گناهم بزرگ است عفو و گذشت تو بزرگتر از گناه من است. اگر من لایق رحمتت نیستم، اما رحمت تو که شامل حال من میشود؛ چراکه رحمتت وسیعتر از هر چیزی است، یا ارحم الراحمین.
4. «وَ أَلْبِسْنِي مِنْ نَظَرِكَ ثَوْباً يُغَطِّي عَلَيَ التَّبِعَاتِ وَ تَغْفِرُهَا لِي وَ لَا أُطَالَبُ بِهَا إِنَّكَ ذُو مَنٍّ قَدِيمٍ وَ صَفْحٍ عَظِيمٍ وَ تَجَاوُزٍ كَرِيم»؛[5] (http://islamquest.net/fa/blog/item/238-%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D9%88%D9%86%D8%AF-%D9%BE%D9%88%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86#_edn5) خدایا لباسی بر من بپوشان که پرده بر بدیهای من اندازد و مرا بیامرز ... .
در اینجا تذکر این نکته ضروری به نظر میرسد که اگر چه قرآن میفرماید؛ روز قیامت روزی است که پردهها کنار میرود و اسرار برملا خواهد شد.[6] (http://islamquest.net/fa/blog/item/238-%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D9%88%D9%86%D8%AF-%D9%BE%D9%88%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86#_edn6) همچنین میفرماید: «چنان نيست كه آنها(درباره معاد) مىپندارند، بلكه نامه اعمال نيكان در «عليّين» است! و تو چه مىدانى «عليّين» چيست! نامهاى است رقمخورده و سرنوشتى است قطعى، كه مقربان شاهد آنند!»[7] (http://islamquest.net/fa/blog/item/238-%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D9%88%D9%86%D8%AF-%D9%BE%D9%88%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86#_edn7) اما در باره مفهوم و گستره این آیات باید گفت:
اولاً: آیهای که میگوید قیامت اسرار برملا خواهد شد، این آیه ناظر به کسانی است که با بار گناه از دنیا رفته و موفق به توبه نشدهاند، نه کسانی که از روی جهل و نادانی مرتکب گناهی شدهاند و توبه نمودهاند. در ذیل آیه 9 سوره طارق روایتی است که در آن روای میگوید: از رسول خدا(ص) پرسيدم: اين سرائرى كه خدا بندگان را در آخرت به آنها مىآزمايد چيست؟ گفت: «سرائر شما اعمال شما از نماز، روزه، زكات، وضو و غسل جنابت و هر واجب ديگر است؛ زيرا كه همه اعمال سرائر پنهان است، پس اگر كسى بخواهد، مىتواند نماز ناخوانده بگويد كه نماز خواندم، و وضو ناگرفته بگويد كه وضو گرفتم، و گفته خدا: يوم تبلى السرائر در همين خصوص است».[8] (http://islamquest.net/fa/blog/item/238-%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D9%88%D9%86%D8%AF-%D9%BE%D9%88%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86#_edn8) بنابر این، آیه نظر به کسانی دارد که با کفر و نفاق از دنیا رفتهاند.
ثانیاً: مقربان و اولیای الاهی که از اعمال انسانها با خبرند، آنها در همین دنیا نیز بر اسرار ما اطلاع دارند، اما این به معنای انتشار آن به دیگران نیست.
ثالثاً: قیامت روزی است که در آن روز؛ انسان از برادر، از مادر و پدر، و زن و فرزندانش خود مىگريزد، در آن روز هر كدام از انسانها وضعیتى دارند كه او را كاملًا به خود مشغول مىسازد![9] (http://islamquest.net/fa/blog/item/238-%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D9%88%D9%86%D8%AF-%D9%BE%D9%88%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86#_edn9)
نتیجه این که اگر انسان در این دنیا موفق به توبه واقعی شود، خداوند او را مورد لطف و رحمت خویش قرار میدهد و نه تنها از گناهانش میگذرد، بلکه او محبوب خداوند واقع میشود؛ لذا امروز، پيش از آنکه آن روز فرارسد روز، خوب است به پروردگارمان پناه بريم، تا مگر گناهانى را كه مرتكب شدهايم، پيش از رسوا شدن در برابر گروه بزرگ گواهان روز قيامت، و پيش از چشيدن عذاب، بر ما ببخشايد.
.[1] پاينده، ابو القاسم، نهج الفصاحة (مجموعه كلمات قصار حضرت رسول صلى الله عليه و آله)، ص 517، دنياى دانش، تهران، 1382 ش، «سألت الله أن يجعل حساب أمتي إلى لئلا تفتضح عند الامم، فأوحى الله عز و جل إلى: يا محمد بل أنا أحاسبهم فإن كان منهم زلة سترتها عنك لئلا تفتضح عندك».
[2] (http://islamquest.net/fa/blog/item/238-%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D9%88%D9%86%D8%AF-%D9%BE%D9%88%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86#_ednref2). ابن طاووس، على بن موسى، إقبال الأعمال، ج 2، ص 686 دار الكتب الإسلاميه، تهران، چاپ دوم، 1409 ق.
[3] (http://islamquest.net/fa/blog/item/238-%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D9%88%D9%86%D8%AF-%D9%BE%D9%88%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86#_ednref3). طوسى، محمد بن الحسن، مصباح المتهجّد و سلاح المتعبّد، ج 2، ص 593، مؤسسة فقه الشيعة، بيروت، چاپ اول، 1411 ق.
[4] (http://islamquest.net/fa/blog/item/238-%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D9%88%D9%86%D8%AF-%D9%BE%D9%88%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86#_ednref4). مجلسى، محمد باقر، بحار الأنوار، ج 83، ص 37، دار إحياء التراث العربي، بيروت، چاپ دوم، 1403 ق.
[5] (http://islamquest.net/fa/blog/item/238-%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D9%88%D9%86%D8%AF-%D9%BE%D9%88%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86#_ednref5). مصباح المتهجّد و سلاح المتعبّد، ج 2، ص 594.
[6] (http://islamquest.net/fa/blog/item/238-%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D9%88%D9%86%D8%AF-%D9%BE%D9%88%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86#_ednref6). «يَوْمَ تُبْلَى السَّرائِرُ»؛ در آن روز كه اسرار نهان (انسان) آشكار ميشود، طارق، ۹.
[7] (http://islamquest.net/fa/blog/item/238-%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D9%88%D9%86%D8%AF-%D9%BE%D9%88%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86#_ednref7) . مطففین، ۱۸- ۲۱.
[8] (http://islamquest.net/fa/blog/item/238-%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D9%88%D9%86%D8%AF-%D9%BE%D9%88%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86#_ednref8). عروسى حويزى، عبد على بن جمعه، تفسير نور الثقلين، ج 5، ص 552، انتشارات اسماعيليان، قم، 1415 ق.
[9] (http://islamquest.net/fa/blog/item/238-%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D9%88%D9%86%D8%AF-%D9%BE%D9%88%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86#_ednref9). عبس، ۳۴- ۳۷.
////////////////////////////////////
آیا خداوند همان طور که در دنیا عیوب و گناهان بندگانش را می پوشاند، اگر کسی از گناهی که مرتکب شده پشیمان باشد و توبه کند، خداوند در قیامت نیز گناهانش را از دید دیگران مخفی نگه می¬دارد؟
پرسش
آیا خداوند همان طور که در دنیا عیوب و گناهان بندگانش را می پوشاند، اگر کسی از گناهی که مرتکب شده پشیمان باشد و توبه کند، خداوند در قیامت نیز گناهانش را از دید دیگران مخفی نگه می¬دارد؟
پاسخ اجمالی
آنچه را که تعالیم و آموزههای دینی به ما میگوید؛ این است که خداوند «ستار العیوب» است؛ یعنی عیبهای بندگان را میپوشاند و از دید دیگران مخفی نگهمیدارد. منظور از عیبها در اینجا گناهان و خطاهایی است که از بندگان سرمیزند. در روایتی از رسول خدا(ص) نقل شده است: «از خدا خواستم که حساب امت مرا به من واگذارد تا پیش امتهاى دیگر رسوا نشود، پس خداى عز و جل به من وحى کرد، اى محمد نه، بلکه من حسابشان را میرسم و اگر گناهى از آنها سر زده از تو پوشیده مىدارم که پیش تو نیز رسوا نشوند. بنابر این، اگر انسان در این دنیا موفق به توبه واقعی شود، خداوند او را مورد لطف و رحمت خویش قرار میدهد، از گناهانش میگذرد، همانگونه که در این دنیا آبرویش را حفظ کرده، در آخرت نیز گناهانش را از دید دیگران مخفی نگهمیدارد.
پاسخ تفصیلی
در مورد پرسش مطرح شده؛ یعنی پوشاندن عیوب و گناهان بندگان در قیامت، باید گفت؛ آنچه را که تعالیم و آموزههای دینی به ما میگوید این است که خداوند «ستار العیوب» است؛ یعنی عیبهای بندگان را میپوشاند و مخفی نگه میدارد. منظور از عیبها در اینجا گناهان و خطاهایی است که از بندگان سرمیزند. نکتۀ جالب و قابل دقت این است که این صفت خداوند به صیغه «مبالغه» بیان شده است؛ یعنی بسیار پوشاننده؛ یعنی فراتر از آنچه را که برای ما قابل تصور است. این صفت از ویژگیهای خداوندی است که نسبت به بندگانش بسیار مهربان و بخشنده میباشد؛ رحمتش بر همه چیز و همه کس گسترده است. لذا اگر گناهی را بخشید نه تنها آن را میپوشاند و منتشر نمیکند، بلکه حتی آن را به روی خود بنده نیز نمیآورد تا وی در مقابل عظمت و بزرگیش شرمنده شود. در روایتی از رسول خدا(ص) نقل شده است: «از خدا خواستم که حساب امت مرا به من واگذارد تا پیش امتهاى دیگر رسوا نشود، پس خداى عز و جل به من وحى کرد، اى محمد نه، بلکه من حسابشان را میرسم و اگر گناهى از آنها سر زده از تو پوشیده مىدارم که پیش تو نیز رسوا نشود».[1] (http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa23004#) از این رو است که اگر انسان بارها گناه کند و توبهاش را بشکند او تواب است و دوباره توبهاش را میپذیرد و نقض پیمانهایش را نادیده میگیرد. گفتنی است که نسپردن حساب امت به پیامبر و پوشیده نگهداشتن اعمالشان بر آن حضرت، به معنای عدم اطلاع آنها از اعمال بندگان نیست؛ چرا که ما معتقدیم پیامبر اسلام(ص) و ائمهی(ع) در همین دنیا هم بر اعمال ما ناظرند. اما این که خدا میفرماید من خود اعمال آنها را بررسی میکنم تا پیش تو نیز رسوا نشوند، منظور گشودن پرونده امت در قیامت در حضور خود آنان است تا موجب شرمساری بندگان گناهکار پیش رسول خدا نشود. با توجه به این ویژگی است که در دعاها و مناجاتهای وارده از سوی پیشوایان دین فراوان به این موضوع اشاره شده است. ما در این فرصت به اختصار به چند نمونۀ از آنها اشاره خواهیم کرد. 1.«إِلَهِی قَدْ سَتَرْتَ عَلَیَ ذُنُوباً فِی الدُّنْیَا وَ أَنَا أَحْوَجُ إِلَى سَتْرِهَا عَلَیَّ مِنْکَ فِی الْأُخْرَى»؛[2] (http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa23004#) ای خدایی که در دنیا گناهان مرا پوشاندی، من به پوشاندن آنها در آخرت محتاجترم. 2. «وَ اغْفِرْ لِی مَا خَفِیَ عَلَى الْآدَمِیِّینَ مِنْ عَمَلِی وَ أَدِمْ لِی مَا بِهِ سَتَرْتَنِی»؛[3] (http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa23004#) خدایا گناهان مرا که بر بندگانت مخفی است، ببخش و آنچه را پوشاندی همچنان از دیگران مخفی نگهدار. در این دعا منظور از ادامۀ پوشاندن و مخفی نگهداشتن، به یقین مخفی نگهداشتن آنها در آخرت است. 3. «أَنَّ النَّبِیَّ (ص) قَالَ: مَنْ أَرَادَ أَنْ لَا یَقِفَهُ اللَّهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ عَلَى قَبِیحِ أَعْمَالِهِ وَ لَا یُنْشَرَ لَهُ دِیوَانٌ فَلْیَقْرَأْ هَذَا الدُّعَاءَ فِی دُبُرِ کُلِّ صَلَاةٍ وَ هُوَ اللَّهُمَّ إِنَّ مَغْفِرَتَکَ أَرْجَى مِنْ عَمَلِی وَ إِنَّ رَحْمَتَکَ أَوْسَعُ مِنْ ذَنْبِی اللَّهُمَّ إِنْ کَانَ ذَنْبِی عِنْدَکَ عَظِیماً فَعَفْوُکَ أَعْظَمُ مِنْ ذَنْبِی اللَّهُمَّ إِنْ لَمْ أَکُنْ أَهْلًا أَنْ أَبْلُغَ رَحْمَتَکَ فَرَحْمَتُکَ أَهْلٌ أَنْ تَبْلُغَنِی وَ تَسَعَنِی لِأَنَّهَا وَسِعَتْ کُلَّ شَیْءٍ بِرَحْمَتِکَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِین»؛[4] (http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa23004#) هر کس دوست دارد که خداوند اعمال زشت او را در روز قیامت برملا نسازد و نامۀ عملش (بدیهایش) در نزد مردم گشوده نشود، بعد از هر نماز این دعا را بخواند: بار خدایا گذشت تو امیدوارتر از عمل من است و رحمت تو وسیعتر از گناهم. خدایا اگر گناهم بزرگ است عفو و گذشت تو بزرگتر از گناه من است. اگر من لایق رحمتت نیستم، اما رحمت تو که شامل حال من میشود؛ چراکه رحمتت وسیعتر از هر چیزی است، یا ارحم الراحمین. 4. «وَ أَلْبِسْنِی مِنْ نَظَرِکَ ثَوْباً یُغَطِّی عَلَیَ التَّبِعَاتِ وَ تَغْفِرُهَا لِی وَ لَا أُطَالَبُ بِهَا إِنَّکَ ذُو مَنٍّ قَدِیمٍ وَ صَفْحٍ عَظِیمٍ وَ تَجَاوُزٍ کَرِیم»؛[5] (http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa23004#) خدایا لباسی بر من بپوشان که پرده بر بدیهای من اندازد و مرا بیامرز .... در پایان تذکر این نکته ضروری به نظر میرسد که اگر چه قرآن میفرماید؛ روز قیامت روزی است که پردهها کنار میرود و اسرار برملا خواهد شد.[6] (http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa23004#) همچنین می فرماید: «چنان نیست که آنها (درباره معاد) مىپندارند، بلکه نامه اعمال نیکان در «علیّین» است! و تو چه مىدانى «علیّین» چیست! نامهاى است رقمخورده و سرنوشتى است قطعى، که مقربان شاهد آنند!»[7] (http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa23004#) اما در باره مفهوم و گستره این آیات باید گفت: اولاً: آیهای که میگوید قیامت اسرار برملا خواهد شد، این آیه ناظر به کسانی است که با بار گناه از دنیا رفته و موفق به توبه نشده اند، نه کسانی که از روی جهل و نادانی مرتکب گناهی شده اند و توبه نمودهاند. در ذیل آیه 9 سوره طارق روایتی که در آن روای می گوید: از رسول خدا(ص) پرسیدم: این سرائرى که خدا بندگان را در آخرت به آنها مىآزماید چیست؟ گفت: «سرائر شما اعمال شما از نماز، روزه، زکات، وضو و غسل جنابت و هر واجب دیگر است؛ زیرا که همه اعمال سرائر پنهان است، پس اگر کسى بخواهد، مىتواند نماز ناخوانده بگوید که نماز خواندم، و وضو ناگرفته بگوید که وضو گرفتم، و گفته خدا: یوم تبلى السرائر در همین خصوص است».[8] (http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa23004#) بنابر این، آیه نظر به کسانی دارد که با کفر و نفاق از دنیا رفته اند. ثانیاً: مقربان و اولیای الاهی که از اعمال انسانها با خبرند، آنها در همین دنیا نیز بر اسرار ما اطلاع دارند، اما این به معنای انتشار آن به دیگران نیست. ثالثاً: قیامت روزی است که در آن روز؛ انسان از برادر، از مادر و پدر، و زن و فرزندانش خود مىگریزد، در آن روز هر کدام از انسانها وضعیتى دارند که او را کاملًا به خود مشغول مىسازد![9] (http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa23004#) نتیجه این که اگر انسان در این دنیا موفق به توبه واقعی شود، خداوند او را مورد لطف و رحمت خویش قرار می دهد و نه تنها از گناهانش می گذرد، بلکه او محبوب خداوند واقع می شود؛ لذا امروز، پیش از آن که آن روز فرارسد روز، خوب است به پروردگارمان پناه بریم تا مگر گناهانى را که مرتکب شدهایم، پیش از رسوا شدن در برابر گروه بزرگ گواهان روز قیامت، و پیش از چشیدن عذاب، بر ما ببخشاید. .[1] پاینده، ابو القاسم، نهج الفصاحة (مجموعه کلمات قصار حضرت رسول صلى الله علیه و آله)، ص 517، دنیاى دانش، تهران، 1382 ش، «سألت الله أن یجعل حساب أمتی إلى لئلا تفتضح عند الامم، فأوحى الله عز و جل إلى: یا محمد بل أنا أحاسبهم فإن کان منهم زلة سترتها عنک لئلا تفتضح عندک».
[2] (http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa23004#). ابن طاووس، على بن موسى، إقبال الأعمال، ج 2، ص 686 دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ دوم، 1409 ق.
[3] (http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa23004#). طوسى، محمد بن الحسن، مصباح المتهجّد و سلاح المتعبّد، ج 2، ص 593، مؤسسة فقه الشیعة، بیروت، چاپ اول، 1411 ق.
[4] (http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa23004#). مجلسى، محمد باقر، بحار الأنوار، ج 83، ص 37، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، چاپ دوم، 1403 ق.
[5] (http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa23004#). مصباح المتهجّد و سلاح المتعبّد، ج 2، ص 594.
[6] (http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa23004#). «یَوْمَ تُبْلَى السَّرائِرُ»؛ در آن روز که اسرار نهان (انسان) آشکار میشود، طارق، ۹.
[7] (http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa23004#) . مطففین، ۱۸- ۲۱.
[8] (http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa23004#). عروسى حویزى، عبد على بن جمعه، تفسیر نور الثقلین، ج 5، ص 552، انتشارات اسماعیلیان، قم، 1415 ق.
[9] (http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa23004#). عبس، ۳۴- ۳۷.
/////////////////////////////////////////////////////////////////////
و در آخر
عیبپوشیذخیره مقاله با فرمت پی دی اف (http://www.wikifeqh.ir/pdf/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C)
از صفات زشت و ناهنجاری که راحتی وآسایش انسان (http://www.wikifeqh.ir/%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86) را سلب میکند و او را در نظر دیگران بی اعتبار جلوه میدهد، عیبجویی (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D8%AC%D9%88%DB%8C%DB%8 C) است. این خوی شرم آور به کلنگی میماند که کسی آنرا به دست گرفته و برای ویران کردن بنای برادری، محبت، یگانگی، صفا وصمیمیت مدام کوشش میکند.
فهرست مندرجات۱ - صفت مقابل عیبجویی (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#%D8%B5%D9%81%D8%AA%20%D9%85%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9 %84%20%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D8%AC%D9%88%DB%8 C%DB%8C)
۲ - فضیلت (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#%D9%81%D8%B6%DB%8C%D9%84%D8%AA)
۳ - ستار العیوب بودن خداوند (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%20%D8%A7%D9%84%D8%B9%DB %8C%D9%88%D8%A8%20%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86%20%D8%A E%D8%AF%D8%A7%D9%88%D9%86%D8%AF)
۴ - شرائط (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#%D8%B4%D8%B1%D8%A7%D8%A6%D8%B7)
۵ - وجه تمایز نفاق وایمان (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#%D9%88%D8%AC%D9%87%20%D8%AA%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8 %B2%20%D9%86%D9%81%D8%A7%D9%82%20%D9%88%D8%A7%DB%8 C%D9%85%D8%A7%D9%86)
۶ - موارد عیب پوشی (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#%D9%85%D9%88%D8%A7%D8%B1%D8%AF%20%D8%B9%DB%8C%D8 %A8%20%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8C)
۷ - از صفات رهبر (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#%D8%A7%D8%B2%20%D8%B5%D9%81%D8%A7%D8%AA%20%D8%B1 %D9%87%D8%A8%D8%B1)
۸ - آنچه عیب را میپوشاند (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#%D8%A2%D9%86%DA%86%D9%87%20%D8%B9%DB%8C%D8%A8%20 %D8%B1%D8%A7%20%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D 8%B4%D8%A7%D9%86%D8%AF)
۹ - علل وانگیزه (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#%D8%B9%D9%84%D9%84%20%D9%88%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB %8C%D8%B2%D9%87)
۹.۱ - رضای خداوند (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#%D8%B1%D8%B6%D8%A7%DB%8C%20%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D9 %88%D9%86%D8%AF)
۹.۲ - عدم شیوع گناه (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#%D8%B9%D8%AF%D9%85%20%D8%B4%DB%8C%D9%88%D8%B9%20 %DA%AF%D9%86%D8%A7%D9%87)
۹.۳ - پوشاندن عیب خود (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#%D9%BE%D9%88%D8%B4%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%86%20%D8 %B9%DB%8C%D8%A8%20%D8%AE%D9%88%D8%AF)
۱۰ - آثار دنیوی و اخروی عیبپوشی (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1%20%D8%AF%D9%86%DB%8C%D9 %88%DB%8C%20%D9%88%20%D8%A7%D8%AE%D8%B1%D9%88%DB%8 C%20%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4% DB%8C)
۱۰.۱ - آمرزش الهی (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#%D8%A2%D9%85%D8%B1%D8%B2%D8%B4%20%D8%A7%D9%84%D9 %87%DB%8C)
۱۰.۲ - وارد شدن بر بهشت (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#%D9%88%D8%A7%D8%B1%D8%AF%20%D8%B4%D8%AF%D9%86%20 %D8%A8%D8%B1%20%D8%A8%D9%87%D8%B4%D8%AA)
۱۰.۳ - پوشانده شدن عیوب او در قیامت (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#%D9%BE%D9%88%D8%B4%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87%20%D8 %B4%D8%AF%D9%86%20%D8%B9%DB%8C%D9%88%D8%A8%20%D8%A 7%D9%88%20%D8%AF%D8%B1%20%D9%82%DB%8C%D8%A7%D9%85% D8%AA)
۱۰.۴ - پوشانده شدن عیوب او در دنیا وآخرت (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#%D9%BE%D9%88%D8%B4%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87%20%D8 %B4%D8%AF%D9%86%20%D8%B9%DB%8C%D9%88%D8%A8%20%D8%A 7%D9%88%20%D8%AF%D8%B1%20%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7% 20%D9%88%D8%A2%D8%AE%D8%B1%D8%AA)
۱۰.۵ - همانند نجات دادن دختر زنده به گور شده (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF%20%D9%86%D8 %AC%D8%A7%D8%AA%20%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86%20%D8%A F%D8%AE%D8%AA%D8%B1%20%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87%20% D8%A8%D9%87%20%DA%AF%D9%88%D8%B1%20%D8%B4%D8%AF%D9 %87)
۱۰.۶ - همانند زنده کردن مرده (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF%20%D8%B2%D9 %86%D8%AF%D9%87%20%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86%20%D9%8 5%D8%B1%D8%AF%D9%87)
۱۰.۷ - بازگشت از گناه (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DA%AF%D8%B4%D8%AA%20%D8%A7%D8 %B2%20%DA%AF%D9%86%D8%A7%D9%87)
۱۱ - آثار عدم عیب پوشی (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1%20%D8%B9%D8%AF%D9%85%20 %D8%B9%DB%8C%D8%A8%20%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8C)
۱۲ - فهرست منابع (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA%20%D9%85%D9%86%D8 %A7%D8%A8%D8%B9)
۱۳ - پانویس (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#%D9%BE%D8%A7%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3)
۱۴ - منبع (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#%D9%85%D9%86%D8%A8%D8%B9)
صفت مقابل عیبجویی[ویرایش (http://www.wikifeqh.ir/edit_sub/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C/%D8%B5%D9%81%D8%AA_%D9%85%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84_ %D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D8%AC%D9%88%DB%8C%DB%8 C)]
در مقابل این صفت خبیثه، عیب پوشی کردن قرار دارد که از بزرگترین شاخصههای خیرخواهی است و از آن تعبیر به ستر عیوب میشود. ستر به معنای پوشاندن چیزی [۱] (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot1) است و عیب، نقصان در ذات چیزی یا در صفتی [۲] (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot2) است و در اصطلاح، عیب پوشی، پرده بر بدیهای مردم افکندن [۳] (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot3) است.
فضیلت[ویرایش (http://www.wikifeqh.ir/edit_sub/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C/%D9%81%D8%B6%DB%8C%D9%84%D8%AA)]
در فضیلت وشرافت عیب پوشی و پرهیز از عیبجویی (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D8%AC%D9%88%DB%8C%DB%8 C) ، روایات بسیاری ذکر شده است که به بیان پارهای از آنها میپردازیم:
- امام رضا (http://www.wikifeqh.ir/%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B1%D8%B6%D8%A7) (ع) درپاسخ مردی که از برادرش شکوه میکرد فرمود:
«... پردهپوشی کن و بر عیوبش روکش افکن..» [۴] (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot4)
- امیر المؤمنین (http://www.wikifeqh.ir/%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1_%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%A4% D9%85%D9%86%DB%8C%D9%86) (ع) فرمود: خوشا بحال آن کس که از عیب دیگران چشم بپوشد و به عیبهای خود نگاه کند. [۵] (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot5)
-امام علی (ع) میفرمایند: ای بنده خدا (http://www.wikifeqh.ir/%D8%AE%D8%AF%D8%A7) ! در گفتن عیب کسی شتاب مکن. شاید خدایش بخشیده باشد و بر گناهان (http://www.wikifeqh.ir/%DA%AF%D9%86%D8%A7%D9%87) کوچک خود ایمن مباش؛ شاید برای آنها کیفر داده شوی! پس هر کدام از شما که به عیب کسی آگاه است به خاطر آنچه که از عیب خود میداند باید از عیب جویی دیگران خود داری کند. [۶] (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot6)
- حضرت عیسی (http://www.wikifeqh.ir/%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D8%B9%DB%8C%D8%B3%DB%8C) (ع) به اصحابش فرمود: بگوئید ببینم اگر کسی ببیند گوشهای از جامه برادرش (در خواب) کنار رفته و عورتش نمایان شده، بقیه را هم عقب میزند یا آن را میپوشاند؟ گفتند: البته آن را میپوشاند. فرمود: ابدا، شما جامه را یکباره عقب میزنید. آنها فهمیدند که سؤال جنبه مثال دارد. گفتند: یا روح اللَّه، مقصد چیست؟ فرمود: این مثال مردی است که از برادرش عیبی بیند و نپوشاند. [۷] (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot7)
ستار العیوب بودن خداوند[ویرایش (http://www.wikifeqh.ir/edit_sub/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C/%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1_%D8%A7%D9%84%D8%B9%DB%8C% D9%88%D8%A8_%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86_%D8%AE%D8%AF% D8%A7%D9%88%D9%86%D8%AF)]
در فضیلت وشرافت عیب پوشی همین بس که یکی از اوصاف خدای سبحان است. پس باید نگریست که چگونه خداوند بر امر گناهکاران در دنیا (http://www.wikifeqh.ir/%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7) و آخرت (http://www.wikifeqh.ir/%D8%A2%D8%AE%D8%B1%D8%AA) پرده میافکند.
امام رضا (http://www.wikifeqh.ir/%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B1%D8%B6%D8%A7) (ع) میفرمایند:
«بر مؤمن (http://www.wikifeqh.ir/%D9%85%D8%A4%D9%85%D9%86) سزاوار است که از پروردگار و پیامبر (http://www.wikifeqh.ir/%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1) و امام خود سه خصلت را بیاموزد: خصلتی که از پروردگار باید بیاموزد، عیب پوشی و کتمان است...» [۸] (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot8)
پس به فرموده امام صادق (http://www.wikifeqh.ir/%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82) (ع) گوش فرا داده و هیچکس را رسوا مکن؛ چرا که «ستّار العیوب» قبایح تو را از غیر پوشانیده و کسی را به او مطّلع نکرده، تو نیز به حکم «متخلّق به اخلاق الهی شدن» عیب کسی را فاش مکن و عیبپوش باش. (منسوب به امام جعفر صادق علیهالسلام) [۹] (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot9)
شرائط[ویرایش (http://www.wikifeqh.ir/edit_sub/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C/%D8%B4%D8%B1%D8%A7%D8%A6%D8%B7)]
پردهپوشی در کارهای حرام (http://www.wikifeqh.ir/%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%85) با نهی از منکر منافات ندارد ولی اگر نهی از منکر متوقف بر آن باشد که آن امر فاش شود بقول مشهور فاش کردن آن جائز است و بلکه واجب است؛ زیرا همه جا عیبپوشی ارزش نیست، گاهی باید افشاگری کرد [۱۰] (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot10) و عیب پوشی در موردی است که عیوب پنهانی سرچشمه مشکلات اجتماعی نگردد که در آنجا وظیفه افشاگری به میان میآید.
وجه تمایز نفاق وایمان[ویرایش (http://www.wikifeqh.ir/edit_sub/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C/%D9%88%D8%AC%D9%87_%D8%AA%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B2_ %D9%86%D9%81%D8%A7%D9%82_%D9%88%D8%A7%DB%8C%D9%85% D8%A7%D9%86)]
از جمله وجه تمایز نفاق (http://www.wikifeqh.ir/%D9%86%D9%81%D8%A7%D9%82) و ایمان (http://www.wikifeqh.ir/%D8%A7%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86) ، عیب پوشی است. در روایات (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D8%AA) عیب پوشی را از صفات مؤمن (http://www.wikifeqh.ir/%D9%85%D8%A4%D9%85%D9%86) دانسته [۱۱] (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot11) و پردهدری و عیبجویی را صفت اهل نفاق [۱۲] (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot12) برشمردهاند.
موارد عیب پوشی[ویرایش (http://www.wikifeqh.ir/edit_sub/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C/%D9%85%D9%88%D8%A7%D8%B1%D8%AF_%D8%B9%DB%8C%D8%A8_ %D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8C)]
۱-عیب پوشی مؤمن
امام باقر (http://www.wikifeqh.ir/%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%A8%D8%A7%D9%82%D8%B1) (ع) فرمود: مؤمن به مؤمن حق واجب دارد که تا هفتاد گناه کبیره (http://www.wikifeqh.ir/%DA%AF%D9%86%D8%A7%D9%87_%DA%A9%D8%A8%DB%8C%D8%B1% D9%87) بر او پرده پوشی کند. [۱۳] (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot13)
۲-عیب پوشی همسایه
امام سجاد (http://www.wikifeqh.ir/%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D8%AF) (ع) میفرمایند: امّا حق همسایه تو آنست که در پشت سرش آبرویش را نبری... و اگر از او چیز ناشایستهای سراغ داری آن را پردهپوشی کنی.... [۱۴] (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot14)
۳-عیب پوشی خردسالان
امام زین العابدین (http://www.wikifeqh.ir/%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B2%DB%8C%D9%86_%D8%A7 %D9%84%D8%B9%D8%A7%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D9%86) (ع) فرمودند: حق خردسال این است که بر او رحمت آری... از خطایش بگذری و پردهپوشی کنی... که این خود سبب بازگشت (و اصلاح حال) اوست. [۱۵] (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot15)
۴-عیب پوشی از کسی که مقام فرد را حفظ کرده است.
از جمله وصیت (http://www.wikifeqh.ir/%D9%88%D8%B5%DB%8C%D8%AA) امیر المؤمنین (http://www.wikifeqh.ir/%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1_%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%A4% D9%85%D9%86%DB%8C%D9%86) (ع) به محمد حنیفه (http://www.wikifeqh.ir/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%AD%D9%86%DB%8C%D9%81% D9%87) این است:
... پاداش کسی که مقام تو را حفظ کرده این نیست که حق او را ضایع گردانی و یا در برابر پردهپوشیهای او با او بد رفتاری کنی. [۱۶] (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot16)
۵-عیب پوشی سائل
امام سجاد (ع) میفرمایند: حق سائلی که صدق نیازمندیش را بفهمی اینست که به او چیزی بدهی و اگر در صدق او شک داری و سابقه تهمت (http://www.wikifeqh.ir/%D8%AA%D9%87%D9%85%D8%AA) دارد به او توجه مکن که مبادا کید شیطان (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B4%DB%8C%D8%B7%D8%A7%D9%86) باشد و تو را از خط خود باز دارد و تو را از قرب پروردگارت منحرف کند ولی بر او پردهپوشی کن.... [۱۷] (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot17)
از صفات رهبر[ویرایش (http://www.wikifeqh.ir/edit_sub/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C/%D8%A7%D8%B2_%D8%B5%D9%81%D8%A7%D8%AA_%D8%B1%D9%87 %D8%A8%D8%B1)]
امام علی (http://www.wikifeqh.ir/%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B9%D9%84%DB%8C) (ع) به مالک اشتر (http://www.wikifeqh.ir/%D9%85%D8%A7%D9%84%DA%A9_%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D8%B1) در رابطه صفات رهبر میفرمایند :
... هر کس از رعایا نسبت به مردم عیبجوتر است او را از خود دور کن و دشمن بدار. زیرا طبعا در مردم عیبهائی است که بایستی والی بیشتر از دیگران آنها را بپوشد. در مقام مباش که عیب آنها را بدانی؛ زیرا هر چه را دانی باید آن را اصلاح کنی ولی آنچه از تو پنهان است خداوند (http://www.wikifeqh.ir/%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D9%88%D9%86%D8%AF) میفرماید تا میتوانی بدیها را بپوش تا خدا عیب پوشی را بر تو آسان کند. [۱۸] (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot18)پس از صفات یک رهبر آگاه، عیبپوشی و بازگذاشتن راه عذر و توبه (http://www.wikifeqh.ir/%D8%AA%D9%88%D8%A8%D9%87%E2%80%8C) مردم است [۱۹] (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot19)
آنچه عیب را میپوشاند[ویرایش (http://www.wikifeqh.ir/edit_sub/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C/%D8%A2%D9%86%DA%86%D9%87_%D8%B9%DB%8C%D8%A8_%D8%B1 %D8%A7_%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%D8% A7%D9%86%D8%AF)]
۱- شکیبایی (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B4%DA%A9%DB%8C%D8%A8%D8%A7%DB%8C%DB%8C) ، پوشاننده عیبهاست. [۲۰] (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot20)
۲- پرسش کردن، وسیله پوشاندن عیبهاست. [۲۱] (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot21)
۳-آن کس که لباس حیاء (http://www.wikifeqh.ir/%D8%AD%DB%8C%D8%A7%D8%A1) بپوشد، کسی عیب او را نبیند. [۲۲] (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot22)
۴- عیب تو تا آنگاه که روزگار با تو هماهنگ باشد، پنهان است [۲۳] (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot23)
۵-هر که جامه علم (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%D9%84%D9%85) و دانش بر تن کند، عیوبش از چشم مردم نهان شود. [۲۴] (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot24)
۶-پرده بدیها، خاموشی است [۲۵] (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot25)
۷- پرده عیبها، عقل (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%D9%82%D9%84) است. [۲۶] (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot26)
۸- مسالمت با مردم، عیبها را میپوشاند. [۲۷] (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot27)
علل وانگیزه[ویرایش (http://www.wikifeqh.ir/edit_sub/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C/%D8%B9%D9%84%D9%84_%D9%88%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C% D8%B2%D9%87)]
← رضای خداوند
حضرت رسول اکرم (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B1%D8%B3%D9%88%D9%84_%D8%A7%DA%A9%D8%B1%D9%85) (ص) میفرمایند: خداوند باحیا و پردهپوش است و حیا و پردهپوشی را دوست دارد. [۲۸] (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot28)
← عدم شیوع گناه
جنبه عمومی و همگانی پیدا نکردن گناه (http://www.wikifeqh.ir/%DA%AF%D9%86%D8%A7%D9%87) [۲۹] (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot29)
حضرت علی (http://www.wikifeqh.ir/%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D8%B9%D9%84%DB%8C) (ع) فرمود: اگر مؤمنی را بیابم (و ببینم) بر کار بد و گناهی مشغول است همانا او را به لباس خود و یا به لباس او میپوشانم. [۳۰] (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot30) زیرا این خود گناه بزرگی است [۳۱] (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot31) و در قرآن کریم (http://www.wikifeqh.ir/%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D9%85) از آن نهی شده و وعده عذاب به کسانی که مرتکب این معصیت کبیره شوند داده شده است:
«کسانی که دوست دارند زشتیها در میان مردم باایمان شیوع یابد، عذاب دردناکی برای آنان در دنیا و آخرت است» إنَّ الَّذِینَ یُحِبُّونَ أَنْ تَشِیعَ الْفاحِشَةُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ [۳۲] (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot32)
← پوشاندن عیب خود
پوشاندن عیب خود: [۳۳] (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot33)
به حکم عقل چون آدمی نمیپسندد که عیب او بر همه آشکار شود لذا باید عیب پوش مردم باشد تا خداوند متعال نیز عیب پوش او باشد. در روایتی مردی به پیامبر خدا (ص) عرض کرد: دوست دارم خداوند عیبهای مرا بپوشاند. حضرت فرمودند: عیبهای برادرانت را بپوشان. [۳۴] (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot34) پس انسان (http://www.wikifeqh.ir/%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86) به خاطر آنچه از خود سراغ دارد باید عیب برادرش را بپوشاند. و انجام وظیفه خود در برابر مؤمن (http://www.wikifeqh.ir/%D9%85%D8%A4%D9%85%D9%86) [۳۵] (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot35) و... میباشد.
آثار دنیوی و اخروی عیبپوشی[ویرایش (http://www.wikifeqh.ir/edit_sub/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C/%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1_%D8%AF%D9%86%DB%8C%D9%88% DB%8C_%D9%88_%D8%A7%D8%AE%D8%B1%D9%88%DB%8C_%D8%B9 %DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8C)]
← آمرزش الهی
حضرت رضا (http://www.wikifeqh.ir/%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA_%D8%B1%D8%B6%D8%A7) (ع) میفرمایند: «... و آن کس که گناه را پنهان میدارد مشمول آمرزش الهی (http://www.wikifeqh.ir/%D8%A2%D9%85%D8%B1%D8%B2%D8%B4_%D8%A7%D9%84%D9%87% DB%8C) است» [۳۶] (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot36)
← وارد شدن بر بهشت
رسول خدا (ص) فرمودند: هیچ فردی، عیبی از برادر مسلمانش نبیند که آن را بپوشاند، مگر اینکه به بهشت (http://www.wikifeqh.ir/%D8%A8%D9%87%D8%B4%D8%AA) درآید. [۳۷] (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot37)
← پوشانده شدن عیوب او در قیامت
از پیامبر اکرم (ص) روایت شده است که فرمود: «هیچ بندهای عیب بندهای را پوشیده نمیدارد مگر آنکه خداوند به روز قیامت (http://www.wikifeqh.ir/%D9%82%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%AA) عیب او را پوشیده میدارد.» [۳۸] (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot38)
← پوشانده شدن عیوب او در دنیا وآخرت
پیامبراسلام (ص) میفرمایند: هر که عیب برادرش را بپوشد خدا در دنیا و آخرت عیوبش را به پوشاند. [۳۹] (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot39)
← همانند نجات دادن دختر زنده به گور شده
رسول خدا (ص) فرمودند: هر کس زشتکاری مؤمنی را بپوشاند، چنان است که دختر زنده به گور شدهای را نجات دهد. [۴۰] (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot40)
← همانند زنده کردن مرده
پیامبراسلام (ص) میفرمایند: اگر کسی عیب مسلمانی را بپوشاند، چنان است که گویی مردهای را زنده کرده است. [۴۱] (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot41)
← بازگشت از گناه
-اصلاح و بازگشت از گناه (http://www.wikifeqh.ir/%DA%AF%D9%86%D8%A7%D9%87) [۴۲] (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot42)
آثار عدم عیب پوشی[ویرایش (http://www.wikifeqh.ir/edit_sub/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C/%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1_%D8%B9%D8%AF%D9%85_%D8%B9 %DB%8C%D8%A8_%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8C)]
۱-مشمول غفران الهی نشدن
رسول خدا (ص) فرمود: «همه امّت من بخشش مییابند، جز پردهدران... [۴۳] (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot43)
۲-فاش شدن عیوب او توسط خداوند
امام علی (http://www.wikifeqh.ir/%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B9%D9%84%DB%8C) (ع) میفرمایند: هر که دنبال عیبهای مردم بگردد، خداوند عیبهای او را بر ملا سازد. [۴۴] (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot44)
۳-ذلیل شدن
حضرت رضا (ع) میفرمود: " آن کس که گناه را نشر دهد مخذول و مطرود است. [۴۵] (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot45)
۴-در حکم آغاز کننده آن زشتی بودن
از امام صادق (http://www.wikifeqh.ir/%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82) (ع) روایت شده است: رسول خدا (ص) فرمود: «اگر کسی زشتی را آشکار سازد، همچون آغازگر آن است» [۴۶] (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot46)
۵-محروم شدن از دوستی دلها
امام علی (ع) میفرمایند: هر که در عیبهای نهانی مردم تفحّص کند، خدا (http://www.wikifeqh.ir/%D8%AE%D8%AF%D8%A7) او را از دوستی دلها محروم گرداند. [۴۷] (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot47)
فهرست منابع[ویرایش (http://www.wikifeqh.ir/edit_sub/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C/%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA_%D9%85%D9%86%D8%A7% D8%A8%D8%B9)]
(۱) قرآن کریم.
(۲) راغب اصفهانی، حسین بن محمد، ترجمه وتحقیق مفردات الفاظ قرآن، خسروی حسینی سید غلامرضا، تهران، انتشارات مرتضوی، ۱۳۷۵ ش، دوم.
(۳) مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۶۰ ش.
(۴) نراقی، ملا احمد، معراج السعاده، قم، زهیر، ۱۳۸۶هش، اول.
(۵) مجلسی، محمد باقر، آداب معاشرت- ترجمه جلد شانزدهم بحار الانوار، محمد باقر کمرهای، تهران، اسلامیه، ۱۳۶۴ ش، اول، ۲جلد.
(۶) علامه مجلسی، ترجمه الإیمان و الکفر بحار الانوار، عزیز الله عطاردی، تهران، انتشارات عطارد، ۱۳۷۸ ش.
(۷) سید رضی، نهج البلاغة، محمد دشتی، قم، مشهور، ۱۳۷۹ ش، اول، خطبه ۱۴۰.
(۸) تحف العقول، حسن بن شعبه حرانی، احمد جنتی، تهران، مؤسسه امیر کبیر، اول، ۱۳۸۲ ش.
(۹) سید نعمت الله جزائری، قصص الأنبیاء (قصص قرآن)، فاطمه مشایخ، تهران، انتشارات فرحان، اول.
(۱۰) مصباح الشریعة، عبد الرزاق گیلانی، تهران، پیام حق، اول، ۱۳۷۷ ش، ص۷۰.
(۱۱) قرائتی محسن، تفسیر نور، تهران، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، ۱۳۸۳ ش، یازدهم.
(۱۲) ایمان و کفر، ترجمه الإیمان و الکفر بحار الانوار.
(۱۳) ثقة الإسلام کلینی، اصول کافی، محمد باقر کمرهای، قم، انتشارات اسوه، سوم، ۱۳۷۵ ش.
(۱۴) طبرسی، رضی الدین حسن بن فضل، مکارم الأخلاق، سید ابراهیم میر باقری، تهران، فراهانی، دوم، ۱۳۶۵ ش.
(۱۵) شیخ صدوق، کتاب المواعظ، عزیز الله عطاردی، تهران، مرتضوی، اول.
(۱۶) آداب معاشرت، ترجمه جلد شانزدهم بحار الانوار.
(۱۷) شیخ صدوق، خصال، محمد باقر کمرهای، تهران، انتشارات کتابچی، اول، ۱۳۷۷ ش.
(۱۸) خوانساری، جمال الدین، شرح آقا جمال الدین خوانساری بر غرر الحکم، دانشگاه تهران، ۱۳۶۶ ش، ۷ جلد.
(۱۹) پاینده، ابو القاسم، نهج الفصاحة مجموعه کلمات قصار حضرت رسول ص، تهران، دنیای دانش، چهارم، ۱۳۸۲ ش.
(۲۰) مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الإسلامیة، ۱۳۷۴ ش، اول.
(۲۱) آشتیانی، میرزا احمد، طرائف الحکم یا اندرزهای ممتاز، تهران، کتابخانه صدوق، سو م، ۱۳۶۲ ش.
(۲۲) محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمه، قم، دارالحدیث، اول، ۱۳۷۷ش.
(۲۳) شیخ کلینی، اصول کافی، حاج سید جواد مصطفوی، تهران، کتاب فروشی علمیه اسلامیه، اول.
(۲۴) نراقی، مولامهدی، علم اخلاق اسلامی (ترجمه کتاب جامع السعادات)، ترجمه سید جلال الدین مجتبوی، انتشارات حکمت، ۱۳۶۶هش، اول.
(۲۵) خرمشاهی، بهاء الدین انصاری، مسعود، پیام پیامبر، تهران، منفرد، اول، ۱۳۷۶ ش.
(۲۶) آیت الله مشگینی، نصایح، احمد جنتی، قم، الهادی، بیست و چهارم، ۱۳۸۲ ش.
(۲۷) پیام پیامبر.
پانویس[ویرایش (http://www.wikifeqh.ir/edit_sub/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C/%D9%BE%D8%A7%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3)]
۱.
↑ (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot-main1) راغب اصفهانی، حسین بن محمد، ج۲، ص۱۸۳، ترجمه وتحقیق مفردات الفاظ قرآن، خسروی حسینی سید غلامرضا، تهران، انتشارات مرتضوی، ۱۳۷۵ ش، دوم.
۲.
↑ (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot-main2) مصطفوی، حسن، ج۸، ص۲۷۱، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۶۰ ش.
۳.
↑ (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot-main3) نراقی، مولامهدی، علم اخلاق اسلامی (ترجمه کتاب جامع السعادات)، ص۴۲۹،ترجمه سید جلال الدین مجتبوی، انتشارات حکمت، ۱۳۶۶هش، اول.
۴.
↑ (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot-main4) مجلسی، محمد باقر، آداب معاشرت- ترجمه جلد شانزدهم بحار الانوار، محمد باقر کمرهای، تهران، اسلامیه، ۱۳۶۴ ش، اول، ۲جلد ج۱، ص۵۸.
۵.
↑ (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot-main5) علامه مجلسی، ترجمه الإیمان و الکفر بحار الانوار، ج۱، ص۴۹۹، عزیز الله عطاردی، تهران، انتشارات عطارد، ۱۳۷۸ ش.
۶.
↑ (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot-main6) سید رضی، نهج البلاغة، ج۱، ص۲۵۹، محمد دشتی، قم، مشهور، ۱۳۷۹ ش، اول، خطبه ۱۴۰.
۷.
↑ (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot-main7) تحف العقول، حسن بن شعبه حرانی،ص۸۱۱، احمد جنتی، تهران، مؤسسه امیر کبیر، اول، ۱۳۸۲ ش .
۸.
↑ (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot-main8) سید نعمت الله جزائری، قصص الأنبیاء (قصص قرآن)، ج۱، ص۸۱۷، فاطمه مشایخ، تهران، انتشارات فرحان، اول.
۹.
↑ (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot-main9) مصباح الشریعة، عبد الرزاق گیلانی، ج۱، ص۷۰، تهران، پیام حق، اول، ۱۳۷۷ ش، ص۷۰.
۱۰.
↑ (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot-main10) قرائتی محسن، تفسیر نور، ج۵، ص۶۹، تهران، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، ۱۳۸۳ ش، یازدهم،.
۱۱.
↑ (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot-main11) علامه مجلسی، ترجمه الإیمان و الکفر بحار الانوار، ج۱، ص۲۹۳، عزیز الله عطاردی، تهران، انتشارات عطارد، ۱۳۷۸ ش.
۱۲.
↑ (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot-main12) ایمان و کفر، ترجمه الإیمان و الکفر بحار الانوار، ج۲، ص۴۲۳.
۱۳.
↑ (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot-main13) ثقة الإسلام کلینی، اصول کافی، ج۴، ص۶۱۱،محمد باقر کمرهای، قم، انتشارات اسوه، سوم، ۱۳۷۵ ش.
۱۴.
↑ (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot-main14) طبرسی، رضی الدین حسن بن فضل، ج۲، ص۳۳۸، مکارم الأخلاق، سید ابراهیم میر باقری، تهران، فراهانی، دوم، ۱۳۶۵ ش.
۱۵.
↑ (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot-main15) تحف العقول، حسن بن شعبه حرانی، ج۱، ص۴۱۵، احمد جنتی، تهران، مؤسسه امیر کبیر، اول، ۱۳۸۲ ش.
۱۶.
↑ (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot-main16) شیخ صدوق، کتاب المواعظ، ص۶۵،عزیز الله عطاردی، تهران، مرتضوی، اول .
۱۷.
↑ (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot-main17) آداب معاشرت، ج۱ ص۷،ترجمه جلد شانزدهم بحار الانوار.
۱۸.
↑ (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot-main18) شیخ صدوق، کتاب المواعظ، ج۲ ص۷۵،عزیز الله عطاردی، تهران، مرتضوی، اول .
۱۹.
↑ (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot-main19) قرائتی محسن، تفسیر نور،ج۵، ص ۹۲، تهران، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، ۱۳۸۳ ش، یازدهم.
۲۰.
↑ (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot-main20) سید رضی، نهج البلاغة، محمد دشتی،ص ۶۲۵، حکمت ۶قم، مشهور، ۱۳۷۹ ش، اول.
۲۱.
↑ (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot-main21) سید رضی، نهج البلاغة، محمد دشتی،، ص ۶۲۵، حکمت ۶ قم، مشهور، ۱۳۷۹ ش، اول.
۲۲.
↑ (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot-main22) سید رضی، نهج البلاغة، محمد دشتی، ص۶۷۷، حکمت ۲۲۳. قم، مشهور، ۱۳۷۹ ش، اول.
۲۳.
↑ (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot-main23) سید رضی، نهج البلاغة، محمد دشتی، قم، مشهور، ۱۳۷۹ ش، اول،ص۶۳۵حکمت ۵۱).
۲۴.
↑ (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot-main24) تحف العقول، حسن بن شعبه حرانی، ج۱، ص۳۱۱، احمد جنتی، تهران، مؤسسه امیر کبیر، اول، ۱۳۸۲ ش.
۲۵.
↑ (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot-main25) خوانساری، جمال الدین، شرح آقا جمال الدین خوانساری بر غرر الحکم، دانشگاه تهران، ۱۳۶۶ ش، ۷ جلد. ج۴، ص ۳۹۰).
۲۶.
↑ (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot-main26) خوانساری، جمال الدین، شرح آقا جمال الدین خوانساری بر غرر الحکم، دانشگاه تهران، ۱۳۶۶ ش، ۷ جلد. ج۴، ص۳۸۹.
۲۷.
↑ (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot-main27) علامه مجلسی، ترجمه الإیمان و الکفر بحار الانوار، ج۶۶، ص۳۳۲، عزیز الله عطاردی، تهران، انتشارات عطارد، ۱۳۷۸ ش.
۲۸.
↑ (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot-main28) پاینده، ابو القاسم، ج۱، ص۲۹۴، نهج الفصاحة مجموعه کلمات قصار حضرت رسول ص، تهران، دنیای دانش، چهارم، ۱۳۸۲ ش.
۲۹.
↑ (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot-main29) مکارم شیرازی، ناصر، ج۱۴، ص۴۰۶، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الإسلامیة، ۱۳۷۴ ش، اول.
۳۰.
↑ (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot-main30) ترجمه الإیمان و الکفر بحار الانوار.
۳۱.
↑ (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot-main31) آشتیانی، میرزا احمد، ج۲، ص۳۸، طرائف الحکم یا اندرزهای ممتاز، تهران، کتابخانه صدوق، سو م، ۱۳۶۲ ش.
۳۲.
↑ (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot-main32) نور/سوره۲۴، آیه۱۹. (http://lib.eshia.ir/17001/1/351/19)
۳۳.
↑ (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot-main33) تحف العقول، حسن بن شعبه حرانی، ج۱، ص۱۴۳، احمد جنتی، تهران، مؤسسه امیر کبیر، اول، ۱۳۸۲ ش.
۳۴.
↑ (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot-main34) محمدی ری شهری، محمد، ج۹، ص۴۲۲۱، میزان الحکمه، قم، دارالحدیث، اول، ۱۳۷۷ش.
۳۵.
↑ (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot-main35) ثقة الإسلام کلینی، اصول کافی، ج۴، ص: ۶۱۱، محمد باقر کمرهای، قم، انتشارات اسوه، سوم، ۱۳۷۵ ش.
۳۶.
↑ (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot-main36) شیخ کلینی، اصول کافی، حاج سید جواد مصطفوی، تهران، کتاب فروشی علمیه اسلامیه، اول ج۴، ص۱۶۰)
۳۷.
↑ (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot-main37) نراقی، مولامهدی، علم اخلاق اسلامی (ترجمه کتاب جامع السعادات)،ج۲، ص۳۶۳، ترجمه سید جلال الدین مجتبوی، انتشارات حکمت، ۱۳۶۶هش، اول.
۳۸.
↑ (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot-main38) خرمشاهی، بهاء الدین انصاری، ج۱، ص۵۹۱، مسعود، پیام پیامبر، تهران، منفرد، اول، ۱۳۷۶ ش.
۳۹.
↑ (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot-main39) آیت الله مشگینی، نصایح، ج۱، ص۲۲، احمد جنتی، قم، الهادی، بیست و چهارم، ۱۳۸۲ ش.
۴۰.
↑ (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot-main40) محمدی ری شهری، محمد، ج۹، ص۴۲۲۱، میزان الحکمه، قم، دارالحدیث، اول، ۱۳۷۷ش.
۴۱.
↑ (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot-main41) پیام پیامبر، ص ۶۹۷
۴۲.
↑ (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot-main42) تحف العقول، حسن بن شعبه حرانی، ج۱، ص۴۱۵، احمد جنتی، تهران، مؤسسه امیر کبیر، اول، ۱۳۸۲ ش.
۴۳.
↑ (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot-main43) پیام پیامبر، ص۵۹۱
۴۴.
↑ (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot-main44) خوانساری، جمال الدین، شرح آقا جمال الدین خوانساری بر غرر الحکم، دانشگاه تهران، ۱۳۶۶ ش، ۷ جلد. ج۵، ص۳۷۱.
۴۵.
↑ (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot-main45) شیخ کلینی، اصول کافی، حاج سید جواد مصطفوی، تهران، کتاب فروشی علمیه اسلامیه، اولج۴، ص۱۶۰)
۴۶.
↑ (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot-main46) پیام پیامبر، ص ۵۹۳.
۴۷.
↑ (http://www.wikifeqh.ir/%D8%B9%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B4%DB%8 C#foot-main47) خوانساری، جمال الدین، شرح آقا جمال الدین خوانساری بر غرر الحکم، دانشگاه تهران، ۱۳۶۶ ش، ۷ جلد. ج۵، ص۳۷۱.
منبع
استفاده از تمامی مطالب سایت تنها با ذکر منبع آن به نام سایت علمی نخبگان جوان و ذکر آدرس سایت مجاز است
استفاده از نام و برند نخبگان جوان به هر نحو توسط سایر سایت ها ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد
vBulletin® v4.2.5, Copyright ©2000-2025, Jelsoft Enterprises Ltd.