PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : یادی از سیاوش کسرایی در سالگرد تولدش



نارون1
23rd February 2013, 12:01 AM
http://media.isna.ir/content/33-278.jpg/3 (http://isna.ir/fa/photo/91120402041/%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D9%88%D8%B4-%DA%A9%D8%B3%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%AF-%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF%D8%B4)
پنجم اسفندماه، سال‌روز تولد سیاوش کسرایی است.به گزارش خبرنگار ادبیات خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، سیاوش کسرایی پنجم اسفندماه سال 1305 در اصفهان به دنیا آمد و سرودن شعر را از جوانی آغاز کرد. کسرایی برای ادامه تحصیل از اصفهان به تهران آمد و در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت.

از جمله آثار معروف او منظومه‌ی «آرش کمانگیر» است. فعالیت‌های او تنها به سرودن شعر خلاصه نشد و وارد فعالیت‌های سیاسی هم شد.

این شاعر در سال‌های پس از کودتای 28 مرداد 1332 ممنوع‌القلم شده بود و در این مدت شعرهای خود را با نام مستعار چاپ می‌کرد که در نهایت نیز فعالیت‌های سیاسی‌اش او را به ترک کشور مجبور کرد و باعث شد سال‌هایی را ابتدا در کابل و سپس در مسکو بگذراند.

سیاوش کسرایی سال ۱۳۷۴ در پی بیماری، در وین، پایتخت اتریش، درگذشت و در گورستان مرکزی شهر در بخش هنرمندان به خاک سپرده شد.

مجموعه شعرهای «آوار»، «آرش کمانگیر»، «از خون سیاوش»، «سنگ و شبنم»، «با دماوند خاموش»، «خانگی»، «به‌ سرخی آتش، به طعم دود»، «از قرق تا خروسخوان»، «تراشه‌های تبر»، «مهره سرخ»، «هوای آفتاب»، «ستارگان سپیده‌دم» و «مهره سرخ» از آثار منتشرشده‌ی این شاعرند. همچنین کتاب‌های «ما در هوای مرغ آمین» (تحقیقی درباره معنای مرغ‌های شعرهای نیما یوشیج و گفت‌وگویی با احسان طبری درباره شعر) و «بعد از زمستان در آبادی ماه» (برای کودکان و نوجوانان) از دیگر آثار او هستند.

شعری از سیاوش کسرایی:

و قامت بلند تمنایی ای درخت!

همواره خفته است در آغوشت آسمان

بالایی ای درخت

دستت پر از ستاره و چشمت پر از بهار

زیبایی ای درخت!

وقتی که بادها

در برگ‌های در هم تو لانه می‌کنند

وقتی که بادها

گیسوی سبزفام تو را شانه می‌کنند

غوغایی ای درخت!

وقتی که چنگ وحشی باران گشوده است

در بزم سرد او

خنیانگر غمین خوش‌آوایی ای درخت!

در زیر پای تو

این‌جا شب است و شب‌زدگانی که چشم‌شان

صبحی ندیده است

تو روز را کجا

خورشید را کجا

در دشت دیده غرق تماشایی ای درخت!

چون با هزار رشته تو با جان خاکیان

پیوند می‌کنی

پروا مکن ز رعد

پروا مکن ز برق که بر جایی ای درخت!

سر بر کش ای رمیده که همچون امید ما

با مایی ای یگانه و تنهایی ای درخت!

استفاده از تمامی مطالب سایت تنها با ذکر منبع آن به نام سایت علمی نخبگان جوان و ذکر آدرس سایت مجاز است

استفاده از نام و برند نخبگان جوان به هر نحو توسط سایر سایت ها ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد