LUCKLY
29th December 2011, 08:44 PM
براي بررسي دقيقترِ كنترل ذهني يك بازوي مصنوعي كه شبيه بازوي طبيعي انسان طراحي شده، ميمونها در حال آموزش هستند. اما ذكر اين نكته حائز اهميت است كه آنان با اتكا به يك دستگاه كنترلكننده دست مصنوعي، هرگز نميتوانند لمس كنند كه در حال نواختن ويولن يا گيتار هستند. محققان به آنان آموزش ميدهند كه چگونه اين كار را با اتكا به ذهن خود انجام دهند. اگر آزمايشها موفقيتآميز باشد، با آموزش دادن به افراد معلول در كمتر از يك ماه به همين روش، ميتوان بدون هيچگونه صدمهاي اين مهم را انجام داد.
در سال 2008 اندرو شوارتز، پروفسور عصبشناسي دانشگاه پيتزبورگ پنسيلوانيا، با انتشار مقالهاي در مورد نحوه يادگيري دو ميمون ماكاكو (كه با كنترل دست مصنوعي توسط الكترودهايي كه در مغز آنان كارگذاشته شده بود، به خوردن غذا و ميوه شان مشغول شدند) نقطه عطفي را در اين زمينه بنا نهاد.
بدون كنترل ذهني دست مصنوعي، فرد معلول بيشتر وظيفه حمل آن را برعهده دارد. با اين همه شوارتز پيشبيني كرده كه طراحي و ساخت مدل جديد توام با طرحي زيبا و ظريفي است كه افراد معلول ميتوانند از آن درست شبيه دست واقعي انسان استفاده كنند.
ساختمان دست مصنوعي تقريبا به همان چالاكي بازو و دست انسان است. طراحي اين دست مصنوعي توسط گروه تحقيقاتي مايكل ام سي لافلين دانشگاه جانهاپكينز در آزمايشگاه فيزيك مريلند انجام گرفته كه از تركيب فيبر كربن سبك و آلياژ فلزي مستحكمي ساخته شده است. بازوي اين دست با 22 درجه انعطاف در برابر انعطاف 30 درجهاي بازوي انسان بهراحتي ميتواند بدون آنكه اجسام را خرد كند، آنها را محكم با خود حمل كند. چرخش مچ دست و آرنج با وزنهاي كمتر از 5/4 كيلوگرم، به آساني مانند دست انسان قابليت انجام فعاليتهاي گوناگوني را دارد.
محققان ميگويند يقينا هر كاري را كه دست انسان انجام ميدهد، ميتوان با آن انجام داد. حتي ميتوان حركت تك تك انگشتان را با آن كنترل كرد.
نمونهاي از اين دست مصنوعي توسط افرادي كه يك بازو و يا هردو بازوي خود را ازدست دادهاند، آزمايش شد. محققان با جراحي و تغيير مسير عصب بازوي از دست داده شده از درون عضلات قفسه سينه، و راهنمايي آن به سمت الكترودهاي كنترلكننده دست مصنوعي كه داراي گيرنده سيگنالهاي عصبي هستند، دريافتند بيماران پس از گذشت يك ساعت قادر به استفاده از بازوي مصنوعي هستند. البته به گفته محققان ام سي لافلين انجام اين كار امري طبيعي است؛ چرا كه مغز با دريافت آن سيگنالها در مييابد كه هنوز بازو براي دريافت فرمان آن وجود دارد كه البته اين امر خود باعث حيرت نيز ميشود.
اما در انسانهايي كه از گردن به پايين فلج شدهاند، از روش فوق نميتوان براي ارسال سيگنالهاي مغزي استفاده كرد. محققان اين پروژه ميگويند: هيچكس تاكنون موفقيتي براي كنترل ذهني عضو مصنوعي توسط انسان نداشته است؛ ما ميخواهيم با بهرهگيري از سوابق و تحقيقاتي كه انجام شده، به نتيجه مطلوب برسيم.
در سال 2008 اندرو شوارتز، پروفسور عصبشناسي دانشگاه پيتزبورگ پنسيلوانيا، با انتشار مقالهاي در مورد نحوه يادگيري دو ميمون ماكاكو (كه با كنترل دست مصنوعي توسط الكترودهايي كه در مغز آنان كارگذاشته شده بود، به خوردن غذا و ميوه شان مشغول شدند) نقطه عطفي را در اين زمينه بنا نهاد.
بدون كنترل ذهني دست مصنوعي، فرد معلول بيشتر وظيفه حمل آن را برعهده دارد. با اين همه شوارتز پيشبيني كرده كه طراحي و ساخت مدل جديد توام با طرحي زيبا و ظريفي است كه افراد معلول ميتوانند از آن درست شبيه دست واقعي انسان استفاده كنند.
ساختمان دست مصنوعي تقريبا به همان چالاكي بازو و دست انسان است. طراحي اين دست مصنوعي توسط گروه تحقيقاتي مايكل ام سي لافلين دانشگاه جانهاپكينز در آزمايشگاه فيزيك مريلند انجام گرفته كه از تركيب فيبر كربن سبك و آلياژ فلزي مستحكمي ساخته شده است. بازوي اين دست با 22 درجه انعطاف در برابر انعطاف 30 درجهاي بازوي انسان بهراحتي ميتواند بدون آنكه اجسام را خرد كند، آنها را محكم با خود حمل كند. چرخش مچ دست و آرنج با وزنهاي كمتر از 5/4 كيلوگرم، به آساني مانند دست انسان قابليت انجام فعاليتهاي گوناگوني را دارد.
محققان ميگويند يقينا هر كاري را كه دست انسان انجام ميدهد، ميتوان با آن انجام داد. حتي ميتوان حركت تك تك انگشتان را با آن كنترل كرد.
نمونهاي از اين دست مصنوعي توسط افرادي كه يك بازو و يا هردو بازوي خود را ازدست دادهاند، آزمايش شد. محققان با جراحي و تغيير مسير عصب بازوي از دست داده شده از درون عضلات قفسه سينه، و راهنمايي آن به سمت الكترودهاي كنترلكننده دست مصنوعي كه داراي گيرنده سيگنالهاي عصبي هستند، دريافتند بيماران پس از گذشت يك ساعت قادر به استفاده از بازوي مصنوعي هستند. البته به گفته محققان ام سي لافلين انجام اين كار امري طبيعي است؛ چرا كه مغز با دريافت آن سيگنالها در مييابد كه هنوز بازو براي دريافت فرمان آن وجود دارد كه البته اين امر خود باعث حيرت نيز ميشود.
اما در انسانهايي كه از گردن به پايين فلج شدهاند، از روش فوق نميتوان براي ارسال سيگنالهاي مغزي استفاده كرد. محققان اين پروژه ميگويند: هيچكس تاكنون موفقيتي براي كنترل ذهني عضو مصنوعي توسط انسان نداشته است؛ ما ميخواهيم با بهرهگيري از سوابق و تحقيقاتي كه انجام شده، به نتيجه مطلوب برسيم.