وحید 0319
17th August 2012, 01:03 AM
با بازنشسته شدن «گيرشمن» درسال 1346 ش. (1967 م.) به مدت يك فصل سرپرستي هيئت شوش به عهده «پراستو» كشيش و خط شناس بود وآنگاه از سال 1347 تا سال 1357ش. « ژان پرو» به منزله آخرين سرپرست فرانسوي هيأت شوش انجام وظيفه كرد و كشف الواح سنگي يادبود بناي تالار آپادانا و مجسمه سنگي داريوش اول (حاوي كتيبههايي به خطوط ميخي عيلامي و هيروگليف) مربوط به دوره سرپرستي وي است. با آغاز انقلاب اسلامي ايران كاوشهاي فرانسويان در شوش كه تقريباً يك سده به طول انجاميد متوقف شد و قلعه تاريخي شوش كه مركز و پايگاه هيئت فرانسوي بود دراختيار اداره ميراث فرهنگي استان قرار گرفت.
قرارداد موسوم به «قرارداد دومرگان» در سال 1306 ش. (1927م.) از سوي دولت وقت ايران لغو گرديد. ولي توافق شد كه هيئت فرانسوي كار خود را صرفاً در شوش دنبال كند و فرانسويان متعهد شدند تا موزه و كتابخانهاي در تهران احداث نمايند به شرط آنكه رياست آن در سه دوره متوالي (هر دوره پانزده سال) بعهده يكي از اتباع فرانسه باشد.
در پي آن «آندره گدار» معمار فرانسوي در سال 1308 ش. (1929م.) جهت تهيه مقدمات احداث موزه ملي ايران (= موزه ايران باستان) و كتابخانه ملي در جوار آن، به ايران سفر كرد. وزارت معارف و اوقاف و صنايع مستظرفه كار ساخت ساختمان را در دوم ارديبهشت ماه 1313 ش. به «گدار» واگذار كرد. وي با الهام از عناصر و شيوههاي معماري دوره ساساني خصوصاً «طاق كسري» و «كاخ اردشير اول» (فيروزآباد فارس) به ياري معماران هنرمند ايراني، ساختمان موزه و كتابخانه را بنيان نهاد. عمليات ساختماني سه سال طول كشيد و در سال 1316ش. موزه و كتابخانه، رسماً افتتاح و آغاز به كار كرد و عملاً جايگزين موزهاي شد كه در سال 1295ش. (1335ق.) با ابتكار و همت جمعي از دوستداران فرهنگ ايران و در رأس آنان «مرتضي قلي خان ممتازالملك» افتتاح شده بود. اين موزه با گردآوري مجموعهاي از اشياء پراكنده و ناهمگون با نام «موزه ملي» در عمارت قديم دارالفنون موجوديت يافته و از آن بايد به عنوان اولين موزه ايران ياد كرد. دو سال پس از تشكيل اين نخستين موزه، در سال 1297ش. و در زمان وزارت «ابراهيم حكيمي، حكيمالملك» ادارهاي به نام «اداره عتيقات» زيرنظر وزارت معارف تأسيس شد و «ايرج ميرزا» شاعر معروف به رياست آن منصوب شد.
نخستين محل اين اداره در عمارت وزارت معارف در مجموعه دارالفنون واقع بود. پس از انتقال تشكيلات وزارت معارف از عمارت دارالفنون به عمارت مسعوديه در سال 1304ش. «شعبه عتيقات» همراه با مجموعه كوچكي از اشياء تاريخي كه در اختيار داشت، در اتاقي كوچك از عمارت ياد شده استقرار يافت. اين شعبه از درآمد ناچيز حاصل از ارزيابي اشياء قديمي و پارهاي وجوه حاصله از اعانات منابع غيردولتي و براساس آييننامه 29 مادهاي مصوب 1303ش. هيأت دولت، به كارخود ادامه داد. در سال 1309ش. «محمدعلي فروغي ـ ذكاءالملك» با همفكري تني چند از صاحبنظران متن قانوني را تدارك ديد كه به «قانون عتيقات» مشهور است و هنوز هم به قوت خود باقي است و اساس قوانين مربوط به ميراث فرهنگي ايران بشمار ميرود. اين قانون در همان سال پس از تصويب مجلس شوراي ملي (وقت) به مرحله اجرا درآمد و دو سال بعد، آييننامه اجرايي آن تهيه و به تصويب هيئت دولت رسيد و جان تازهاي به كالبد «شعبه عتيقات» دميد كه پس از تجديد سازمان در سال 1308ش. به نام « دايره تحقيقات» زير پوشش اداره كل معارف انجام وظيفه ميكرد. روند كار و لزوم گسترش سازماني اين تشكيلات موجب شد تا چندي بعد به ادارهاي مستقل تبديل شود و با عنوان «اداره كل عتيقات» زيرنظر و سرپرستي « گدار» به امور محوطه بپردازد. از سال 1309ش. يعني يك سال پس ازورود گدار به ايران تا تأسيس موزه ايران باستان در سال 1316ش. «اداره كل عتيقات» كه از ادغام «موزه ملي» و «دايره عتيقات» شكل گرفته بود، زيرنظر مستقيم «گدار» اداره ميشد. چند سالي هم شادروان «دكتر علي فرهمندي ـ عليمالملك ـ» رياست آن را به عهده داشت و مرحوم «محمد تقي مصطفوي» به عنوان عضو آن اداره كل و «سليمان سپهبدي» و «حيدرقلي شاملو» در پست بازرسان عتيقات انجام وظيفه ميكردند. محل اين اداره كل در همان ساختمان عمارت مسعوديه بود. دقيقاً معلوم نيست كه در چه زماني «اداره كل عتيقات» نخست به «اداره باستانشناسي» و سپس به «اداره كل باستانشناسي» تغيير نام داده است ولي شواهد حاكي از آن است كه اين تغيير نام كه منجر به متحول شدن اداره كل عتيقات نيز گرديد، در فاصله سالهاي 1314 تا 1316ش. صورت گرفته است.
«گدار» در خرداد ماه 1332ش. از سوي دولت متبوع خود بازنشسته شد ولي به نظر ميرسد كه تا سال 1339 ش. يعني هفت سال ديگر در ايران بود و در اين سال براي هميشه ايران را ترك گفت. پس از وي مرحوم «محمدتقي مصطفوي» كه سابقه طولاني در تشكيلات باستانشناسي ايران داشت و به همراه هيأتهاي خارجي كار كرده بود به جانشيني وي منصوب شد و تا سال 1337 ش.م كه بازنشسته گرديد در رأس تشكيلات باستانشناسي قرار داشت.
در اين دوره، همراه با فعاليت هيئتهاي باستانشناسان خارجي، تعدادي برنامه صحرايي باستانشناسي را باستانشناسان ايراني به شرح زير به مرحله اجرا درآوردند:
1ـ كاوش تپه «اسماعيلآباد» و «تپه موشلان» بين كرج و هشتگرد درسالهاي 38ـ1337ش. به سرپرستي مهندس علي حاكمي؛
2ـ ادامه كاوشهاي «پاسارگاد و تخت جمشيد» به سرپرستي علي سامي كه تا سال 1338ش. دنبال گرديد؛
3ـ كاوش و پيگردي «گنبد سلطانيه» در سال 1335ش. توسط صادق صميمي و محمود علمي؛
4ـ كاوش در «گرمابك» و «تماجان» و «اُمام» حوزه املش گيلان در سال 1335 به سرپرستي حبيبالله صمدي و محمود راد؛
5ـ كاوش «تپه ميل» ورامين در سال 1334 به سرپرستي مهندس علي حاكمي؛
6ـ كاوشهاي حوزه شهرستان «فسا»ي فارس درسالهاي 1338 و 1337ش. به سرپرستي فريدون توللي؛
7ـ گمانهزني در «بيستون» كرمانشاه (محل كشف مجسمه مشهور به هركول) در سال 1337ش. به سرپرستي مهندس علي حاكمي.
ضمناً در زمان سرپرستي مرحوم مصطفوي چند موزه جديد در شهرستانها راهاندازي شد كه از آن ميان ميتوان از «موزه پارس» شيراز و موزههاي «قزوين» و «چهلستون» اصفهان نام برد.
وزارت فرهنگ و هنر در خرداد ماه 1343ش. با ادغام اداره كل باستانشناسي و موزه ايران باستان و كتابخانه ملي و اداره كل هنرهاي زيباي كشور كه به امور هنرهاي سنتي وتجسمي و موسيقي ميپرداخت، شكل گرفت.
اداره كل باستانشناسي با اداره فرهنگ عامه در هم ادغام شده وادارهاي را تحت عنوان «اداره كل باستانشناسي و فرهنگ عامه» تشكيل دادند. اداره فرهنگ عامه از سال 1339ش. با انتقال موزه مردمشناسي از ساختمان اميربهادر به كاخ ابيض (كاخ وزارت دربار قديم در جبهه جنوبي كاخ گلستان) تشكيل يافته و به كار مردمشناسي به معني عام آن و اعزام گروههايي به نقاط گوناگون كشور براي گردآوري فرهنگ عامه و مردمنگاري، سرگرم بود.
موزه ملي ايران (= ايران باستان) زير چتر اداره كل ديگري به نام «اداره كل موزهها و حفظ بناهاي تاريخي» قرار گرفت. اين اداره كل به امور موزهها وثبت و مرمت بناهاي تاريخي ميپرداخت.
ضمناً در همين ايام سازمان ملي حفاظت آثار باستاني وظيفه مهم حفاظت و مرمت بناهاي تاريخي كشور را به عهده گرفت.
بخشي ازمسئوليت تعمير و بازسازي و احداث يادمانها و آرامگاههاي مشاهير و شعرا، ايران نيز به انجمني موسوم به «انجمن آثار ملي» واگذار شد كه از سالها پيش با ياري گرفتن از منابع غيردولتي و گاه دولتي موجوديت داشت و پس از تأسيس وزارت فرهنگ و هنر، تحت پوشش آن وزارتخانه درآمد.
در اين دوره يعني از سال 1343 تا 1351ش. فعاليت هيئتهاي باستانشناسي و مردمشناسي، ايراني و خارجي رونق گرفت. موزههاي بزرگ و كوچك چندي در شهرستانها تأسيس شد. ضمناً پنجمين كنگره باستانشناسي وهنر ايران در فروردين ماه 1347ش. در تهران و اصفهان و شيراز برگزار گرديد.
در سال 1351ش. اداره كل باستانشناسي و فرهنگ عامه، به دو مركز تحقيقاتي جداگانه تجزيه شد، يكي «مركز پژوهشها و كاوشهاي باستانشناسي و تاريخ هنر ايران» كه پس از مدتي به دليل طولاني بودن اسم آن، به «مركز باستانشناسي ايران» تغيير نام داد و ديگري «مركز مردمشناسي ايران». از تجزيه «اداره كل موزهها وحفظ بناهاي تاريخي» نيز دو ادارةكل «موزهها» و «اداره كل حفاظت آثار باستاني و بناهاي تاريخي ايران» بوجود آمد و «موزه ايران باستان» بعنوان يك واحد مستقل با داشتن مدير، تحت نظارت و در جوار مركزباستانشناسي ايران كه محققان و باستانشناسان را تغذيه ميداد، باقي ماند.
اين شكلِ سازماني و روند كار تا سال 1358 ش. و آغاز انقلاب اسلامي وجود داشت. ازمهمترين رويدادهاي اين دوره در زمينه باستانشناسي، تشكيل مجمع سالانه كاوشها و پژوهشهاي باستانشناسي ـ سمپوزيوم باستانشناسي ـ را بايد ذكر كرد كه همه ساله در فصل پاييز، باستانشناسان ايراني و خارجي را كه يك فصل كار صحرايي در نقاط مختلف كشور انجام داده بودند، موظف ميساخت تا گزارش و نتايج كار خود را در مجمعي با حضورمتخصصان و باستانشناسان عرضه كنند و يا مطالعات و پژوهشهاي جديد خود را ارائه نمايند. اين مجمع پنج سال متمادي تشكيل شد و گزارش سه مجمع آن به چند زبان چاپ و منتشر گرديد.
در زمينه مردمشناسي نيز كنگره بزرگ مردمشناسي در سال 1365 در اصفهان تشكيل شد كه به جمعبندي كارها و تحقيقات انجام شده پرداخت.
از اقدامات سودمند اين دوره لغو تقسيم اشياء مكشوفه و نويافته حاصل از كاوشهاي هيئتهاي خارجي بود كه تا آن وقت با استناد به قانون عتيقات و سنت موجود ساليان متمادي، دنبال ميشد. ازسال 1352ش. ديگر تقسيمي صورت نگرفت و هيئتها ناچار سهم خود را به موزه ملي ايران (موزه ايران باستان) اهدا ميكردند و چنانچه هيئتي از اين تصميم سر باز ميزد، براي انجام كاوش در آينده اجازه كار نمييافت.
با پيروزي انقلاب اسلامي ايران به فعاليتهاي متخصصان و هيئتهاي خارجي در تمام زمينهها خصوصاً در حيطه باستانشناسي و مردمشناسي پايان داده شد و بارسنگين پژوهش و حفاظت، مرمت و معرفي آثار و مواريث فرهنگي كشور به عهده باستانشناسان، معماران و مردمشناسان و متخصصان ايراني واگذار شد و آنان نشان دادند، كه عاشقانه و صادقانه قادر به انجام وظايف و مسئوليتهاي خطير فرهنگي هستند.
وزارت فرهنگ و هنر به وزارت فرهنگ تبديل شد و براي مدتي به عنوان واحدي مستقل دركنار وزارتخانه «علوم وآموزش عالي» ادامه حيات داد. قائم مقامي از سوي وزير علوم و آموزش عالي وقت مستقيماً وزارت فرهنگ را اداره ميكرد.
چندي بعد با تصويب مجلس شوراي اسلامي واحدهايي از «وزارت فرهنگ» (فرهنگ و هنر سابق) از جمله تمام تشكيلات معاونت حفظ ميراث فرهنگي آن با وزارت علوم تلفيق شد و با نام «وزارت فرهنگ و آموزش عالي» به كار پرداخت.
اداره كل حفاظت آثار باستاني ايران پس از چندي تغيير نام داد وعنوان دفتر آثار تاريخي به خود گرفت و سازمان ملي حفاظت آثار باستاني ايران تا تشكيل سازمان ميراث فرهنگي كشور همچنان به حيات خود ادامه داد. از آنجا كه پس از انقلاب تعدادي از واحدهاي سازماني وزارت فرهنگ و هنر (سابق) خصوصاً واحدهاي اجرايي در شهرستانها به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي منتقل گرديده بود، اين امر موجب بروز ناهماهنگيهايي در امور مربوط به ميراث فرهنگي شد، در تاريخ دهم بهمن ماه 1364ش. مجلس شوراي اسلامي به وزارت فرهنگ و آموزش عالي اجازه تشكيل سازماني با نام «سازمان ميراث فرهنگي كشور» را با تلفيق ادارات زير داد:
مركز باستانشناسي ايران، اداره كل هنرهاي سنتي، مركز مردمشناسي ايران و موزه مردمشناسي، دفتر آثار تاريخي، موزه ملي ايران (= ايران باستان)، اداره حفظ ميراث فرهنگي شهرستانها، اداره كل موزهها، اداره كل بناهاي تاريخي، اداره كل كاخها، سازمان ملي حفاظت آثار باستاني ايران.
مركز باستانشناسي ايران با نام جديد خود (مديريت پژوهشهاي باستانشناسي و سپس پژوهشكده باستانشناسي) به فعاليت خود در زير پوشش سازمان ميراث فرهنگي ادامه داده است.
براساس تصويب مجلس شوراي اسلامي، سازمان ميراث فرهنگي كشور از تاريخ 1371 از وزارت فرهنگ و آموزش عالي جدا شد، و در حوزه تشكيلاتي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به انجام وظيفه ميپردازد.
جدول 1 ـ كاوشهاي مهم، هيئتهاي باستانشناسي ايراني در سالهاي پس از انقلاب اسلامي از 1357 تا 1370 ش.
رديفتپه، محوطهشهر، استانزمان كاوشپيشينهمؤسسه، موزه يا دانشگاهسرپرست، سرپرستان هيئت1تپه باستاني نورآبادنورآباد، لرستان1360ش.هزاره دوم تا اوايل هزاره اول ق.م.مركز باستانشناسي ايرانمنصور سيد سجادي2ارجانبهبهان، خوزستان1361 ش.عيلامي جديدمركز باستانشناسي ايراناسماعيل يغمايي3ارجانبهبهان، خوزستان1367 ش.عيلامي جديدمديريت پژوهشهاي باستانشناسيميرعابدين كابلي4تپه ماسورخرمآباد، لرستان1363 ش.هزاره دوم تا اول ق.م.مركز باستانشناسي ايرانميرعابدين كابلي
5مسجد جامع ابرقوابرقو، يزد1364 ش.دوره اسلاميمركز باستانشناسي ايرانمحمود موسوي6قلعه مشكين شهرمشكينشهر، اردبيل1364 ش.ساساني، دوره اسلاميمركز باستانشناسي ايرانعقيل عابدي7تپه حصاركلواسان، تهران1364 ش.هزاره چهارم تا اول ق.م.مركز باستانشناسي ايرانعلي ولي نوري8گورستان باستاني پيشواپيشوا، ورامين، تهران1363ـ1364ش.اواخرهزاره دوم تا اوايل هزارهاولق.ممركز باستانشناسي ايراناحمد تهراني مقدم9محوطه باستاني كهريزككهريزك، تهران1364ش.اواخرهزاره دوم تا اوايل هزارهاولق.ممركز باستانشناسي ايرانسيفالله كامبخش فرد10شهرباستاني دره شهردره شهر، ايلام1362 ش.ساساني، دوره اسلاميمركز باستانشناسي ايران، دفتر آثار تاريخيسيفالله كامبخش فرد11گورستان باستاني مهديآباد سوخته (گلاك)شوشتر، خوزستان1366ـ1370ش.دوره پارت (اليمائي)مديريت پژوهشهاي باستانشناسيمهدي رهبر12شهرقديم سلطانيهسلطانيه، زنجان1368ـ1370ش.دوره اسلامي (ايلخاني)مديريت پژوهشهاي باستانشناسيعلياصغر ميرفتاح13تپه باستاني هگمتانههمدان1363ـ1370ش.ماد، هخامنشي، دوره اسلاميمركز باستانشناسي ايران، مديريت پژوهشهاي باستانشناسيمحمد رحيم صراف14مسجد جامعاردبيل1368ـ1371ش.دوره اسلاميمركز باستانشناسي ايران، مديريت پژوهشهاي باستانشناسيمحمود موسوي15داش كسنروستاي وير، زنجان1369ـ1370ش.دوره اسلامي (ايلخاني)مركز باستانشناسي ايران، مديريت پژوهشهاي باستانشناسيعلي اصغر ميرفتاح16شهرتاريخي حريرهجزيره كيش، هرمزگان1370ـ1371ش.دوره اسلاميمديريت پژوهشهاي باستانشناسيمحمود موسوي
17شهر تاريخي توستوس خراسان1367ـ1369ش.دوره اسلاميمديريت پژوهشهاي باستانشناسيمحمود موسوي18شهر قديم نيشابورنيشابور خراسان1366ـ1369ش.دوره اسلامي تا حمله مغولمديريت پژوهشهاي باستانشناسيمحمود موسوي
جدول 2ـ كاوشهاي مهم ، مناطق باستاني ايران
كه در دهه 70 به بعد بررسي و كاوش آنها آغاز شده و هنوز پژوهش تعدادي از آنها ادامه دارد.
رديفتپه، محوطه، بناشهر، استانزمان كاوش
شروع ، پايانپيشينهمؤسسه، موزه يا دانشگاهسرپرست، سرپرستان هيئت1اسب سرا طالشطالش، گيلان1375ـ ادامه داردهزاره4 اول ق.م.سازمان ميراث فرهنگي كشور، پژوهشكده باستانشناسيمحمدرضا خلعتبري2واوانتهران، استان تهران1374ـ ادامه داردساسانيسازمان ميراث فرهنگي كشور، پژوهشكده باستانشناسيجعفر مهركيان3بندياندره گز، خراسان1374ـ ادامه داردساسانيسازمان ميراث فرهنگي كشور، پژوهشكده باستانشناسيمهدي رهبر4زيويهسقز، كردستان1372ـ ادامه داردمانائي ـ هزاره اول ق.م.سازمان ميراث فرهنگي كشور، پژوهشكده باستانشناسينصرتالله معتمدي5تپه هگمتانههمدان، استان همدان1362ـ ادامه داردپارت، هخامنشي،مادسازمان ميراث فرهنگي كشور، پژوهشكده باستانشناسيمحمد رحيم صراف6سرخ دمكوهدشت، لرستان1377ـ ادامه داردهزاره اول پ.م.سازمان ميراث فرهنگي كشور، پژوهشكده باستانشناسينصرتالله معتمدي7سگزآباددشت قزوين، استان قزوين1377ـ ادامه داردهزاره چهارم و سوم پ.م.سازمان ميراث فرهنگي كشور، پژوهشكده باستانشناسي با همكاري مؤسسه باستانشناسي دانشگاه تهرانحسين طلايي8دره شهرپل دختر، استان لرستان1376ـ ادامه داردساساني واوايل اسلامسازمان ميراث فرهنگي كشور، پژوهشكده باستانشناسيسيمين لك پور9بررسي اسلامآباد غرباسلامآباد، كرمانشاه1377ادوارمختلفپژوهش كده باستانشناسي، موسسه باستانشناسيكاميار عبدي10چغابنوتدزفول، خوزستان1376آغازكشاورزيسازما ن ميراث فرهنگي كشور، پژوهشكده باستانشناسي با همكاري دانشگاه شيكاگوعباس عليزاده11مجموعه شيخ صفي (جبهه غربي)اردبيل1374ـ ادامه دارداسلاميسازمان ميراث فرهنگي كشور، پژوهشكده باستانشناسيمحمود موسوي
قرارداد موسوم به «قرارداد دومرگان» در سال 1306 ش. (1927م.) از سوي دولت وقت ايران لغو گرديد. ولي توافق شد كه هيئت فرانسوي كار خود را صرفاً در شوش دنبال كند و فرانسويان متعهد شدند تا موزه و كتابخانهاي در تهران احداث نمايند به شرط آنكه رياست آن در سه دوره متوالي (هر دوره پانزده سال) بعهده يكي از اتباع فرانسه باشد.
در پي آن «آندره گدار» معمار فرانسوي در سال 1308 ش. (1929م.) جهت تهيه مقدمات احداث موزه ملي ايران (= موزه ايران باستان) و كتابخانه ملي در جوار آن، به ايران سفر كرد. وزارت معارف و اوقاف و صنايع مستظرفه كار ساخت ساختمان را در دوم ارديبهشت ماه 1313 ش. به «گدار» واگذار كرد. وي با الهام از عناصر و شيوههاي معماري دوره ساساني خصوصاً «طاق كسري» و «كاخ اردشير اول» (فيروزآباد فارس) به ياري معماران هنرمند ايراني، ساختمان موزه و كتابخانه را بنيان نهاد. عمليات ساختماني سه سال طول كشيد و در سال 1316ش. موزه و كتابخانه، رسماً افتتاح و آغاز به كار كرد و عملاً جايگزين موزهاي شد كه در سال 1295ش. (1335ق.) با ابتكار و همت جمعي از دوستداران فرهنگ ايران و در رأس آنان «مرتضي قلي خان ممتازالملك» افتتاح شده بود. اين موزه با گردآوري مجموعهاي از اشياء پراكنده و ناهمگون با نام «موزه ملي» در عمارت قديم دارالفنون موجوديت يافته و از آن بايد به عنوان اولين موزه ايران ياد كرد. دو سال پس از تشكيل اين نخستين موزه، در سال 1297ش. و در زمان وزارت «ابراهيم حكيمي، حكيمالملك» ادارهاي به نام «اداره عتيقات» زيرنظر وزارت معارف تأسيس شد و «ايرج ميرزا» شاعر معروف به رياست آن منصوب شد.
نخستين محل اين اداره در عمارت وزارت معارف در مجموعه دارالفنون واقع بود. پس از انتقال تشكيلات وزارت معارف از عمارت دارالفنون به عمارت مسعوديه در سال 1304ش. «شعبه عتيقات» همراه با مجموعه كوچكي از اشياء تاريخي كه در اختيار داشت، در اتاقي كوچك از عمارت ياد شده استقرار يافت. اين شعبه از درآمد ناچيز حاصل از ارزيابي اشياء قديمي و پارهاي وجوه حاصله از اعانات منابع غيردولتي و براساس آييننامه 29 مادهاي مصوب 1303ش. هيأت دولت، به كارخود ادامه داد. در سال 1309ش. «محمدعلي فروغي ـ ذكاءالملك» با همفكري تني چند از صاحبنظران متن قانوني را تدارك ديد كه به «قانون عتيقات» مشهور است و هنوز هم به قوت خود باقي است و اساس قوانين مربوط به ميراث فرهنگي ايران بشمار ميرود. اين قانون در همان سال پس از تصويب مجلس شوراي ملي (وقت) به مرحله اجرا درآمد و دو سال بعد، آييننامه اجرايي آن تهيه و به تصويب هيئت دولت رسيد و جان تازهاي به كالبد «شعبه عتيقات» دميد كه پس از تجديد سازمان در سال 1308ش. به نام « دايره تحقيقات» زير پوشش اداره كل معارف انجام وظيفه ميكرد. روند كار و لزوم گسترش سازماني اين تشكيلات موجب شد تا چندي بعد به ادارهاي مستقل تبديل شود و با عنوان «اداره كل عتيقات» زيرنظر و سرپرستي « گدار» به امور محوطه بپردازد. از سال 1309ش. يعني يك سال پس ازورود گدار به ايران تا تأسيس موزه ايران باستان در سال 1316ش. «اداره كل عتيقات» كه از ادغام «موزه ملي» و «دايره عتيقات» شكل گرفته بود، زيرنظر مستقيم «گدار» اداره ميشد. چند سالي هم شادروان «دكتر علي فرهمندي ـ عليمالملك ـ» رياست آن را به عهده داشت و مرحوم «محمد تقي مصطفوي» به عنوان عضو آن اداره كل و «سليمان سپهبدي» و «حيدرقلي شاملو» در پست بازرسان عتيقات انجام وظيفه ميكردند. محل اين اداره كل در همان ساختمان عمارت مسعوديه بود. دقيقاً معلوم نيست كه در چه زماني «اداره كل عتيقات» نخست به «اداره باستانشناسي» و سپس به «اداره كل باستانشناسي» تغيير نام داده است ولي شواهد حاكي از آن است كه اين تغيير نام كه منجر به متحول شدن اداره كل عتيقات نيز گرديد، در فاصله سالهاي 1314 تا 1316ش. صورت گرفته است.
«گدار» در خرداد ماه 1332ش. از سوي دولت متبوع خود بازنشسته شد ولي به نظر ميرسد كه تا سال 1339 ش. يعني هفت سال ديگر در ايران بود و در اين سال براي هميشه ايران را ترك گفت. پس از وي مرحوم «محمدتقي مصطفوي» كه سابقه طولاني در تشكيلات باستانشناسي ايران داشت و به همراه هيأتهاي خارجي كار كرده بود به جانشيني وي منصوب شد و تا سال 1337 ش.م كه بازنشسته گرديد در رأس تشكيلات باستانشناسي قرار داشت.
در اين دوره، همراه با فعاليت هيئتهاي باستانشناسان خارجي، تعدادي برنامه صحرايي باستانشناسي را باستانشناسان ايراني به شرح زير به مرحله اجرا درآوردند:
1ـ كاوش تپه «اسماعيلآباد» و «تپه موشلان» بين كرج و هشتگرد درسالهاي 38ـ1337ش. به سرپرستي مهندس علي حاكمي؛
2ـ ادامه كاوشهاي «پاسارگاد و تخت جمشيد» به سرپرستي علي سامي كه تا سال 1338ش. دنبال گرديد؛
3ـ كاوش و پيگردي «گنبد سلطانيه» در سال 1335ش. توسط صادق صميمي و محمود علمي؛
4ـ كاوش در «گرمابك» و «تماجان» و «اُمام» حوزه املش گيلان در سال 1335 به سرپرستي حبيبالله صمدي و محمود راد؛
5ـ كاوش «تپه ميل» ورامين در سال 1334 به سرپرستي مهندس علي حاكمي؛
6ـ كاوشهاي حوزه شهرستان «فسا»ي فارس درسالهاي 1338 و 1337ش. به سرپرستي فريدون توللي؛
7ـ گمانهزني در «بيستون» كرمانشاه (محل كشف مجسمه مشهور به هركول) در سال 1337ش. به سرپرستي مهندس علي حاكمي.
ضمناً در زمان سرپرستي مرحوم مصطفوي چند موزه جديد در شهرستانها راهاندازي شد كه از آن ميان ميتوان از «موزه پارس» شيراز و موزههاي «قزوين» و «چهلستون» اصفهان نام برد.
وزارت فرهنگ و هنر در خرداد ماه 1343ش. با ادغام اداره كل باستانشناسي و موزه ايران باستان و كتابخانه ملي و اداره كل هنرهاي زيباي كشور كه به امور هنرهاي سنتي وتجسمي و موسيقي ميپرداخت، شكل گرفت.
اداره كل باستانشناسي با اداره فرهنگ عامه در هم ادغام شده وادارهاي را تحت عنوان «اداره كل باستانشناسي و فرهنگ عامه» تشكيل دادند. اداره فرهنگ عامه از سال 1339ش. با انتقال موزه مردمشناسي از ساختمان اميربهادر به كاخ ابيض (كاخ وزارت دربار قديم در جبهه جنوبي كاخ گلستان) تشكيل يافته و به كار مردمشناسي به معني عام آن و اعزام گروههايي به نقاط گوناگون كشور براي گردآوري فرهنگ عامه و مردمنگاري، سرگرم بود.
موزه ملي ايران (= ايران باستان) زير چتر اداره كل ديگري به نام «اداره كل موزهها و حفظ بناهاي تاريخي» قرار گرفت. اين اداره كل به امور موزهها وثبت و مرمت بناهاي تاريخي ميپرداخت.
ضمناً در همين ايام سازمان ملي حفاظت آثار باستاني وظيفه مهم حفاظت و مرمت بناهاي تاريخي كشور را به عهده گرفت.
بخشي ازمسئوليت تعمير و بازسازي و احداث يادمانها و آرامگاههاي مشاهير و شعرا، ايران نيز به انجمني موسوم به «انجمن آثار ملي» واگذار شد كه از سالها پيش با ياري گرفتن از منابع غيردولتي و گاه دولتي موجوديت داشت و پس از تأسيس وزارت فرهنگ و هنر، تحت پوشش آن وزارتخانه درآمد.
در اين دوره يعني از سال 1343 تا 1351ش. فعاليت هيئتهاي باستانشناسي و مردمشناسي، ايراني و خارجي رونق گرفت. موزههاي بزرگ و كوچك چندي در شهرستانها تأسيس شد. ضمناً پنجمين كنگره باستانشناسي وهنر ايران در فروردين ماه 1347ش. در تهران و اصفهان و شيراز برگزار گرديد.
در سال 1351ش. اداره كل باستانشناسي و فرهنگ عامه، به دو مركز تحقيقاتي جداگانه تجزيه شد، يكي «مركز پژوهشها و كاوشهاي باستانشناسي و تاريخ هنر ايران» كه پس از مدتي به دليل طولاني بودن اسم آن، به «مركز باستانشناسي ايران» تغيير نام داد و ديگري «مركز مردمشناسي ايران». از تجزيه «اداره كل موزهها وحفظ بناهاي تاريخي» نيز دو ادارةكل «موزهها» و «اداره كل حفاظت آثار باستاني و بناهاي تاريخي ايران» بوجود آمد و «موزه ايران باستان» بعنوان يك واحد مستقل با داشتن مدير، تحت نظارت و در جوار مركزباستانشناسي ايران كه محققان و باستانشناسان را تغذيه ميداد، باقي ماند.
اين شكلِ سازماني و روند كار تا سال 1358 ش. و آغاز انقلاب اسلامي وجود داشت. ازمهمترين رويدادهاي اين دوره در زمينه باستانشناسي، تشكيل مجمع سالانه كاوشها و پژوهشهاي باستانشناسي ـ سمپوزيوم باستانشناسي ـ را بايد ذكر كرد كه همه ساله در فصل پاييز، باستانشناسان ايراني و خارجي را كه يك فصل كار صحرايي در نقاط مختلف كشور انجام داده بودند، موظف ميساخت تا گزارش و نتايج كار خود را در مجمعي با حضورمتخصصان و باستانشناسان عرضه كنند و يا مطالعات و پژوهشهاي جديد خود را ارائه نمايند. اين مجمع پنج سال متمادي تشكيل شد و گزارش سه مجمع آن به چند زبان چاپ و منتشر گرديد.
در زمينه مردمشناسي نيز كنگره بزرگ مردمشناسي در سال 1365 در اصفهان تشكيل شد كه به جمعبندي كارها و تحقيقات انجام شده پرداخت.
از اقدامات سودمند اين دوره لغو تقسيم اشياء مكشوفه و نويافته حاصل از كاوشهاي هيئتهاي خارجي بود كه تا آن وقت با استناد به قانون عتيقات و سنت موجود ساليان متمادي، دنبال ميشد. ازسال 1352ش. ديگر تقسيمي صورت نگرفت و هيئتها ناچار سهم خود را به موزه ملي ايران (موزه ايران باستان) اهدا ميكردند و چنانچه هيئتي از اين تصميم سر باز ميزد، براي انجام كاوش در آينده اجازه كار نمييافت.
با پيروزي انقلاب اسلامي ايران به فعاليتهاي متخصصان و هيئتهاي خارجي در تمام زمينهها خصوصاً در حيطه باستانشناسي و مردمشناسي پايان داده شد و بارسنگين پژوهش و حفاظت، مرمت و معرفي آثار و مواريث فرهنگي كشور به عهده باستانشناسان، معماران و مردمشناسان و متخصصان ايراني واگذار شد و آنان نشان دادند، كه عاشقانه و صادقانه قادر به انجام وظايف و مسئوليتهاي خطير فرهنگي هستند.
وزارت فرهنگ و هنر به وزارت فرهنگ تبديل شد و براي مدتي به عنوان واحدي مستقل دركنار وزارتخانه «علوم وآموزش عالي» ادامه حيات داد. قائم مقامي از سوي وزير علوم و آموزش عالي وقت مستقيماً وزارت فرهنگ را اداره ميكرد.
چندي بعد با تصويب مجلس شوراي اسلامي واحدهايي از «وزارت فرهنگ» (فرهنگ و هنر سابق) از جمله تمام تشكيلات معاونت حفظ ميراث فرهنگي آن با وزارت علوم تلفيق شد و با نام «وزارت فرهنگ و آموزش عالي» به كار پرداخت.
اداره كل حفاظت آثار باستاني ايران پس از چندي تغيير نام داد وعنوان دفتر آثار تاريخي به خود گرفت و سازمان ملي حفاظت آثار باستاني ايران تا تشكيل سازمان ميراث فرهنگي كشور همچنان به حيات خود ادامه داد. از آنجا كه پس از انقلاب تعدادي از واحدهاي سازماني وزارت فرهنگ و هنر (سابق) خصوصاً واحدهاي اجرايي در شهرستانها به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي منتقل گرديده بود، اين امر موجب بروز ناهماهنگيهايي در امور مربوط به ميراث فرهنگي شد، در تاريخ دهم بهمن ماه 1364ش. مجلس شوراي اسلامي به وزارت فرهنگ و آموزش عالي اجازه تشكيل سازماني با نام «سازمان ميراث فرهنگي كشور» را با تلفيق ادارات زير داد:
مركز باستانشناسي ايران، اداره كل هنرهاي سنتي، مركز مردمشناسي ايران و موزه مردمشناسي، دفتر آثار تاريخي، موزه ملي ايران (= ايران باستان)، اداره حفظ ميراث فرهنگي شهرستانها، اداره كل موزهها، اداره كل بناهاي تاريخي، اداره كل كاخها، سازمان ملي حفاظت آثار باستاني ايران.
مركز باستانشناسي ايران با نام جديد خود (مديريت پژوهشهاي باستانشناسي و سپس پژوهشكده باستانشناسي) به فعاليت خود در زير پوشش سازمان ميراث فرهنگي ادامه داده است.
براساس تصويب مجلس شوراي اسلامي، سازمان ميراث فرهنگي كشور از تاريخ 1371 از وزارت فرهنگ و آموزش عالي جدا شد، و در حوزه تشكيلاتي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به انجام وظيفه ميپردازد.
جدول 1 ـ كاوشهاي مهم، هيئتهاي باستانشناسي ايراني در سالهاي پس از انقلاب اسلامي از 1357 تا 1370 ش.
رديفتپه، محوطهشهر، استانزمان كاوشپيشينهمؤسسه، موزه يا دانشگاهسرپرست، سرپرستان هيئت1تپه باستاني نورآبادنورآباد، لرستان1360ش.هزاره دوم تا اوايل هزاره اول ق.م.مركز باستانشناسي ايرانمنصور سيد سجادي2ارجانبهبهان، خوزستان1361 ش.عيلامي جديدمركز باستانشناسي ايراناسماعيل يغمايي3ارجانبهبهان، خوزستان1367 ش.عيلامي جديدمديريت پژوهشهاي باستانشناسيميرعابدين كابلي4تپه ماسورخرمآباد، لرستان1363 ش.هزاره دوم تا اول ق.م.مركز باستانشناسي ايرانميرعابدين كابلي
5مسجد جامع ابرقوابرقو، يزد1364 ش.دوره اسلاميمركز باستانشناسي ايرانمحمود موسوي6قلعه مشكين شهرمشكينشهر، اردبيل1364 ش.ساساني، دوره اسلاميمركز باستانشناسي ايرانعقيل عابدي7تپه حصاركلواسان، تهران1364 ش.هزاره چهارم تا اول ق.م.مركز باستانشناسي ايرانعلي ولي نوري8گورستان باستاني پيشواپيشوا، ورامين، تهران1363ـ1364ش.اواخرهزاره دوم تا اوايل هزارهاولق.ممركز باستانشناسي ايراناحمد تهراني مقدم9محوطه باستاني كهريزككهريزك، تهران1364ش.اواخرهزاره دوم تا اوايل هزارهاولق.ممركز باستانشناسي ايرانسيفالله كامبخش فرد10شهرباستاني دره شهردره شهر، ايلام1362 ش.ساساني، دوره اسلاميمركز باستانشناسي ايران، دفتر آثار تاريخيسيفالله كامبخش فرد11گورستان باستاني مهديآباد سوخته (گلاك)شوشتر، خوزستان1366ـ1370ش.دوره پارت (اليمائي)مديريت پژوهشهاي باستانشناسيمهدي رهبر12شهرقديم سلطانيهسلطانيه، زنجان1368ـ1370ش.دوره اسلامي (ايلخاني)مديريت پژوهشهاي باستانشناسيعلياصغر ميرفتاح13تپه باستاني هگمتانههمدان1363ـ1370ش.ماد، هخامنشي، دوره اسلاميمركز باستانشناسي ايران، مديريت پژوهشهاي باستانشناسيمحمد رحيم صراف14مسجد جامعاردبيل1368ـ1371ش.دوره اسلاميمركز باستانشناسي ايران، مديريت پژوهشهاي باستانشناسيمحمود موسوي15داش كسنروستاي وير، زنجان1369ـ1370ش.دوره اسلامي (ايلخاني)مركز باستانشناسي ايران، مديريت پژوهشهاي باستانشناسيعلي اصغر ميرفتاح16شهرتاريخي حريرهجزيره كيش، هرمزگان1370ـ1371ش.دوره اسلاميمديريت پژوهشهاي باستانشناسيمحمود موسوي
17شهر تاريخي توستوس خراسان1367ـ1369ش.دوره اسلاميمديريت پژوهشهاي باستانشناسيمحمود موسوي18شهر قديم نيشابورنيشابور خراسان1366ـ1369ش.دوره اسلامي تا حمله مغولمديريت پژوهشهاي باستانشناسيمحمود موسوي
جدول 2ـ كاوشهاي مهم ، مناطق باستاني ايران
كه در دهه 70 به بعد بررسي و كاوش آنها آغاز شده و هنوز پژوهش تعدادي از آنها ادامه دارد.
رديفتپه، محوطه، بناشهر، استانزمان كاوش
شروع ، پايانپيشينهمؤسسه، موزه يا دانشگاهسرپرست، سرپرستان هيئت1اسب سرا طالشطالش، گيلان1375ـ ادامه داردهزاره4 اول ق.م.سازمان ميراث فرهنگي كشور، پژوهشكده باستانشناسيمحمدرضا خلعتبري2واوانتهران، استان تهران1374ـ ادامه داردساسانيسازمان ميراث فرهنگي كشور، پژوهشكده باستانشناسيجعفر مهركيان3بندياندره گز، خراسان1374ـ ادامه داردساسانيسازمان ميراث فرهنگي كشور، پژوهشكده باستانشناسيمهدي رهبر4زيويهسقز، كردستان1372ـ ادامه داردمانائي ـ هزاره اول ق.م.سازمان ميراث فرهنگي كشور، پژوهشكده باستانشناسينصرتالله معتمدي5تپه هگمتانههمدان، استان همدان1362ـ ادامه داردپارت، هخامنشي،مادسازمان ميراث فرهنگي كشور، پژوهشكده باستانشناسيمحمد رحيم صراف6سرخ دمكوهدشت، لرستان1377ـ ادامه داردهزاره اول پ.م.سازمان ميراث فرهنگي كشور، پژوهشكده باستانشناسينصرتالله معتمدي7سگزآباددشت قزوين، استان قزوين1377ـ ادامه داردهزاره چهارم و سوم پ.م.سازمان ميراث فرهنگي كشور، پژوهشكده باستانشناسي با همكاري مؤسسه باستانشناسي دانشگاه تهرانحسين طلايي8دره شهرپل دختر، استان لرستان1376ـ ادامه داردساساني واوايل اسلامسازمان ميراث فرهنگي كشور، پژوهشكده باستانشناسيسيمين لك پور9بررسي اسلامآباد غرباسلامآباد، كرمانشاه1377ادوارمختلفپژوهش كده باستانشناسي، موسسه باستانشناسيكاميار عبدي10چغابنوتدزفول، خوزستان1376آغازكشاورزيسازما ن ميراث فرهنگي كشور، پژوهشكده باستانشناسي با همكاري دانشگاه شيكاگوعباس عليزاده11مجموعه شيخ صفي (جبهه غربي)اردبيل1374ـ ادامه دارداسلاميسازمان ميراث فرهنگي كشور، پژوهشكده باستانشناسيمحمود موسوي