PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : شعر ممه را لولو برد!



amin_745
5th August 2011, 01:06 AM
عاقبت یار مرا از رو برد
خود نکردم بروم، یارو برد
اولش عشق نهان می‌کردم
آخر از سوختن دل بو برد
مکن،‌ای دل، هوس لعل لبش
بچه‌جان! آن ممه را لولو برد
امشب،‌ای ماه، به این سوی چراغ
گریه چشمان مرا از سو برد
باد تا پیچة او یک سوزد
شعلة آتش من هر سو برد
رهم آن شوخ کمان ابرو زد
دلم آن آهوی مشکین مو برد
گفتم از نرگس مستش ببرم
کی توان دستی از اینجادو برد؟
باغبان بین، که بهار از در باغ
خود برون کرد و خزان را تو برد
مرده‌شو زندگی من ببرد
کی توان لکه به شست‌وشو برد؟
روی موی آورد،‌ای چشم سیاه‌!
برو رویی که تو دیدی، مو برد
شهریارا! بهل این غم، که بهار
خیمة گل به کنار جو برد
هرکه سر باخت به چوگان وفا
گوی میدان سعادت او برد

استفاده از تمامی مطالب سایت تنها با ذکر منبع آن به نام سایت علمی نخبگان جوان و ذکر آدرس سایت مجاز است

استفاده از نام و برند نخبگان جوان به هر نحو توسط سایر سایت ها ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد