توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : حافظه جانبی برای مغز!!!!!!!!!!!!!!!
LUCKLY
16th August 2011, 10:11 AM
تصور کنید روزی بتوانید یک مموری کارت را به مغز خود وصل کنید و از فایلهای موجود در آن بلافاصله استفاده کنید. مثلا اطلاعات مورد نیاز برای یک کنفرانس یا امتحان را دانلود کنید و آن را چند دقیقه قبل از شروع جلسه در مغزتان ذخیره کنید و در جا از داده های آن استفاده کنید. یعنی یک ماتریکس تمام عیار. خب به نظر می رسد این تصور چندان هم دور از ذهن نیست. چون دانشمندان دانشگاه کالیفرنیای جنوبی توانسته اند قدمهای اولیه در این راه را بردارند.
بعد از مطالعات فراوانی که دکتر تئودور برگر و همکارانش در مورد واکنشهای شیمیایی فرآیند یادگیری کوتاه مدت در مغز موشها انجام دادند، توانستد یک چیپ کوچک بسازند که از الکترودهایی برای اتصال به مغز و افزودن به ظرفیت حافظه استفاده می کند.این پروتز عصبی قادر است سیگنالهای عصبی را ذخیره کند و درست مانند یک حافظه جانبی الکترونیکی به موشها کمک کند تا سریعتر و بیشتر یاد بگیرند.
با روشن کردن مدار، یادگیری به موشها القا می شود و آنها "یاد می گیرند" و با خاموش کردن مدار، همه چیز را به سرعت فراموش می کنند. دکتر برگر ادعا می کند که اگر بتوانند جزئیات بیشتری از فرآیند رمزنگاری سلولهای عصبی را بفهمند، قادر خواهند بود تقریبا هر چیزی را در حافظه ایجاد یا حذف کنند. دقیقا مثل یک فلش مموری که به مغز وصل می شود. در حال حاضر تحقیقات آنها بر روی موشها موفقیت آمیز بوده و هدف بعدی آنها اجرایی کردن این پروژه در مورد میمونهاست.
پژوهشگران دانشگاه کالیفرنیای جنوبی در مقاله ای که برای معرفی این تکنیک منتشر کرده اند، هدف از تحقیق بر روی چنین طرحی را کمک به بازیابی حافظه و یا افزایش ظرفیت حافظه در بیماران مبتلا به آلزایمر، سکته مغزی یا ضربه به جمجمه اعلام کرده اند. اما صبر کنید... مساله خیلی شبیه داستانهای علمی-تخیلی به نظر می رسد. اگر واقعا چنین دستاوردی در آینده محقق شود، فکر می کنید چه واکنشهایی را در میان مردم بر می انگیزد؟ چه استفاده ها (یا سوء استفاده های) دیگری می توان برای آن در نظر گرفت؟ اگر چنین فلش مموری در دسترس شما بود، چه فایلهایی را روی آن ذخیره می کردید؟
عرفان سلیم زاده
16th August 2011, 11:50 AM
من همه چیزو ذخیره میکردم همه چیزو!!!
دوست دارم که هرچیزیو تو این دنیا بدونم!!!
اگه پول داشتم بهشون کمک میکردم تا سریع تر به نتیجه برسه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
طلیعه طلا
16th August 2011, 01:55 PM
من همه چیزو ذخیره میکردم همه چیزو!!!
دوست دارم که هرچیزیو تو این دنیا بدونم!!!
اگه پول داشتم بهشون کمک میکردم تا سریع تر به نتیجه برسه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
آخی ، واسم خیلی جالبه که یه همچین دیدگاهی دارین .
تا حالا با افرادی مثل شما برخورد نداشتم.
ناراحت نمیشید ازتون بپرسم چرا می خواید همه چی رو بدونید و ضبطش کنید؟
عرفان سلیم زاده
16th August 2011, 02:13 PM
آخی ، واسم خیلی جالبه که یه همچین دیدگاهی دارین .
تا حالا با افرادی مثل شما برخورد نداشتم.
ناراحت نمیشید ازتون بپرسم چرا می خواید همه چی رو بدونید و ضبطش کنید؟
تا باهاش بتونم هر چیزی رو که خواستم بسازم و درکش کنم!
من حاضرم برای این زندگی حتی به عنوان پادو تو اون ازمایشگاه کار کنم...[entezar2]
طلیعه طلا
16th August 2011, 02:25 PM
تا باهاش بتونم هر چیزی رو که خواستم بسازم و درکش کنم!
من حاضرم برای این زندگی حتی به عنوان پادو تو اون ازمایشگاه کار کنم...[entezar2]
امیدوارم دونه های انار ذهنت ، سرخ و شفاف و آبدار باشه ، اما هنوز برام جا نتفتاده بالاخرش چی ؟
میدونین واسه خودم می خوام . این حرفه شما خیلیه .
هم سنگینه واسم ، هم شیرینه .
شاید اتفاق افتاده باشه واستون یه وقتایی بعضی مسایل ، مسیر زندگی آدمو تغییر میده . نمی خوام بگم دارین ،شما، این کار رو واسم می کنین ، اما دارین چوب کبریتو از قوطیش می کشین بیرون .
نمی دونم تونستم حرفمو بزنم یا نه؟
عرفان سلیم زاده
16th August 2011, 02:37 PM
امیدوارم دونه های انار ذهنت ، سرخ و شفاف و آبدار باشه ، اما هنوز برام جا نتفتاده بالاخرش چی ؟
میدونین واسه خودم می خوام . این حرفه شما خیلیه .
هم سنگینه واسم ، هم شیرینه .
شاید اتفاق افتاده باشه واستون یه وقتایی بعضی مسایل ، مسیر زندگی آدمو تغییر میده . نمی خوام بگم دارین ،شما، این کار رو واسم می کنین ، اما دارین چوب کبریتو از قوطیش می کشین بیرون .
نمی دونم تونستم حرفمو بزنم یا نه؟
یه حرف بهتون میزنم،بدونید ته قلب یه انسان همینه:
شیرین ترین لحظه زندگی برای یه انسان اینه که بتونه مشکلات علمی خودشو به راحتی اب خوردن برطرف کنه و چند سوال ساده بی جواب جلوی تحقق رویاشو به واقعیت نگیره...
یعنی دیگه بتونی هم وکیل کارکشته بشی هم یه فیلسوف هم متد جوشکاری رو بدونی هم خواص تموم عناصر جدول تناوبی هم طرز کار یه کامپیوتر...هزاران چیز دیگه!!![golrooz]
عرفان سلیم زاده
16th August 2011, 02:42 PM
این طوری برای داشتن یه زندگی رویایی تنها به یک چیز احتیاج دارید!
اراده...
amin_745
16th August 2011, 02:46 PM
امیدوارم یه راهی برای خالی کردن این حافظه هم داشته باشن! چون اینطوری دیگه انسان نمیتونه غمها ودردها ناراحتی و دلخوری و خیلی مسائل دیگه مثل از دست دادن عزیزان رو فراموش کنه! وهمیشه جلوی چشمش هستند! با تمام جزییات[nadidan] احتملا به اینجاش فکر نکرده بودی.
عرفان سلیم زاده
16th August 2011, 02:51 PM
سلام امین جون خوبی عزیزم؟[golrooz]
خب غم غصه ها هم جزیی از زندگیه...
اما به احتمال زیاد باید بشه پاکشون کرد وگر نه ویروسی میشه نه؟[nishkhand]
امید وارم هرچه زودتر به یه جایی برسند...
طلیعه طلا
16th August 2011, 02:55 PM
یه حرف بهتون میزنم،بدونید ته قلب یه انسان همینه:
شیرین ترین لحظه زندگی برای یه انسان اینه که بتونه مشکلات علمی خودشو به راحتی اب خوردن برطرف کنه و چند سوال ساده بی جواب جلوی تحقق رویاشو به واقعیت نگیره...
یعنی دیگه بتونی هم وکیل کارکشته بشی هم یه فیلسوف هم متد جوشکاری رو بدونی هم خواص تموم عناصر جدول تناوبی هم طرز کار یه کامپیوتر...هزاران چیز دیگه!!![golrooz]
مگه یه آدم چقد میتونه مشکل یا مشکلات داشته باشه که بخواد برای حل شون دنیا رو فتح کنه .
من نوعی ،که تنها در حال زیست نیستم ، که مشکلاتم در محدوده ی خودم باشه و با اراده بتونم بر شون فائق بیام . همون منه ، یه زندگی اجتماعی داره ، پس به تعداد افرادی که باهاشون در ارتباطه و حتی نیست با مشکل برخورد داره . یه همچین تفکری از پس این مسئله برمیاد.
در ثانی اگه این دغدغه ها ( حل مشکلات و... ) رو به نزول بره حالا نگیم از بین بره، آیا انگیزه ی زیبای دیگه ای برای زیستن ،براش باقی می مونه ؟
عرفان سلیم زاده
16th August 2011, 02:59 PM
زندگی که من ازش حرف میزنم زندگیه پر از ارامش و دوستیه!
زندگی که هیچ جهالتی توش نباشه و هیچ کسی با این جهالت به کس دیگه ای اسیب نزنه...
عرفان سلیم زاده
16th August 2011, 03:08 PM
اینم لینک منبعش:
http://ca.gizmodo.com/5813821/scientists-create-first-memory-expansion-for-brain?skyline=true&s=i
amin_745
16th August 2011, 03:09 PM
همیشه جهل نیست که به دیگران آسیب میرسونه! زیاد دونستن هم میتونه مخرب باشه و هست! خب جلوی پیش رفت رو نمیشه گرفت. جلوی سوء استفاده از پیشرفتها رو هم نمیشه گرفت.
راستی این مطلب رو خودم یک ماه پیش گذاشته بودم![bamazegi]
http://www.njavan.com/forum/showthread.php?t=98583
طلیعه طلا
16th August 2011, 03:24 PM
همیشه جهل نیست که به دیگران آسیب میرسونه! زیاد دونستن هم میتونه مخرب باشه و هست! خب جلوی پیش رفت رو نمیشه گرفت. جلوی سوء استفاده از پیشرفتها رو هم نمیشه گرفت.
راستی این مطلب رو خودم یک ماه پیش گذاشته بودم![bamazegi]
http://www.njavan.com/forum/showthread.php?t=98583
منم با داداش امین موافقم . همون قدر که علم داره با سرعت بالایی پیشرفت می کنه ، به همین نسبت مسئله اخلاق با رشد تصاعدی رو به افول و نزوله . این جا رو نظرتون چیه ؟
طلیعه طلا
16th August 2011, 03:39 PM
من سایت رو الان باز کردم نیاز به زمان دارم برای مطالعه اش . داداش عرفان، من با سایر آبجی ،داداشای ستون های پایین صفحه ( مخصوصا با کله ... ..... ها هاهاهاها ) آشنا شدم . اونا همه می دونن من یه آجی کوچیکه هستم که تازه دو روزه اومدم پیشتون . من دیروز یعنی 15 جوین شدم و 16 سالمم هست و به گفته ی دیگران ذهن نیمه بازی !!!! دارم.و تو بیشتر زمینه ها مطالعه . از بحث های فلسفی هم نمی ترسمو واردش میشم . اما همونطور که دیدید از این مبحث استقبال کردم . اگه حوصله دارید و وقت، اشکالاتمو بگیرید تا موضوع واسم جا بیفته. ولا غیر که هیچی دیگه شما رو به خیر و مارو به سلامت. امیدوارم بتونم با دلایله منطقی که میارید و زمانی که واسه این مسئله صرف می کنین ، قضیه رو واسه خودم جا بندازم. بازم از لطفتون ممنون که تا این جا رو همراه بودین. توفیق رفیق راهتان باد.
master_mind
16th August 2011, 03:48 PM
اینجوری مغزامون ویروسی میشه[nishkhand]
آقا فلش ویروسی به مغزتون وصل نکنین[khande]
به نظر من همچین دست اوردی آدمارو خنگ بار میاره[shaad]
استفاده از تمامی مطالب سایت تنها با ذکر منبع آن به نام سایت علمی نخبگان جوان و ذکر آدرس سایت مجاز است
استفاده از نام و برند نخبگان جوان به هر نحو توسط سایر سایت ها ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد
vBulletin® v4.2.5, Copyright ©2000-2025, Jelsoft Enterprises Ltd.