نارون1
7th December 2012, 04:35 PM
http://salamatnews.com/uploade/%d9%84%d8%ac%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c%20%d8%a8%da%8 6%d9%87.jpg
وقتی كودكی لجبازی میكند، نمود آن را میتوان در سرپیچیهای اغلب آشكار و جسورانه یا گهگاه مخفیانه و زیركانه او دید. بغض و گریه، كوبیدن پا بر زمین، قهر و بدخُلقی، داد زدن، بددهنی، شكستن لوازم و مانند آنها از جمله حالات تدافعی وی در این هنگام است.
به گزارش سلامت نیوز به نقل از جام جم ؛ سرچشمه سرپیچی و لجبازی كودك، اگرچه در برخی موارد به عوامل ژنتیك ربط دارد، هر چه سن بالاتر رود و تربیت او در پیچ و خمهای كنش و واكنش با دیگران گرفتار شود، بیشتر از روش و رفتار بزرگترها ناشی میشود.
اثرات و بازخوردهای این روشها و رفتارها تقریبا از دو سالگی كودك به بعد بیشتر نمایان میشود و در صورتی كه بدرستی مهار و كودك به مسیر مناسبی هدایت نشود، در سه یا چهار سالگی افزایش مییابد. با این حال اختلالهای ژنتیك یا بیولوژیك در عملكرد غدد و اعصاب هم میتواند به بروز رفتارهای لجبازانه بینجامد.
عوامل لجبازی
خودرأیی والدین، ندیده گرفتن نیازهای واقعی كودك، محرومكردن او از مهربانی و محبت، در پیش گرفتن شیوههای نادرست تربیت، تحمل اندك یا بیماری كودك و... از جمله عوامل غیر ژنتیك در بروز پدیده لجبازی در كودكان است.
مخالفتهای پیدرپی، ممانعتهای مداوم، اعمال همیشه بازدارنده و بیان همواره تحكمآمیز (كه با بیان محكم و قاطعانه در جای لازم متفاوت است) به شكلگیری و تقویت لجاجت در كودكان كمك میكند. در این به اصطلاح «بكن ـ نكن»ها، یك جا او برای نشان دادن تمایلش به استقلال، یا حتی برای نشاندادن غریزی مخالفتش با چنین رفتاری ایستادگی و مقاومت خواهد كرد. اگر چنین گفتار و رفتاری فقط در مواقع لازم و نه به صورت امر و نهی، بلكه محكم و قاطع در پیش گرفته شود، دیگر نیازی به مخالفت در ذهن او جوانه نخواهد زد.
ناهماهنگی افراد خانواده در رفتاری كه خواسته یا ناخواسته، دانسته یا ندانسته و آگاهانه یا ناآگاهانه، به شكلگیری نوعی تربیت در ذهن كودك منجر میشود یكی دیگر از عواملی است كه به لجبازی كودكان بخصوص در سنین بالاتر میدان میدهد. آنها برخی رفتارها و گفتهها را الگوسازی كرده و مبنای عمل خود قرار میدهند. تصور كنید یكی از اعضای خانواده الگوی دیگری را در عمل یا بیان خود اجرا كند كه با پیشدانسته كودك از الگوی رفتاری دیگر افراد مغایر باشد، بسیار محتمل است كه در برابر الگوی جدید حالت تدافعی پیش گیرد.
پاسخ مثبت به هر خواستهای، كوتاه آمدن در مواقع پافشاری و لجبازی، میدان دادن به خودخواهیها و یكدندگیها، بیتوجهی به نیازهای واقعی او از سوی دیگر، حتی معطوفشدن توجه دیگران به كودكی تازه متولد شده، همگی بر شدت و حدت چنین رفتاری میافزاید.
لج یا حرف حساب
گاهی برخی لجبازیها و بدخلقیها واقعا لجبازی نیست. پوشاندن لباسی ضخیم كه كودك در آن احساس راحتی نمیكند یا حتی باعث آزار و اذیت او میشود، اما به سبب ندانستن روش استدلال نمیتواند دلیل مخالفت خود را با پوشیدن آن بگوید یا حتی عامل اصلی ناراحتی خود را متوجه شود و دریابد، ممكن است از دید شما لجبازی تعبیر شود حال آنكه كنش او برای نپوشیدن لباس یاد شده، طبیعی است.
هوای گرم، خستگی، گرسنگی و بسیاری عوامل دیگر كه موقعیت یا شرایطی مشابه با آن دارد نیز ممكن است والدین را به این خطا اندازد كه محرك اصلی را نادیده بگیرند و گمان كنند فرزندشان لجبازی میكند. كودكی كه مدام گرفتار بیماریهای متعدد است، یا نیاموخته چگونه باید اندكی برای فرضا خوردن غذا صبر كند، یا پدر و مادر او را آنقدر همپای خود در بازار و خیابان راه بردهاند كه حوصلهاش سررفته یا خسته شده، طبیعی است كه در مقام اعتراض به شیوه خود برآید. نباید این اعتراضهای درست را یكدندگی و كجخلقی تعبیر كرد.
مهار رفتار
برای آنكه لجبازی و یكدندگی در كودك شكل نگیرد یا به گونهای مناسب از میان برود، ابتدا باید رفتار كودك را بخوبی شناخت. عمل بر اساس شناخت، در اغلب موارد به در پیش گرفتن راهكارهای مناسبتر میانجامد.بعضی كودكان در موارد خاصی لجبازی میكنند. اگر این موارد شناسایی شوند میتوان با جلوگیری از آنها یا در پیش گرفتن كنش مناسب و آمادگی قبلی، از ورود او به حیطه یكدندگی جلوگیری كرد یا در صورت ورود راه خروج را بهتر و آسانتر یافت.
فرض كنید به محل ساكتی رفتهاید و كودكتان شروع به گریه برای واداركردن شما به انجام كاری كرده است. شما برای به هم نخوردن فضای آرام آنجا آنچه را او خواسته در اختیارش گذاشتهاید. او در رفتارهای آینده با یادآوری این مورد متوجه خواهد شد واداركردن دیگران به انجام كاری مطابق با خواسته خود را در چه مواردی پیش گیرد تا به جواب مثبت برسد.
برخی در جاهای بخصوصی این رفتار را پی میگیرند و گوششان هم بدهكار هیچ حرف و هیچ شخصی نیست. اگر بدانید این مكانها كجا هستند بهتر میتوانید با آن روبهرو شوید. به عنوان مثال، ممكن است كودكی وقتی خوراك یا اسباببازیهایی را در فروشگاهی میبیند، برای خرید آن به والدین اصرار کرده و سپس شروع به لجبازی برای رسیدن به خواسته خود كند.
معمولا كودكان تلفیقی از هر دو روش را پی میگیرند. نباید طوری رفتار كرد كه كودك متوجه شود میتواند با لجبازی به خواستههای خود برسد. با كشف اولین نشانهها از لجبازی باید در برابر پافشاریهای نادرست و خواستههای نابجا مقاومت كرد و به آنها بیاعتنایی نشان داد. رفتاری توام با آرامش را پی بگیرید و از رویكرد به روشهای تند در برابر او پرهیز كنید
این به آن معنا نیست كه برای ساكتكردن یا منحرفكردن ذهن كودك به دام دیگری بیفتید و به محبت بیش از حد یا نابجا رو آورید بلكه باید طوری رفتار كنید كه او متوجه شود لجبازی راه مناسب برای رسیدن به خواستههایش نیست. همواره كلید حوصله و صبر را در تربیت كودكتان به دست داشته باشید. همه كودكان در بسیاری از رفتارهای كلی، مثل كودكان دیگرند، اما در جزئیات فرق دارند.
بنابراین ممكن است شیوهای خاص سبب بهبود اعمال كودكی شود، اما آن شیوه در كودك شما ناكارآمد باشد. راهحل منطقی را با افزایش دانش خود درباره تربیت كودك و بویژه زیر ذرهبین قرار دادن اعمال او برای كسب شناخت بهتر و بیشتر از او درخواهید یافت. والدینی كه بدون توجه به توانایی فرزندان، از آنها انجام اعمالی را میخواهند كه از عهده آنها خارج است، بوضوح رو به سمتی گذاشتهاند كه نتیجهاش سرپیچی و لجبازی است. كلید شناخت و تسلط به روشهای تربیتی، هم آنها را از این آینده مشخص نجات خواهد داد هم كودك را از ورطه تربیت نادرست بهطور كلی و افتادن در دام یكدندگی به طور خاص دور خواهد كرد.
وقتی كودكی لجبازی میكند، نمود آن را میتوان در سرپیچیهای اغلب آشكار و جسورانه یا گهگاه مخفیانه و زیركانه او دید. بغض و گریه، كوبیدن پا بر زمین، قهر و بدخُلقی، داد زدن، بددهنی، شكستن لوازم و مانند آنها از جمله حالات تدافعی وی در این هنگام است.
به گزارش سلامت نیوز به نقل از جام جم ؛ سرچشمه سرپیچی و لجبازی كودك، اگرچه در برخی موارد به عوامل ژنتیك ربط دارد، هر چه سن بالاتر رود و تربیت او در پیچ و خمهای كنش و واكنش با دیگران گرفتار شود، بیشتر از روش و رفتار بزرگترها ناشی میشود.
اثرات و بازخوردهای این روشها و رفتارها تقریبا از دو سالگی كودك به بعد بیشتر نمایان میشود و در صورتی كه بدرستی مهار و كودك به مسیر مناسبی هدایت نشود، در سه یا چهار سالگی افزایش مییابد. با این حال اختلالهای ژنتیك یا بیولوژیك در عملكرد غدد و اعصاب هم میتواند به بروز رفتارهای لجبازانه بینجامد.
عوامل لجبازی
خودرأیی والدین، ندیده گرفتن نیازهای واقعی كودك، محرومكردن او از مهربانی و محبت، در پیش گرفتن شیوههای نادرست تربیت، تحمل اندك یا بیماری كودك و... از جمله عوامل غیر ژنتیك در بروز پدیده لجبازی در كودكان است.
مخالفتهای پیدرپی، ممانعتهای مداوم، اعمال همیشه بازدارنده و بیان همواره تحكمآمیز (كه با بیان محكم و قاطعانه در جای لازم متفاوت است) به شكلگیری و تقویت لجاجت در كودكان كمك میكند. در این به اصطلاح «بكن ـ نكن»ها، یك جا او برای نشان دادن تمایلش به استقلال، یا حتی برای نشاندادن غریزی مخالفتش با چنین رفتاری ایستادگی و مقاومت خواهد كرد. اگر چنین گفتار و رفتاری فقط در مواقع لازم و نه به صورت امر و نهی، بلكه محكم و قاطع در پیش گرفته شود، دیگر نیازی به مخالفت در ذهن او جوانه نخواهد زد.
ناهماهنگی افراد خانواده در رفتاری كه خواسته یا ناخواسته، دانسته یا ندانسته و آگاهانه یا ناآگاهانه، به شكلگیری نوعی تربیت در ذهن كودك منجر میشود یكی دیگر از عواملی است كه به لجبازی كودكان بخصوص در سنین بالاتر میدان میدهد. آنها برخی رفتارها و گفتهها را الگوسازی كرده و مبنای عمل خود قرار میدهند. تصور كنید یكی از اعضای خانواده الگوی دیگری را در عمل یا بیان خود اجرا كند كه با پیشدانسته كودك از الگوی رفتاری دیگر افراد مغایر باشد، بسیار محتمل است كه در برابر الگوی جدید حالت تدافعی پیش گیرد.
پاسخ مثبت به هر خواستهای، كوتاه آمدن در مواقع پافشاری و لجبازی، میدان دادن به خودخواهیها و یكدندگیها، بیتوجهی به نیازهای واقعی او از سوی دیگر، حتی معطوفشدن توجه دیگران به كودكی تازه متولد شده، همگی بر شدت و حدت چنین رفتاری میافزاید.
لج یا حرف حساب
گاهی برخی لجبازیها و بدخلقیها واقعا لجبازی نیست. پوشاندن لباسی ضخیم كه كودك در آن احساس راحتی نمیكند یا حتی باعث آزار و اذیت او میشود، اما به سبب ندانستن روش استدلال نمیتواند دلیل مخالفت خود را با پوشیدن آن بگوید یا حتی عامل اصلی ناراحتی خود را متوجه شود و دریابد، ممكن است از دید شما لجبازی تعبیر شود حال آنكه كنش او برای نپوشیدن لباس یاد شده، طبیعی است.
هوای گرم، خستگی، گرسنگی و بسیاری عوامل دیگر كه موقعیت یا شرایطی مشابه با آن دارد نیز ممكن است والدین را به این خطا اندازد كه محرك اصلی را نادیده بگیرند و گمان كنند فرزندشان لجبازی میكند. كودكی كه مدام گرفتار بیماریهای متعدد است، یا نیاموخته چگونه باید اندكی برای فرضا خوردن غذا صبر كند، یا پدر و مادر او را آنقدر همپای خود در بازار و خیابان راه بردهاند كه حوصلهاش سررفته یا خسته شده، طبیعی است كه در مقام اعتراض به شیوه خود برآید. نباید این اعتراضهای درست را یكدندگی و كجخلقی تعبیر كرد.
مهار رفتار
برای آنكه لجبازی و یكدندگی در كودك شكل نگیرد یا به گونهای مناسب از میان برود، ابتدا باید رفتار كودك را بخوبی شناخت. عمل بر اساس شناخت، در اغلب موارد به در پیش گرفتن راهكارهای مناسبتر میانجامد.بعضی كودكان در موارد خاصی لجبازی میكنند. اگر این موارد شناسایی شوند میتوان با جلوگیری از آنها یا در پیش گرفتن كنش مناسب و آمادگی قبلی، از ورود او به حیطه یكدندگی جلوگیری كرد یا در صورت ورود راه خروج را بهتر و آسانتر یافت.
فرض كنید به محل ساكتی رفتهاید و كودكتان شروع به گریه برای واداركردن شما به انجام كاری كرده است. شما برای به هم نخوردن فضای آرام آنجا آنچه را او خواسته در اختیارش گذاشتهاید. او در رفتارهای آینده با یادآوری این مورد متوجه خواهد شد واداركردن دیگران به انجام كاری مطابق با خواسته خود را در چه مواردی پیش گیرد تا به جواب مثبت برسد.
برخی در جاهای بخصوصی این رفتار را پی میگیرند و گوششان هم بدهكار هیچ حرف و هیچ شخصی نیست. اگر بدانید این مكانها كجا هستند بهتر میتوانید با آن روبهرو شوید. به عنوان مثال، ممكن است كودكی وقتی خوراك یا اسباببازیهایی را در فروشگاهی میبیند، برای خرید آن به والدین اصرار کرده و سپس شروع به لجبازی برای رسیدن به خواسته خود كند.
معمولا كودكان تلفیقی از هر دو روش را پی میگیرند. نباید طوری رفتار كرد كه كودك متوجه شود میتواند با لجبازی به خواستههای خود برسد. با كشف اولین نشانهها از لجبازی باید در برابر پافشاریهای نادرست و خواستههای نابجا مقاومت كرد و به آنها بیاعتنایی نشان داد. رفتاری توام با آرامش را پی بگیرید و از رویكرد به روشهای تند در برابر او پرهیز كنید
این به آن معنا نیست كه برای ساكتكردن یا منحرفكردن ذهن كودك به دام دیگری بیفتید و به محبت بیش از حد یا نابجا رو آورید بلكه باید طوری رفتار كنید كه او متوجه شود لجبازی راه مناسب برای رسیدن به خواستههایش نیست. همواره كلید حوصله و صبر را در تربیت كودكتان به دست داشته باشید. همه كودكان در بسیاری از رفتارهای كلی، مثل كودكان دیگرند، اما در جزئیات فرق دارند.
بنابراین ممكن است شیوهای خاص سبب بهبود اعمال كودكی شود، اما آن شیوه در كودك شما ناكارآمد باشد. راهحل منطقی را با افزایش دانش خود درباره تربیت كودك و بویژه زیر ذرهبین قرار دادن اعمال او برای كسب شناخت بهتر و بیشتر از او درخواهید یافت. والدینی كه بدون توجه به توانایی فرزندان، از آنها انجام اعمالی را میخواهند كه از عهده آنها خارج است، بوضوح رو به سمتی گذاشتهاند كه نتیجهاش سرپیچی و لجبازی است. كلید شناخت و تسلط به روشهای تربیتی، هم آنها را از این آینده مشخص نجات خواهد داد هم كودك را از ورطه تربیت نادرست بهطور كلی و افتادن در دام یكدندگی به طور خاص دور خواهد كرد.